جنگ های بومیان گیلان با اقوام مهاجر ماد

آن‌چه تاکنون در بررسی تاریخ گیلان تا آغاز دوره باستان دریافته‌ایم این بوده است که گیلان در دوره آهن بر اثر پیدایش ژئوپولتیک ویژه‌ای که در چهار سده نخست هزاره اول در منطقه خاورمیانه امروزی پدیدار شد به ناگهان به رشد و شکوفایی حیرت‌انگیزی (تمدن مارلیک-دیلمان و تمدن تالش) نائل شد که چشم‌ها را خیره می‌کند و چنان که می‌دانیم نام و آوازه آن از مرزها فراتر رفته است. این رشد و توسعه تمدن گیلان تا سقوط آشور در سال ۶۱۴ ق.م به دست دولت آریایی ماد تداوم یافت. به باور دکتر ناصر عظیمی دوبخشری با پدیدار شدن دولت ماد در غرب ایران و سپس با برانداختن دولت اورارتو، شمال غربی فلات ایران نیز به قلمروی دولت آریایی ماد افزوده شد و شرایط مساعد ژئوپولتیکی گیلان که ما آن را محرک نیرومندی برای بنیاد توسعه تمدن مارلیک-دیلمان و تمدن تالش در گیلان معرفی کرده‌ایم،  از بین رفت و در نتیجه از این دوره به بعد قلمروی امروزی گیلان در روابط دیگری با اولین سازمان سیاسی ایرانی قرار گرفت. ما این تحول پدیدآمده جدید در تاریخ گیلان را که شرایط ژئوپولتیکی مناسب برای توسعه تمدن در گیلان را منتفی می‌نمود از آغاز روی کار آمدن دولت ماد می‌دانیم که بر روند شکوفایی تمدن در گیلان تاثیر منفی برجای گذاشت و محرک‌های رشد و شکوفایی تمدن دوره آهن را از بین برد. [۱]

 

امواج پی در پی مهاجرت آریاییان به گیلان و مازندران، از اوایل هزاره ی دوم پیش از میلاد، از دوسوی خاور و باختر دریای کاسپین و از راه ورارود(ماورا النهر) و قفقاز صورت گرفت. این مهاجرت ها که با تهاجم و حمله همراه بود، باعث ایجاد تحولات و دگرگونی های بنیادی در زندگی اقوام و مردمان بومی ساکن در فلات ایران شد. ادغام گروه های قومی مختلف مانند کاسیان (کاسیان از اقوام کاسپین ها هستند که به فلات ایران مهاجرت کردند) [۲] در یکدیگر و پیدایش اقوام و قبایل جدید و نیز سربرآوردن دولت های آریایی نژاد در فلات ایران، از نخستین و مهم ترین پیامد های مهاجرت آریاییان بود.

 

نکته مهمی که در مطالعه ی مهاجرت آریاییان به فلات ایران باید مورد توجه قرار گیرد، این است که بر اساس روایات تاریخی بازمانده از آن دوران و نیز یافته های باستان شناسی، اقوامی که در سواحل جنوبی دریای کاسپی (کادوس ، آمارد) در اواخر هزاره ی دوم و اوایل هزاره ی اول پیش از میلاد می زیستند، استقلال خود را در برابر تازه واردان آریایی حفظ کردند و از اطاعت و پذیرش فرمان آن ها خودداری ورزیدند. [۳]
 

اقوام مادی از نخستین گروه های مهاجر آریایی به فلات ایران بودند که در نیمه ی اول هزاره ی پیش از میلاد، با ایجاد اتحادیه ای از امیرنشین های پراکنده که پیوسته زیر حمله های خردکننده آشوریان قرار داشتند، موفقق به تشکیل دولتی آریایی نژاد در باختر ایران شدند( بین ۷۰۱ تا ۵۵۰ پیش از میلاد). این حادثه سرآغاز دوره ای تازه در تاریخ سیاسی و فرهنگ و تمدن جهان باستان به شمار ی آید. از آن پس تاریخ آسیا، از جمله تاریخ گیلان به گونه ای دیگر رقم خورد و سرگذشت تازه ای پیدا کرد. [۴]

 

تجربه تمدن مارلیک-دیلمان و تمدن تالش و سپاهیان ورزیده‌ای که در رویارویی با آشور و دیگر دشمنان فراهم آمده و تجارب بیش از سیصد سال رویارویی در جنوب و غرب دریای کاسپین با آشوریان در اثر مهاجرت و پناهنده‌گی بدان‌جا منتقل شده بود، به شکل‌گیری یک تخصص ویژه در این ناحیه از گیلان کمک کرد و آن تخصص جنگیدن در مقابل دشمن بود .بر اساس نوشته های مورخان قدیم چون گزنفون، دیودور سیسیلی و کتزیاس، روابط مادها و اقوام ساکن گیلان بر پایه های دشمنی وجنگ با یکدیر استوار بود و مادها هیچ گاه موفق نشدند سرزمین گیلان را به قلمرو فرمانروایی شان بیفزایند و اقوام ساکن در آن را به سرسپاری به خود وادارند. [۵]

 

موارد مخالفت کادوسی ها با مادها در منابع تاریخی بصورتهای گوناگون آمده است که ما قسمتی از آن را قرار دادیدم:

دیاکونوف در این باره چنین گفته است: «منطقه ی کوهستانی واقع در جنوب شرقی مسیر سفلای رود ارس و بعد نواحی مصب امرد(قزل اوزون) که توسط قبایل کادوسیان و کاسپیان مسکون بوده و جزو آن سرزمین(ماد) حساب نمی شده است.»
در جایی دیگر از تاریخ ماد از قول کتزیاس یونانی که به مدت ۱۷ سال به عنوان پزشک دربار داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی در ایران سکونت داشت، نوشته است: «کادوسیان از قدیم با مادی ها دشمن بوده اند و برای نخستین بار فقط سر به اطاعت کوروش نهادند.»

دکتر ناصر عظیمی دوبخشری: «گیلان نمی‌توانسته به تسلط هخامنشیان درآمده باشد به همان دلیلی که هفت‌صد سال بعد تازیان با همه قدرت ایمان و ابتکار عملی که در جنگ‌های با ایرانیان پس از پیروزی‌های‌شان در قادسیه، جلولا و به ویژه نهاوند از آن بهره می‌بردند، نتوانستند چنین کنند. البته در آینده در این باره خواهیم نوشت.»
تاریخ ایران کمبریج می خوانیم: «آن بخش از سرزمین ماد که در حاشیه دریای خزر قرار داشت، ناحیه ی جغرافیایی و قوی متمایزی از خاک ایران را تشکیل می دادند که به استقلال سیاسی گرایش داشتند.»

ذبیح الله صفا در این باره نوشته است: «در همان ایام در ناحیه مختلف نجد های ایران، طوایفی مانند عیلامیان و تپوریان و کادوسیان و آماردیان و قبایل سیاه پوست و بدقیافه دیگری ساکن بودند و مهاجرین آریایی برای تصرف سرزمین های جدید، به جنگ های سختی با آنان محتاج گشتندو با این طوایف – که غالبا مردمی جنگجو و بلند قامت و قوی و نیرومند و متمدن یا نمیه وحشی و متدین به دینی غیر از دین آریایی بودند – در افتادند، قسمتی از داستان های حماسی ما مربوط به همین جنگ های سخت ایرانیان در داخل نجد های ایران است و آن داستان هایی که درباره ی جنگ ایرانیان و دیوان (مردم جنوب کاسپین) در کتب حماسی خویش داریم.»
کتزیاس: «اشاره می کند که کادوسی های کناره دریای کاسپین هرگز سر به اطاعت مادها ننهادند کادوسیان علاوه بر اینکه دارای قدرت و استقلال بوده اند، توانستند هویت خود را در مقابل مادها حفظ کنند.»

ریچاردن فرای در اثر خود، میراث باستانی ایران نوشته است: «در شمال ارس که مرز ماد بود، کاسپی ها و کادوسی ها می زیستند که گویا جزو قلمرو ماد نبود.»
جرج کامرون به هنگام سخن گفتن از ماد ها از کادوسیان یاد کرده و نوشته است: «بیشرینه ی خاک ایران فرمان بردار هوخ شتره بودند، امام کادوسیان که در ناحیه باریک گرم، میان کوه های البرز و دریای کاسپین زندگی می کردند، از پذیرفتن سیادت وی خودداری کردند. کادوسی ها پس از جنگ با آرته یس و پیروزی بر او، از سکونت گاه های خود خارج شدند و سرزمین های زیر فرمان مادها را بارها مورد تاخت و تاز قرار دادند. این وضع تا زمانی که دولت ماد به دست کوروش هخامنشی در سال ۵۵۰ پ.م برانداخته شد، ادامه داشت.»

 

در زمان آرته یس که بر اساس گفته ها و موافقت روایت های کتزیاس و هرودوت، استنباط می شود که باید یکی از امرای محلی مادها باشد، جنگی میان کادوسی ها و مادها پیش آمد. مورخان منشأ این واقعه را فردی بنام پارسد می دانند. او مردی شجاع و دلاور بود که توانسته بود در دربار ماد نفوذ پیدا کند. بعدها بدلیل رنجش حاصل شده از دربار ماد که منابع تاریخی علت آن را توضیح نداده اند، با سه هزار پیاده و هزار سوار نزد کادوسیها رفت. انتخاب کادوسیه توسط پارسد نشانگر عدم رابطه مناسب کادوسیان و مادها می باشد. با استقرار در کادوسیه، پارسد خواهرش را به عقد یکی از متنفذین این قوم در آورد. در یکی از جنگ هایی که میان ماد و ککادوس ، آرته پادشاه ماد حدود ۶۰۰۰۰ نفر از سپاهیانش را از دست داد . با گذشت زمان او بیشتر مورد توجه کادوسی ها واقع گرفت. او مردم کادوسی را بر علیه مادها تحریک می کرد. در طول زمامداری او همواره به قلمرو ماد حمله می شد. او جانشین خود را مجبور ساخت که سوگند یاد کند که همواره آتش کینه کادوسی ها را نسبت به مادها زنده نگه دارد و لعنت و نفرین فرستاد به هم نژادان و کادوسی که از در صلح با مادها درآیند . [۶]

 
منابع:
[۱]- نشریه گیله‌وا، گیلان ریشه‌ها، دکتر ناصر عظیمی دوبخشری

[۲]- ایرانویج، ص ۳۰

[۳]-سرزمین گیلان، آلکساندر خودزکو، ص۲۹

[۴]- تاریخ ماد، دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز
[۵]- تاریخ ماد، دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز

[۶]- گیلان، اچ. ل. رابینو،ص ۴۵۲

3 دیدگاه در “جنگ های بومیان گیلان با اقوام مهاجر ماد

  • دی ۱۴, ۱۳۹۲ در۴:۵۶ ق.ظ
    پیوندیکتا

    همه ی چیزی کی بنویشتی دوروس ولی آریاییه می کویه جا بدم؟

    ناقلن خسی یته پ.ن بنی بگی کی آمو آریائنه قوبول نأریم برأر

    پاسخ
  • دی ۱۴, ۱۳۹۲ در۴:۵۸ ق.ظ
    پیوندیکتا

    ذبیح الله صفا وؤتم چرت محض بؤ.

    «و قبایل سیاه پوست و بدقیافه دیگری ساکن بودند » یعنی خأن بگون آریائن خوجیر دیم دشتن و باخی …

    پاسخ
  • فروردین ۹, ۱۳۹۵ در۶:۲۷ ب.ظ
    پیوندیکتا

    سلام خسته نباشید
    میخواستم بدونم جنگ بین ماد ها و تالشی ها در کجا و چه مکانی اتفاق افتاده .
    با تشکر

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *