حاشیه نشینی و توسعه ناموزون شهری رشت

کلانشهر رشت به عنوان مرکز استان گیلان و بزرگترین شهر شمال کشور در معرض رشد و گسترش سرطان گونه پدیده ای آسیب شناختی موسوم به حاشیه نشینی قرار دارد. رواج حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ، معرف نادیده انگاشتن مبحث توسعه شهری پایدار در برنامه ریزیها است. مقصود از توسعه پایدار، برداشتی از رشد اقتصادی است که خواهان عدالت و امکانات زندگی برای تمامی مردم و نه فقط بخش کوچکی از افراد اجتماع است. امروزه پدیده شهری شدن و رشد و گسترش بی رویه شهرها بالاخص در کشورهای جهان سوم بدل به یک معضل اساسی گردیده است. توسعه فیزیکی ناموزون و نامتعادل شهرها پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی داشته است. یکی از آثار و پیامدهای زیانبار توسعه ناموزون و نامتعادل شهری مبحث حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی است که عنایت ویژه نسبت به آن را می طلبد چراکه مناطق حاشیه ای محیط مستعدی برای پیدایی و نمو انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی از قبیل اعتیاد، فحشا، جرم و جنایت، بزهکاری و … فراهم می سازد که می تواند تهدیدی اساسی برای کلیت جامعه تلقی گردد.
 
به نظر می رسد که شهر رشت به طور جدی در معرض این پدیده آسیب شناختی قرار گرفته به نحوی که برنامه ریزی جدی مدیران شهری در این زمینه را می طلبد. بنا به برخی از برآوردها مساحت اراضی حاشیه نشین شهر قریب به ۸۰۰ هکتار تخمین زده می شود. چنانچه نقشه جامعی از جرایم خطرناک در شهر تدوین گردد ملاحظه خواهد گردید که منبع قابل توجهی از توزیع مواد مخدر و شیوع و رواج جرایم خشن و قانون شکنیهای عمده از نقاط حاشیه ای شهر نشات می گیرد که در مواردی می تواند برای هویت شهر، خطرناک و تهدیدزا باشد و احتمال محاصره متن شهر توسط این حاشیه های مولد آسیبهای اجتماعی، می تواند زنگهای هشدار را به صدا درآورد. بنا به نتایج پژوهشهای صورت گرفته اکثر حاشیه نشینان، مهاجران روستایی هستند که با کوله باری از فقر و محنت و به قصد دستیابی به زندگی بهتر جذب زندگی شهری شده اند و تخصص آنها که بیشتر در زمینه کشاورزی سنتی بوده اینک در مشاغل سیاه و کاذب و فعالیتهای ساختمانی، خدماتی، خدماتی، کارگری ساده، دستفروشی و به عبارتی در بخشهای غیرمولد به کار افتاده است. همچنین می توان از عدم مشارکت، احساس تبعیض، نداشتن روحیه تعلق شهروندی و … به عنوان ویژگیهای عمده شخصیتی شهروندان نام برد.
 
در میان حاشیه نشینان نگرش منفی نسبت به نحوه اجرای قانون و رعایت آن وجود دارد و این مواضع منفی در جریان زندگی روزمره و از خلال فرایند جامعه پذیری فرزندان و تعامل با همسایگان و افراد محل بازتولید می شود و در طول زمان به شکل یک عقیده نسبتا ثابت و عام درمی آید که تغییر آن دشوار می باشد. حضور کمرنگ مسوولان اجرای قوانین (نیروی انتظامی، دادگستری و…) در بین محلات حاشیه نشین این نگرش منفی را تثبیت و تشدید می کند.
 
تصور منفی حاشیه نشینان از محل سکونتشان به لحاظ وجود جرایم مختلف، احساس امنیت اجتماعی و روانی را در آنان تضعیف می کند و به این ترتیب احساس هویت و تعلق مکانی را در آنها نقصان می دهد و زمینه برای کاهش حس مسوولیت پذیری و مشارکت در امور محله در آنها در آنان فراهم می شود. آمار بالای نزاعهای دسته جمعی و اعتراضات گروهی این مناطق نسبت به کل شهر از دو طریق تاثیرات نامطلوبی بر فضای اجتماعی، فرهنگی این مناطق دارد از یک طرف به تداوم نوعی فرهنگ خاص می انجامد چراکه بر اساس آن به این نتیجه می رسند که باید حق و حقوق خود را از طریق اعتراض و پرحاشگری به دست آورند و این امر در جریان زندگی روزمره در ذهنیت نسل جدید و جوان جای می گیرد. برای مثال کارا بودن راههای غیرقانونی در برابر شیوه های قانونی در دستیابی به خواسته های مشروع نظیر آسفالت معابر محل، آب شرب و… و از طرف دیگر به شکل گیری نوعی خرده فرهنگ کجرو و باندهای خلافکار و گرایش به نزاع و الگوهای رفتاری حشونت آمیز کمک می کند و به دلیل ضعف در سیستم کنترل اجتماعی، این الگوها و وقایع به شدت اشاعه می یابد. لذا در نظام تصمیم گیری و اجرا باید به علتها توجه خاص نمود.
 
برخی از پیامدهای تهدیدکننده دیگر حاشیه نشینی در کلانشهر رشت را می توان به قرار زیر برشمرد:
– رشد و گسترش مشاغل سیاه و کاذب در سطح شهر، رشد بزهکاری و جرایم و و نیز بیماریهای جسمی و روانی.
– ضعف در تعلق به هویت شهری، واگرایی شدید نسبت به قوانین شهری، انزواطلبی و …
– رواج خرده فرهنگهای خاص مناطق حاشیه ای که به سختی جذب فرهنگ شهری می شوند و این امر، علاوه بر فقر فرهنگی افراد، امکان نفوذ از نظر فرهنگی و اجتماعی را در برای اجرای برنامه های محتلف اجتماعی مانند بهداشت، تنظیم حانواده و… با مشکل مواجه می سازد.
– رواج فرهنگ فقر در مناطق حاشیه ای به گونه ای که کودکانی که فرایند اجتماعی شدن(جامعه پذیری) را در این نواحی طی می کنند گرچه به لحاظ بهره هوشی و استعداد تحصیلی با سایر کودکان تفاوتی ندارند اما به دلیل پرورش در این محیطهای جرم خیز، خودبه خود ویژگیهایی نظیر هدفگذاری برای آینده، برنامه ریزی تحصیلی و … در ذهنیت آنها نهادینه نشده است.
– محیط مستعد برای آشوبهای اجتماعی، جوانانی که در محیطهای حاشیه ای پرورش یافته اند با توجه به رواج احساس محرومیت نسبی و عدم توانایی ارضاء نیازهای خود به صورت بالقوه به ناراضی هایی تبدیل می شوند که ممکن است با وقوع هر حادثه ای یا با سازماندهی شدن به وسیله اراذل و اوباش به اخلال و برهم زدن امنیت عمومی دست بزنند. از سوی دیگر عدم شکل گیری نهادهای مدنی و غیرمتمرکز بودن حاشیه نشینان باعث شکل گیری تجمعات و اعتراضات غیرعقلانی می شود. وجود بحران هویت در این مناطق(افرادی که از محل زندگیشان گسسته و بریده شده اند اما هنوز پایگاه خود را در مناطق حاشیه نشین محکم نکرده اند و به عبارت دیگر به لحاظ هویتی معلق هستد) باعث مقاومت در مقابل جریان نهادینه سازی جامعه می شود.
 
برخی از علل عمده رواج حاشیه نشینی در شهر رشت را نیز می توان به قرار زیر برشمرد:
– ضعف برنامه های مشخص و موثر برای پاسخگویی به نیاز سرپناه کم درآمدها
– عدم پیش بینی فضای مسکونی کافی و مناسب اقشار کم درآمد در طرحهای کالبدی شهری و اعمال استانداردهای خارج از استطاعت ایشان.
– دسترسی ناچیز به نظامهای رسمی اعتباری و وام مسکن برای کم درآمدها به ویژه شاغلین در بخش غیررسمی اقتصاد.
– وجود باندهای قدرت نامشروع و سوداگران زمین باز به موازات اهمال و ناتوانی در نظارت و کنترل بر ساخت وسازها.
 
راههای مقابله با حاشیه نشینی در شهر رشت:
نگاهی به سیاستها و برنامه های مبارزه با فقر شهری در ۵۰ سال گذشته نشان می دهد که سکونتگاههای غیررسمی و مناطق محروم شهر به عنوان بخشی از سیستم شهری بیستی مورد پذیرش واقع شوند به همین دلیل برنامه های سماندهی و ارتقاء شرایط زیست محیطی این مناطق از بالاترین اولویت برخوردار می باشد. بنابراین پایداری و استمرار هر اقدام(عمرانی، اجتماعی و …) زمانی امکان پذیر است که نقش شرکت کنندگان از دریافت کنندگان منفعل به به مدیران فعال تغییر کند. بنابراین بایستی از عملکردی استفاده گردد که باعث خودکفایی این اجتماعات شود. حمایت از قشر بسیار فقیر این سکونتگاهها از طریق اجرای برنامه های ویژه و کمکهای مالی(خرده وام) و تامین و تضمین حق مالکیت، بهترین مشوق و محرک برای سرمایه گذاری ساکنان در احداث مسکن و تسهیلات زیربنایی است. به عبارت دیگر در محیطی که منابع محدودند، هر عاملی که خودیاری را در جامعه افزایش دهد دارای ارزش بسیاری خواهد بود. بنابراین باید از منابع و قابلیتهای این مناطق جهت جهت حل مشکلات شهری استفاده و تلاش نمود تا این مناطق جذب بافت اصلی شهر گردند.

 

یک دیدگاه در “حاشیه نشینی و توسعه ناموزون شهری رشت

  • مرداد ۱۸, ۱۳۹۲ در۸:۰۴ ق.ظ
    پیوندیکتا

    آقا چرا چرت و پرت میگی ما تو رشت رشد حاشیه نشینی نداریم اگه منظورت پایین شهره اون بحث جدایی که باید مسئولین رسیدگی کنن

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *