آموزش نوشتار با رسم الخط کیسوم (بخش چهارم)

زان یار دلنوازم، شکری ست با شکایت…
بخش چهارم را با معرفی مصوت های کمکی پیشنهادی آغاز می کنم.
 
Ӑ: معادل آ مثل آقا، آزادی، آرزو و …
Ӓ: معادل فتحه کشیده مثل نه، بعله، بع بع !
Ë: معادل کسره کشیده مثل شعر
Ö: معادل ضمه کشیده مثل لو، چو
Ü: معادل ندارد مثل در فارسی معادل ندارد

در کیبورد گالیکیان شماره های ۱-۲-۳ متأسفانه وجود ندارد. و این سه مصوت پیشنهادات بنده به این خط است.
اما حال سؤالی پیش می آید که پس چگونه با اینکه این مصوت ها در کیبورد نیست طبق این خط بنویسیم.
من خودم برای اینکار میانبرهایی در برنامه ی Office انتخاب کرده ام که به کمک آنها و تنها با زدن،
Alt+A=Ă و Alt+S=Ä و Alt+D=Ë و Alt+Q=ă و Alt+W(Ө)=ä و Alt+E=ë
 
متأسفانه در حال حاضر پیشنهاد دیگری ندارم برای اینکار تا اینکه روزی بتوانم با کمک دوستی آشنا به فن کیبورد تکمیلی خود را ارائه دهم. پس تا آن روز مجبورم اینگونه سر کنم.حال مثال هایی از کلماتی با این مصوت ها.
 
۱- Өyӑz: شبنم
۲- Gulӑz: افتخار
۳- Mijӑz: مزاج
۴- Ӑil: نوعی پرنده
۵- Ӑkutө: نوعی غذا برای پرندگان اهلی از پوسته برنج
۶- Ӑpilө: تاول
۷- Cikӑl: دست زدن (برای تشویق معادل căpөlө/Cөkkөlө)
۸- Cicilӑs: سنجاقک
۹- Kӑtik: دوشیزه مرغ 🙂 (مرغ جوان، مابین جوجگی و مرغی)
۱۰- Pilӑ Kut: پررو، فضول
۱۱- Piškӑl: تفاله
۱۲- Bijөs Pөlӑ: پلوی مانده
۱۳- Ӑbөškө: پنجره
۱۴- Šөlӑb/Šөlӑv: باران تند و شدید (Lăvăr)
۱۵- Kurӑ?: کجا؟
۱۶- Sumӑm: سومام (=انرژی برای من)
۱۷- Kulӑm: نوعی سکونت گاه
۱۸- Mӑ/Mӑng: ماه
۱۹- Kөvӑr: نوعی سبزی
۲۰- Musӑn/Mursön: مانند، مثل
۲۱- Hөdӓn: دادن
۲۲- Zӓn: زدن
۲۳- Tөkӓ-Dӓn: تکیه دادن، چسبیدن
۲۴- Xušӓ-Dӓn: بوسه دادن
۲۵- Dөpөlxөsӓr: لهیده
۲۶- Tuvӓ-Dӓn: انداختن (Gөntӓn/ Angөtӓn
۲۷- Kulkӓpis:نوعی پرنده
۲۸- Kӑpiš: آبدزدک
۲۹- Mӓšө: انبر
۳۰- Mӓdө: معده
۳۱- Dӓrө: نوعی داس
۳۲- Dimӓytӓn: در نظر گرفتن؟؟؟ در آغوش کشیدن
۳۳- Zӓk: بچه
۳۴- Mikӓbij: بلال
۳۵- Dөrgөndӓn: آویزان کردن
۳۶- Vөytӓn: برداشتن
۳۷- Tӓrөmөy: مه غلیظ (شاید=Šurөm)
۳۸- Nӓk: چانه (Näk Zän: هق هق زدن بر اثر گریه زیاد)
۳۹- Šӓnө: می شود
۴۰- Nөvӓnө: تمایل ندار(م.ی.د…)
۴۱- Nөvӓ Nөvӓ: به میل و رغبت
۴۲- Dën: دیدن
۴۳- Zënөm: می زنم
۴۴- Yënөm: می بینم (Dinөm)
۴۵- Mën: وسط، میان
۴۶- Tën: دیگ بسیار بزرگ
۴۷- Bubë: شده
۴۸- Bөzë: زده
۴۹- Bušë: رفته
۵۰- Šër: شعر
۵۱- Rӑšë: راه، مسیر
۵۲- Hөpirkë: جایی در پشت بدن که دست به آن نمی رسد (به جز استثنائات)
۵۳- Fivitë: پیچیده
۵۴- Në: هست
۵۵- Kin Su Kunë: کرم شبتاب
۵۶- Kөšën: کشیدن
۵۷- Jinjirë: نوعی پرنده
۵۸- Lakëy: دخترک
۵۹- Qөlën: قلیان
۶۰- Šön: رفتن
۶۱- Ӑmön: آمدن
۶۲- Xöb: خوب
۶۳- Xöj: نوعی گلابی
۶۴- Koöl: موج
۶۵- Ištösөn/Ištöbөsөn: شنیدن
۶۶- Šöndөn: پاشیدن
۶۷- Xöndөn: خواندن
۶۸- Hutö: همانطور
۶۹- Imšö: امشب
۷۰- Ӑö Lӑku/Ӑb Lӑku: لاک پشت
۷۱- Kör: دختر
۷۲- Mönө: می ماند (برای شبیه بودن)
۷۳- Hөlönө: ننو
۷۴- Zөvön: زبان
۷۵- Lӑjön: لاهیجان
۷۶- Zӓkön/Zӑkön: بچه ها
۷۷- Fucöm: خم شو
۷۸- Pөmӑdör: گوجه
۷۹- Cөšö/Cӑšö: چادر شب
۸۰- Cөr-Cөrön: باب میل بودن
۸۱- Xulfӓ Nön: نانی محلی
۸۲- Vöt: متن
۸۳- Cör: بایر
۸۴- Jör: بالا
۸۵- ŠöPөr: خفاش
۸۶- Püzü: غوزک پا
۸۷- Pünik: وصله
۸۸- Fürө: جوجه تیغی
۸۹- Fülük: تف
۹۰- Cül: نابود(زمینی که بر اثر باران زیاد گل محض می شود)
۹۱- Tül: گل
۹۲- Tüm: نهال آماده برنج
۹۳- Güli: گلو
۹۴- Burmө Güli: بغض در گلو
۹۵- Tülөngi: خم شده، دولا
۹۶- Türөng: قرقاول
۹۷- Bë: می شود
۹۸- Mөjmä/Mujmä: سینی بزرگ
۹۹- Imä: بعد، پس
۱۰۰- Xurxös: غرب

دامون

دامونم زاده زلزله‌ای مردم کش

6 دیدگاه در “آموزش نوشتار با رسم الخط کیسوم (بخش چهارم)

  • دی ۲۰, ۱۳۹۲ در۱:۴۷ ب.ظ
    پیوندیکتا

    dө ti vavinanө edame nidi ?

    aman baxi vavinanө rafa ieseyim .

    پاسخ
  • دی ۲۱, ۱۳۹۲ در۴:۴۱ ق.ظ
    پیوندیکتا

    Vөqti I Văvinönө Kөsi Kăr Nөdäštө Bun Ădөm Mäyus Bunө Dë.
    Cөšm. Säy Kunөm Kărө Piš Boburөm

    پاسخ
  • دی ۹, ۱۳۹۳ در۱۰:۳۴ ق.ظ
    پیوندیکتا

    در حال حاضر این کار فقط در سطح علمی باید انجام شودو برای استفاده عمومی مناسب نیست
    زیرا حتا دو همشهری هم خیلی جاها در تلفظ با هم اختلاف دارند.
    من به جای اینکه از علامت اضافی بر روی مصوتها استفاده کنم ابتدا برای حر مصوت خالص یک علامت تعیین می کنم و بعد برای مصوتهای میان دو صدا از روش اندکس استفاده می کنم.
    روش تطبیق دقیق املا با خواندن را برای گیلکی کاربردی نمی دانم زیرا مصوتهای گیلکی خیلی زیادند و نوشتن را سخت می کند.از این روش فقط به عنوان روش فونوتیکی ثبت لغات (آوانگاری) استفاده می کنم

    e : برای اِ
    a :برای اَ
    α آلفا : برای آ
    o : برای اُ
    u : برای او
    í : برای یی
    i : برای ئی (ای)
    y : برای ی (ی)

    ۶ تای اول مصوت های خالص هستند. i یک هجاست از نوع cv که می تواند بعد از خودش یک یا بیشتر مصوت هم بپذیرد و y در ابتدای هجا صامت و در انتهای هجا مصوت است و در وسط هجا هرگز نمی آید.
    در گیلکی التقای ساکنین ممکن است خصوصا در ارتباط با حروف ش – ژ – س – ز – ف – و – خ – ق – ر – ل – هـ
    brar – prishab – flask -و …

    در گیلکی باستانی ش و س در ابتدای جمله با کشش نقش مصوت را ابفا می کردند مانند آنچه هنوز در زبانهای آلمانی و انگلیسی دیده می شود. ولی امروزه حالت مصوتی س و ش تبدیل به اس یا ایس ، اش یا ایش شده است. برخی گمان کرده اند که این ا یا ای ابتدایی پیشوند است ولی چنین نیست.

    svarden >>> isverdan : سپردن
    shvarden >>> ishvarden: شمردن
    shtavasten >>> ishtavasten : شنیدن
    spile >>> ispile : ماهی اسپیله
    shpite >>> ishpite: نوعی گربه سان جنگلی

    پاسخ
    • دی ۹, ۱۳۹۳ در۱۱:۲۹ ق.ظ
      پیوندیکتا

      ببخشید یه سؤال منبع مکتوب از گیلکی باستانی چه کتابیه؟

    • دی ۱۰, ۱۳۹۳ در۴:۳۳ ق.ظ
      پیوندیکتا

      خب به‌هرحال برای قیاس کردن بایستی مقایسه بین دو چیز باشه دیگه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *