تمدن مارلیک-دیلمان گیلان

محدوده تمدن مارلیک-دیلمان در محوطهٔ باستانی کوهپایه ای و کوهستانی استان های گیلان ، مازندران ، قزوین و شمال تهران و شرق آذربایجان است که در این ناحیه آثاری مربوط به بیش از هفت هزار سال قبل پیدا شده است . واژه مارلیک برگرفته از دو واژه (مارد) و (لیک) است و این تمدن به مردم آمارد تعلق دارد. پژوهشگران نام مارلیک را برگرفته از واژگان زبان گیلکی میداند. تپه مارلیک و تمدن مارلیک-دیلمان تا سال های دهه ۱۳۴۰ ناشناخته بود اکثر آثار باستانی بدست آمده در بازار ها به فروش میرسیدند! این تمدن سرانجام توسط  دکترعزت‌الله نگهبان که پدر باستان شناسی ایران نامیده میشود کاوش شد. در این دشت  پنج تپه مارلیک ، زینب بیجار ، دور بیجار ، پیلا قلعه و جازم اهمیت بیشتری دارند.

 

مردمان تمدن مارلیک پادشاهی نیرومندی در این ناحیه داشتند که دامنه نفوذ آن شامل گیلان و مازندران و شرق آذربایجان میگردید و مرکز آن تپه مارلیک در گیلان بود و اقوام آن هم اقوام بومی این ناحیه بودند.  مردمان این تمدن مردگان خود را بنا بر آیین خود و همراه با اشیاارزشمند به خاک می‌سپردند. در این تپه ۲۵ آرامگاه وجود دارد و در برخی از آنها بازمنده استخوان به دست آماده‌است. در همهٔ آرامگاه‌ها اشیایی مانند ظروف سفالین، دکمه‌های تزئینی، انواع سرگرز، پیکان، جام‌های چینی، طلا، نقره و مفرغ، خنجر، شمشیر، مجسمه‌های برنزی و سفالی، سرنیزه و کلاه‌خود و… پیدا شده‌است. پارچه‌های به دست آماده نیز خبر از وجود بافندگی در هزاران سال پیش در گیلان می‌دهند. همچنین در کاوشگری‌ها آثار ساختمان چهار دیواری پدیدار شد که در حدود ۳۰متر مساحت داشت و به نظر می‌آمد آرامگاه یا معبد باشد. جام‌های شیشه‌ای در این محوطه از اولین نمونه‌های صنعت شیشه سازی بشر است.

 

مهر استوانه‌ای یافت شده در یکی از گورستان‌های بخش دیلمان که گورهای گبرها نام دارند. مربوط به بیش از ۵ هزار سال قبل می‌باشد. این مهر در موزه لنینگراد نگهداری می‌گردد. در تمدن مارلیک-دیلمان مردم به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند. و مردگان خود را همراه با اشیایی که نقش خورشید داشتند به خاک میسپردند زیرا خورشید در فرهنگ مردم مارلیک-دیلمان نقش مهمی داشت.پروفسور آندره گدار در کتاب معروفش، هنر ایران ارزش تزئینات به دست آمده از گورستان ها و محوطه های باستانی دیلمان را قابل مقایسه با هنر یونان قدیم دانسته و نوشته است،در قبرستان های نواحی املش، پیرکوه، دیلم و غیره اشیای کشف شد که بیشتر قطعاتی از سفال سرخ رگ هستند. در قبرستان های دیلم سفال منقوش وجود ندارد یا اگر داشته باشد بدست نیاورده اند، اما عده ی زیادی اشیای طلا و نقره در آن جا کشف شده که تزئیناتش گاهی با هنر یونان یا هنر اتروسک خویشی پیدا می کند. آثار یافته شده از نواحی مختلف دیلم، بیش از هر چیز بیانگر این حقیقت است که کوهستان های گیلان در هزاره های پیشین خاستگاهانسان هایی بوده است که به مرتبه بالایی از فرهنگ و تمدن دست یافته بودند.
 

دکتر نگهبان معتقد است برخلاف آنچه تا کنون در اکثر کناب های باستان شناسی نوشته شده است مرکز تمدن مارلیک در تپه مارلیک بوده و آثار آن مستقل از دیگر مناطق خاورمیانه می باشد و نفوذ جریان هنری از این منطقه آغاز شده و به سایر مناطق خاورمیانه رسیده است. همچنین پژوهشگران به نامی چون هرتسفلد، آرتور کیث، هنری فیلد، گیرشمن و دیاکونوف بر این باورند که به استاد و دلایل مختلف در حدود ۵۰۰۰سال پیش در گیلان باستان تمدنی پیشرفته تر از سایر نقاط وجود داشته است. برخی قدمت تمدن های گیلان را به ۷۰۰۰ سال پیش می رسانند. و گروهی از پژوهشگران نیز بر این باورند که تمدن گیلان تاثیرات بسزایی در تمدن های همسایه همچون آشور داشته است.        

 
جام مارلیک یکی از معروف ترین آثار عصر آهن در تمدن مارلیک-دیلمان است. این جام جامی از زر ناب و به ارتفاع ۱۸ سانتی متر است. ارتفاع نقش‌های برجسته جام به ۲ سانتیمتر می‌رسد. نقش میانی جام درخت زندگی است که در هر دو سوی درخت ۲ گاو بالدار که از درخت بالا می‌روند. در این مجسمه برای نقش گاو هنر بیشتری به کار گرفته شده است که این نشاگر اهمیت گاو در زندگی مردمان این تمدن است . هویت گیلانی سازندهٔ این جام از نمایش نیم رخ بدن حیوان‌ها و سر آنها از رو به رو آشکار است. در کفّ این جام گلی نقش بسته که در میان آن یک خورشید با شعاع منظم نقش بسته‌است.اسکناس‌های پانصد ریالی ایران بعد از تاسیس بانک مرکزی با تصویری از نقش جام مارلیک چاپ و نشر می‌شد. نقش جام مارلیک از سال ۱۳۴۱ هجری شمسی تا سال ۱۳۵۸ بر یک سوی این اسکناس‌ها جاپ می‌شد.

 

http://caspiland.com/wp-content/uploads/mojarradat_Upload_11331379864.jpg

 

این آثار بدست آمده در مارلیک نشانگر تمدنیست که علاوه بر بومی بودن مشخصات یک تمدن پیشرفته را در بر داشته اند . ارزش هنری این آثار از تمام آثاری که در مناطق خاورمیانه کاوش شده بیشتر است. اقوام مارلیک در این سرزمین مرکز صنایع فلزی بزرگی را به وجود آوردند که تولیدات آن از طریق تجارت به نواحی دوردست از مغرب تا حدود کرانه های شرقی دریای مدیترانه  و از جهت مشرق تا هند منتقل شده است. نفوذ این تمدن در بخش گسترده ای از دنیای باستان و حتی در تمدن های چند سال بعد مانند تمدن هخامنشی بسیار زیاد بوده است.

در بعضی از منابع تمدن مارلیک-دیلمان و تمدن املش از هم جدا می شوند . به گفته محمدرضا خلعتبری و دکتر ناصر عظیمی دوبخشری که از باستان شناس های بنام کشورمان هستند در باستان‌شناسی استان گیلان چیزی به عنوان تمدّن املش نداریم و آثاری که به این نام معروف شد مربوط به آثاری است که در دهه‌ی سی و چهل حاصل کاوش‌های غیرمجازی بوده است که در منطقه‌ی عمارلو، دیلمان و رودبار به دست می‌آمد و چون در آن زمان املش شهرکی در دامنه‌های جنگلی شهرستان رودسر بود و خرید و فروش این‌گونه آثار در آن‌جا انجام می‌شد، به اشیای املش معروف شدند وگرنه این آثار هیچ ارتباطی به منطقه‌ی املش ندارند و این اثار مربوط به تمدن مارلیک هست. (تمدن املش هیچ تفاوتی با تمدن مارلیک دیلمان ندارد) شباهت هایی که در فرهنگ و آثار مردمان سیلک و تمدن مارلیک- دیلمان وجود دارند نشانگر این است که گروهی از مردم از جنوب کاسپین (تپه مارلیک) به دلیل حمله آشوریها به منطقه سیلک کاشان مهاجرت کردند.

 

«سیلک: میدانگاه باستانی سیَلْک که در منطقه فین کاشان واقع شده‌است و پیشینه ای نزدیک به پنج هزار سال دارد . شباهات های زیادی میان این مردمان با مردمان تمدن مارلیک-دیلمان وجود دارند یکی از آنها پیداشدن دوک‌های ریسندگی و بافندگی است.  آنها برای خاک سپردن مردگان ابتدا گودالی حفر میکردند و جسد را در آن قرار میدادند سپس روی آنرا خاک میریختند تا مانند سقفی شیروانی از سطح زمین بالاتر آید و روی تپه خاکی را سنگ میگذاشتند. نمودار آن است که قوم سیلک ها پیش از آمدن کاشان چندین سده در نواحی باران خیز ساحل جنوبی دریای کاسپین زیسته‌اند .آن ها هم همانند مردمان مارلیک درون قبرها اشیای سفالی و مفرغی و تزیینی قرار میدادند. این قوم برخلاف اقوام تمدن مارلیک-دیلمان بعد ها مغلوب ماد ها و تمدن آریای شد.»

 

منابع :

[۱]-Encyclopædia Iranica, MĀRLIK

13 دیدگاه در “تمدن مارلیک-دیلمان گیلان

  • آذر ۲۶, ۱۳۹۲ در۵:۰۸ ق.ظ
    پیوندیکتا

    دمت گرم داداش ولی تمدن آریا؟
    کجا هست؟
    در ضمن من متوجه این موضوع هم نشدم که چرا گروهی از مردمان مارلیک به دلیل حمله آشوریان از کوه و مناطق کوهستانی به سمت دشت و مناطق باز مهاجرت کردن

    پاسخ
  • آذر ۲۶, ۱۳۹۲ در۳:۲۸ ب.ظ
    پیوندیکتا

    شباهت هایی که بین سیلک و مارلیک هست نشون میده هر دو تا از یک قوم بودند . حالا دلیل مهاجرتشون چی بوده شاید اختلاف وجود داشته باشه . ولی با احتمال زیاد حملات اقوام مهاجر باعث شده اینا مهاجرت کنند یا اینکه ممکنه زیاد شدن جمعیت تو تپه مارلیک دلیل مهاجرتشون بوده باشه .

     

    «سه کشور در خاور نزدیک، یعنی امپراتوری اورارتو، ایلام و آشور در هزاره اول پیش از میلاد، نخستین کشورهایی بودند که دعوی «امپراتوری جهانی» داشتند. اورارتو تا حدی موفق شد تمام فلات ارمنستان (آناتولی شرقی) و بخشی از ماورای قفقاز را متحد سازد… آگاهی ما از ایلام بسیار اندک است. اما در مورد آشور که در اوج خود در واقع نخستین «امپراتوری جهانی» بود که اکثر دنیای متمدن عصر را در بر می‌گرفت، اطلاعات زیادی داریم.» (ا.م.دیاکونف۱۹۹۱ صص۸۰-۸۱)
    آشوریان در حملات مداوم و گاه سالانه خود به قلمرو ساکنان غربی ایران، نه فقط دارایی و مایملک آن‌ها را به غارت می‌بردند، بلکه به صورت هیستریک به ارعاب و کشتار غیرنظامیان دست می‌زدند.

     


    منظور از تمدن اریایی هم اقوام مهاجر آریایی هستند . برخورد دو قوم غیر بومی و بومی را می‌توان در آثار باستانی بازمانده در تپهٔ سیلک کاشان به خوبی دید. در آنجا دو گروه متفاوت با دو نوع آداب و رسوم و فرهنگ متمایز دیده می‌شود. مثلا اقوام بومی مردگانشون رو نزدیک خانه های خود دفن میکردند ولی اقوام تازه وارد مردگانشون رو به شکل دیگه ای دفن میکردند .

    حالا این اقوام مهاجر اسمشون اریایی هست یا اسم دیگه دارند نشون میده که کاملا روی تمدن سیلک تاثیر گذاشتند .

    پاسخ
    • فروردین ۲۰, ۱۳۹۵ در۳:۵۸ ب.ظ
      پیوندیکتا

      ببخشید شما میتونید ی کمک ب من کنید آخه اطلاعاتتان خوبه ی شی رو برای تحقیق میخوام ک منبع راجع بهش زیاد باشه و همینطورم قابل دسترس

  • آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در۵:۴۳ ق.ظ
    پیوندیکتا

    ۱٫ آریایی که اصلن نبودن. چون اصلن نژادی به نام آریا وجود نداره و کلن دروغه
    ۲٫ در تمام مناطق باستانی ایران شباهت وجود داره و این دلیلش شاید چیز دیگری غیر از مهاجرت بوده باشه
    شاید که نه حتمن همه از یک قومیم دیگه. نیستیم؟ 🙂 همه فرزندان آدمیم دیگه
    ۳٫ زیاد شدن جمعیت هم ازنظر من قابل قبول نیست چون نشانه هاش موجود نیس و حتی شهری هم پیدا نشده آخه
    ۴٫ آشوریان درهجومشون به سمت غرب ایران وقتی به کوه های البرز رسیدن فک کردن به آخر دنیا رسیدن و دیگه ادامه ندادن به مسیرشون
    ۵٫ تمام مناطق باستانی ایران در کمال آرامش در کنار هم زندگی می کردن در هزاره های خاموش تاریخ و اشتراکات آثارشون به خوبی پیداست (مث گردونه مهر و بز) و زمانی که هخامنشیان (هاخام منش؟) به سرکردگی کورش دوم (ملقب به گریت) هجوم وحشیانه به شرق باستان رو به نابودی مطلق کشوندن و بعد از اون هم مورخین مواجب بگیر در راستای ایجاد تفرقه بین مردم شرق باستان تاریخی پر از جنگ و درگیری رو ساختن تا این منطقه همیشه درگیر جنگ های قومی و مذهبی و … باشه
    ۶٫ ولش
    🙂
    ۷٫ به امید اتحاد دوباره ی مردم شرق باستان

    پاسخ
  • آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در۶:۴۵ ق.ظ
    پیوندیکتا

    زیاد شدن جمعیت لزوما به شهرنشینی مربوط نیست چرا که اقوام دامدار و چادرنشین هم میتونن افزایش جمعیت داشته باشن و نمونه هاش در تاریخ دیدخ شده و این فرض که اقوام ساکن در کاسپین به علت ازدیاد نسل ناچار به مهاجرت به درون فلات ایران شده و از این طریق عناصر تمدنی کاسپین رو بسط دادن در داخل فلات میتونه جدی باشه و خیلی از محققان هم به این باور دارن

    پاسخ
  • آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در۸:۱۶ ق.ظ
    پیوندیکتا

    ولی اینکه در جنوب کاسپین شهرنشینی نبوده و مدعای دکتر عظیمی هم همینه واسه من همیشه حای سوال بوده چون در شاهنامه اومده که پادشاه ایران(تهمورث) خط و خانه سازی رو از دیوان مازندران یاد میگیره به عبارت دیگه در جنوب کاسپین بسیار قبلتر یکجانشینی و خانه سازی رواج داشته از طرف دیکه چطور ممکته سیلک کاشان شهرنشینی داشته باشه و چنوب کاسپین که خاستگاه اونا بوده اثری از شهرنشینی نبوده باشه ؟من حیث المجموع سوالات و معماهای بی پاسخ زیاده و اطلاعات در بسیاریاز موارد متناقض و گمراه کننده است

    پاسخ
  • آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در۱۲:۰۳ ب.ظ
    پیوندیکتا

    من زیاد به فرضیه مهاجرت علاقه ندارم چون انتهاش به شوونیسم میرسه در اکثر مواقع (جز این سایت و بچه هاش 🙂 )
    بله لزومن به شهرنشینی مربوط نیست اما تمدن از نشانه هاش شهرنشینیه. قبول داری؟
    مازندران شاهنامه هم به اعتقاد برخی با مازندران ما تفاوت داره و ممکنه جای دیگه ای باشه

    به امید اتحاد مردم شرق باستان

    پاسخ
  • آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در۳:۳۲ ب.ظ
    پیوندیکتا

    به احتمال زیاد شهری بوده و تمدنی بوده ولی اکثریت مردم به دلیل شرایط گیلان و آب و هوای گیلان مجبور بودند توی ۲ تا شهر جای خودشون رو تغییر بدند و به نوعی از یک شهر به یه شهر دیگه برند .

    پاسخ
  • آذر ۲۸, ۱۳۹۲ در۴:۴۶ ق.ظ
    پیوندیکتا

    این از نظر توری به نظرم منطقی تر میاد

    تا کی شود که به عمل برسد الله اعلم

    پاسخ
  • خرداد ۲۰, ۱۳۹۳ در۹:۵۶ ق.ظ
    پیوندیکتا

    با سلام و عرض خسته نباشید ، خدمت شما ، اینجانب بسیار علاقمند هستم که این مطلب را در وب خود ، با ذکر منبع منتشر کنم اگر موافق هستید ، لطفا مرا در جریان قرار دهید ، موفق باشید …

    پاسخ
    • خرداد ۲۱, ۱۳۹۳ در۷:۲۴ ق.ظ
      پیوندیکتا

      خواهش میشه

      استفاده از مطالب این سایت (از نظر من که فقط یکی از اعضای نویسنده هستم) حتتا بدون ذکر منبع هم ایرادی نداره

      اما شرط انصافه که منبع ذکر بشه

      🙂

  • مهر ۳, ۱۳۹۳ در۷:۴۲ ق.ظ
    پیوندیکتا

    پاینده باد تمام دیلمیان وتمام مردمان دیلمی تباری که تبارشان فراموششان شده مانند استان قزوین وساکنان اصلی استان البرز و دیلمیان گیلان و زنجان و مازندان

    پاسخ
  • آبان ۱۰, ۱۳۹۵ در۸:۲۳ ب.ظ
    پیوندیکتا

    تپه مارلیک دیلمان صحیح نیست
    این تپه در شهرستان رودبار و در حوالی شهر توتکابن هستش چرا دیلمان.اگر در آثار یافت شده در دیلمان چرخ بزنید می بینید که قدمت دیلمان کجا و رودبار و مخصوصا توتکابن و بره سر کجا

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *