زبان گیلکی (یکبار برای همیشه !)

بشر موجودی اجتماعی است و همیشه هم اجتماعی بوده است. هر چه در تاریخ به قهقهرا برویم، هرگز به زمانی نخواهیم رسید که بشر را در حالی ببینیم که به وضع انفرادی زیست می‌کند. بنابراین انسان همیشه نیاز به وسیله ای برای ارتباط داشته و زبان در کنار وسائل و ابزار های متنوع و متعدد دیگر مهمترین وسیله ارتباط انسان با دیگران بوده است. انسان با استفاده از زبان می‌تواند مقاصد و منویات خود را به هم نوع‌های خود بفهماند. بنابراین زبان با هویت فردی و اجتماعی مردم آمیخته است و عامل پیوند فرهنگی و تاریخی در بین مردمان یک ملت یا قوم است. به نوعی زبان نمایشگر حوزه مشخصی از تجربه‌هاست و مسائل و پدیده های یک سرزمین را به شکل اختصاصی تفسیر می‌کند. [۱]

 

درذهن بسیاری از مردم این تصور وجود دارد که هر یک از کشور های جهان زبانی مختص به خود را دارند، بدین معنی که مثلا مردم ایران فارسی، مردم روسیه روسی و مردم انگلستان انگلیسی صحبت می‌کنند. این تصور نادرست است زیرا قلمرو جغرافیایی کشور های مختلف مسأله ای سیاسی است و همانطور که گفتیم زبان مسأله ایست فرهنگی و تاریخی. مرز های قلمرو زبان از یک طرف بر خلاف مرز های سیاسی کاملا بریده و مشخص نیست و از طرف دیگر این مرز ها به راحتی متحول نمی‌شوند. از این‌روی زبان هایی یافت می‌شوند که قلمرو آنها از مرز های سیاسی دو یا چند کشور می‌گذرد یا کشور هایی هستند که در آنها چند زبان وجود دارد. [۲]

 

گوناگونی زبان ها در یک مرز سیاسی مشترک نیازمند طبقه‌بندی این زبان‌هاست و برای طبقه‌بندی زبان ها نیاز است تا مرز بین زبان و گویش و لهجه معین شوند. یک زبان ممکن است دارای گویش‌های مختلف (گونه‌هایی که اختلاف واژگانی و ساختاری دارند) و نیز لهجه‌های گوناگون (گونه‌هائی که تنها تفاوت‌های تلفظی دارند) باشد. [۳] حال برای فهمیدن زبان یا گویش بودن گیلکی باید ببینیم تفاوت زبان و گویش در چیست؟

 

برای تعیین مرز بین زبان و گویش و طبقه‌بندی آنها بطور کلی از دو گروه معیارهای زبانی و غیرزبانی (سیاسی، فرهنگی، جغرافیائی و…) استفاده می‌شود. در زبان شناسی برای تعیین تفاوت های گویش و زبان ملاک های زبانشناختی وجود دارد. زمانی یک گونه (گونه اصطلاحی خنثی است، گونه زبانی چیزی است که مشخص نمی شود زبان است، یا گویش، یا لهجه) در تمام سطوح ساختاری سگانه: «آوایی و واژگانی و نحوی با گونه ای دیگر تفاوت داشته باشد از نظر زبان‌شناسی آن گونه زبان جدا از گونه‌ی دیگر است. حال در این مقاله تفاوت دو گونه زبانی گیلکی و فارسی را با معیار های زبانشناختی بالا مقایسه می کنیم.»

 

زبان گیلکی آواشناسی متفاوتی با فارسی که زبان معیار و رسمی است، دارا می‌باشد. در این زبان آواهایی وجود دارند که به زبان فارسی نرسیده‌اند. مثلا مصوت Ө پرکاربردترین مصوت در زبان گیلکی ست که می توان گفت در اکثر کلمات این زبان وجود دارد و به نوعی نشانه ایست از زبان گیلکی در زبان گویشوران گیلک زبان، که باعث تمایز گیلک زبانان از دیگر هموطنان می شود. [۴] نوشته زیر اختلاف در واکه‌های زبان گیلکی و فارسی معیار نشان داده شده‌است. [۵]
«سگ: SӨK
برنج: BӨJ
فریاد: Ijgөrө
سفید: Өsbө
اشک: Ӑrsu
رفتن: Šön
بریز: Fušön
گل: Tül
خون‌مرده: Xun Dөmir»
با این تفاوت های آوایی کسی که زبان مادریش گیلکی نباشد بدون آموزش گیلکی نمیتوان این جمله را «Mi Cušmө Su Bušö» بخواند.

 

۲) تفاوت واژگانی گیلکی و فارسی

واژه های زبان گیلکی در مقابل زبان فارسی متفاوت است و این تفاوت به اندازه ای است که فهم‌پذیری متقابل در میان این دو گونه زبانی را غیر ممکن می‌کند. به قابلیت تفهیم و تفاهم میان دو گونه زبانی فهم‌پذیری متقابل می‌گویند. [۶] بنابر این تعریف فارسی شیرازی، فارسی تهرانی و فارسی خراسانی گویش های زبان فارسی است ولی زبان گیلکی به دلیل لغات و تفاوت های زیادی که با زبان فارسی دارد نمی‌تواند گویش زبان فارسی باشد. برای مثال یک فارسی زبان هرگز نمی‌تواند معنی این جمله گیلکی را متوجه شود : «چیچینی‌ئه دارˇ جؤر فأندرستی؟ یا می دیل گیلانˇ ره تاسیان ایسه.»

«نگاه کردن: فأندرستن
ساختن: چأکودن
بیدار شدن: ویریشتن
رفتن: شوئون
اجازه دادن: وئلشتن
شد: ببؤ
صدا کردن: دوخادن
بگرد: وامج
بالا: جؤر
پایین: جیر
کنار: ویجا
شعله آتش: بل
سبز و آبی: کاس
سنجاقک: چیچیلاس
گاو نر: ورزا
اردک: بیلی
افسردگی همراه با حس دلتنگی شدید: تاسیان
آب گل آلود و کدر : تول
گردو: آغوز
عنکبوت: لابدان
گنجشک: چیچینی
گربه جنگلی: ایشپیتیکا
قابلمه: تیان
تمشک: ولش
نیشگون: چوملوس
دختر: کؤر و لاکو
پسر: رئک و ره
بیماری: ناخؤشی
دندان: گاز
مرغ جوان بین جوجکی و مرغی: کتیک»

 

۳) تفاوت نحوی گیلکی و فارسی

گیلکی دستور زبان مختص خود را دارد و کتاب های مختلفی برای دستور زبان گیلکی نوشته شده‌است. [۷] در آخرین بخش، تفاوت نحوی گیلکی و فارسی را بررسی می‌کنیم.
-موصوف و صفت یا مضاف و مضاف‌الیه در گیلکی برعکس فارسی است. برای مثال «گلِ قرمز» نوشته میشود «سؤرخˇ گؤل» یا «چشم دامون» می‌شود «دامونˇ چؤم».
-نشانه های جمع در گیلکی و فارسی متفاوت هست. «ئن و أن و ؤن» در گیلکی نشان های جمع هستند. در گیلکی زمانی که کلمه با «ای» تمام شود «ئن» نشانه جمع هست مانند «کاسپی‌ئن».
-«را» مفعولی در زبان گیلکی تبدیل به پسوند «ه» میشود. مثلا «من میرزا را دیدم» در گیلکی میشود «مؤ میرزائه بیدم».
-تفاوت ضمیر انعکاسی و شناسه‌ها و پیشوند ها و پسوند های و… دو زبان گیلکی و فارسی نشان از تفاوت ساختاری و دستوری این دو زبان است. [۸] [۹]

 

این اختلاف نحوی و همراه با دیگر تفاوت هایی که در دیگر سطوح زبان ملموس است زبان گیلکی را کاملا از فارسی جدا می کند و از نظر زبانی اینچنین استدلال میکنند که گونه گیلکی زبانی متمایز از فارسی است. ولی ممکن است برای تعریف زبان و گویش و تشخیص آنها از یکدیگر، از معیارهای غیرزبانی نیز استفاده شود. برای مثال طبق تعریف پیترو بمبو در قرن شانزدهم آنچه فاقد ادبیات است، زبان نیست. [۱۰] اگر ادبیات به معنای نوشتاری باشد اساسا هیچ زبانی تا همین زمانهای اخیر وجود نداشته است. اما در این تعریف هم زبان گیلکی حرفی برای گفتن دارد. زبان گیلکی ادبیات شفاهی غنی دارد و در آن داستان های حماسی و اسطوره ای و عشقی زیادی سینه به سینه نقل شده است. در ادبیات شفاهی گیلکی داستان های مختلفی از رشادت های مردمان گیلان و مازندران برای حفظ سرزمین مادری خود یا حفاظت از محیط زیست و حیوانات وجود دارد که این ادبیات غنی تاریخ و فرهنگ کهن این سرزمین و این زبان را نشان می‌دهد. [۱۱] [۱۲] [۱۳]

 

زبان گیلکی از گرگان تا گیلان دارای چندین گویش و لهجه است که گویش های گیلکی بدین گونه تقسیم می‌شود: «گیلکی مازندرانی شرقی و گیلکی مازندرانی غربی(تبری) و گیلکی تنکابنی و گیلکی گالشی و گیلکی بیه‌پیشی و یلکی بیه‌پسی». اولین اشعار گیلکی که به صورت مکتوب به دست ما رسیده سروده‌های سید شرفشاه گیلانی در سال های ۱۳۸۷ تا ۱۴۹۲ میلادی نوشته شده‌است. وی، بنا به تحقیق دکتر رضا مدنی، ظاهرا در قرن هشتم، مقارن دوران فرمانروایی امیر ساسان گسکری (آغاز فرمانروایی ۷۸۹ هـ) می‌زیسته است. اشعار گیلکی شرفشاه گیلانی یکی از قدیمی‌ترین آثار مکتوب زبان گیلکی است. [۱۴] «می دلبری گردˇ دیمی و برزˇ بالا … دندان بدر مانه و لب لعلا مانه»

 

در گیلکی طبری هم آثار زیادی وجود دارد همانند ابیات و عباراتی پراکنده در لابلای سطور قابوس نامه، تاریخ طبرستان ابن اسفندیار، تاریخ رویان اولیاءالله آملی و تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ظهیرالدین مرعشی بر جای مانده است. افزون بر اینها مفردات و ترکیبات طبری قدیم را در جای جای تاریخ مازندران شیخ علی گیلانی، تحفه المؤمنین حکیم مؤمن تنکابنی، فرهنگ انجمن آرای ناصری، فرهنگ آنندراج و … می‌توان یافت. آنچه میراث مکتوب طبری را از دیگر زبانها ممتاز می‌سازد وجود چندین ترجمه از قرآن کریم است. [۱۵] [إنّا أعطَیناکَ الکَوثَرَ: «اما ترا هادائیم یا محمد (ص) وهشتی خونی چشمه»]

 

از شاعران معاصر که به گیلکی شعر سروده اند میرزا حسین خان کسمایی، محمد علی راد باز قلعه ای (افراشته)، میرزا کوچک خان جنگلی و میرزا ابراهیم خان(سراجالدیوان) را باید نام برد. اولین روزنامه گیلکی سال ۱۹۱۷ میلادی به کوشش میرزا غلامحسین کسمائی منتشر شد و اشعار انتقادی گیلکی از او بر جا مانده که غالب آنها در سال ۱۹۲۸ میلادی در مجلهٔ فروغ چاپ رشت، به همّت مدیر آن مجله، ابراهیم فخرایی، گردآوری و منتشر شده‌است. [۱۶] شاعران گیلکی سرای نسل جدید، شیون فومنی، رحمت موسوی، محمد ولی مظفری و رحیم چراغی و محمد بشرا و نیما یوشیج و محمد فارسی را می‌توان نام برد. هسا شعر سبکی مدرن از شعر گیلکی است که توسط محمد بشرا، رحیم چراغی و محمد فارسی از اوایل دهه هفتاد پایه‌ریزی شد. [۱۷]

 

از نظر کتب تاریخی هم بار ها اشاره شده‌است که زبان گیلکی کاملا جدا از فارسی بوده و فارسی زبان ها نمی‌توانستند گیلکی را بفهمند. اصطخری درباره این ناحیه گیلان و دیلمستان می‌نویسد: «زبانشان یکتاست و غیر از فارسی و عربی است» یا مقدسی نیز می‌گوید: «زبان ناحیه دیلم متفاوت و دشوار است». [۱۸]
با در نظر تمام این معیار ها زبانی و حتی غیر زبانی گیلکی زبان است و لفظ گویش برای آن نشان دهنده بی دانشی و نگاهی آلوده بر باور های غلط است.

 
[۱]-لاندمان-ترجمه م-خوشنام، زبان و جامعه شناسی(پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
[۲]-محمدرضا باطنی، جامعه شناسی زبان(پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
[۳]-وحید رنجبر، زبان و گونه‌های زبانی(ویکی فارسی)
[۴]-واکهٔ بی‌رنگ یا شوا (schwa) در زبان‌شناسی به واکه (مصوت)ی گفته می‌شود که با نماد <ə> نشان داده می‌شود.

[۵]-آموزش رسم‌الخط کیسوم (الفبا و مصوت های کیسوم)

[۶]-فرهنگ لغات گیلکی که حدود ۶ تا ۱۰ هزار واژه گیلکی در آنها نوشته شده است :
-محمود پاینده، فرهنگ گیل و دیلم فارسی به گیلکی
-فریدون نوزاد، فرهنگ لغت گیله گب
-احمد مرعشی، فرهنگ لغات و اصطلاحات گیلکی به فارسی
-فرهنگ گیلکی به زبان خارجه روسی تدوین کریمووا، محمدزاده، راستار گویوا
[۷]-جعفر بخش‌زاد محمودی، دستور زبان گیلکی
[۸]-ضمیر انعکاسی

[۹]-زبان‌شناسی گیلکی (پورهادی (۱۳۸۴ و ۱۳۸۵) که یکی از محققین ممتاز در قلمرو دستور زبان گیلکی)

[۱۰]-بمبو در ۱۵۲۵ رساله‌ای دربارهٔ نثر ایتالیایی نوشت و نقش مؤثری در توسعهٔ زبان و دستور زبان ایتالیایی داشت.

[۱۱]-اسطوره سیاگالش

[۱۲]-بمانی

[۱۳]-افسانه کو‌کو تی‌تی

[۱۴]-کتابخانه آکادمی بخارست – رومانی

[۱۵]-متون طبری، حبیب برجیان، فصلنامه آئینه میراث (ویکی فارسی)

[۱۶]-دانلود روزنامه جنگل(سایت کتابناک)

[۱۷]-هساشعر موجز و کوتاه است و علی‌رغم مدرن بودن از لحاظ زبان و شیوهٔ بیان، فضای آن عموماً طبیعت محض و به دور از فضای شهری است.(هساشعر را اغلب نزدیک به هایکوی ژاپنی و تأثیرگرفته از آن دانسته‌اند.)

[۱۸]-دکتر پرویز ناتل خانلری، زبانها و گویش‌های ایران(کتاب تاریخ زبان فارسی)

18 دیدگاه در “زبان گیلکی (یکبار برای همیشه !)

  • بهمن ۱۹, ۱۳۹۳ در۱۰:۴۵ ق.ظ
    پیوندیکتا

    این مساله آنقدر واضح است که حالا میتوان به راحتی ادعا کرد افرادی که همچنان در قیاس با فارسی، گیلکی را لهجه یا گویش مینامند باید یک فکری به حال دگم‌های ذهنی و نظرگاه واپسگرای خود بکنند.
    وقتی زبانهای اروپایی همچون فرانسه، اسپانیولی، کاتالان و پرتقالی و… را با هم مقایسه کنیم میبینیم خیلی راحت میتوان با همین منطق آقایان «لهجه‌ی گیلکی» گفت: این زبانها که کلماتشان نه تنها مشترک است بلکه کلمات متفاوتشان هم از یک ریشه است و تنها صورت دفرمه شده‌ی بیان یکدیگرند!
    پرسش این است که چرا باید یک زبان مشخصرا معیار و قیم قرار دهیم و باقی را در قیاس با آن بسنجیم؟
    از طرف دیگر، گونه‌های زبانی همواره در طیفی پیوسته، درهمرفتگیهایی دارند که تعیین مرز و خط را دشوار میکند. از اساس جوامع انسانی گونگونیهای در هم پیوسته‌اند و این دولتها و ایدئولوژیهاشان هستند که مرز و خطمیکشند و میگویند: از اینجا به بعد گیلان است. یا ایران است. یا فلان و بهمان است.
    به درستی نوشتید «یکبار برای همیشه!»
    باید از این بحثها عبور کرد و فارغ شد و خرده‌گیر احتمالی را ارجاع داد به انواع گفتگوها و یاددشتها و اصلن وضعیت موجود ادبیات معاصر گیلکی.
    فارغ از این بحثها، من معتقدم با کشاندن بحث هویت قومی و زبان گیلکی به گستره‌ی مباحث مدرن و اندیشه‌ی انتقادی، هم میتوان از وضعیت چندگانه و اقتدارگریز لهجه‌های گیلکی نه به عنوان ضعف که به عنوان مزیت برخوردار شد و هم از دل فعالیت برای زبان گیلکی به امکانی برای سامان دادن نظام فرهنگی غیرمرکزگرا و غیرمعیارگرا و غیراقتدارگرا اندیشید. و در نتیجه از درافتادن تلاشهای موجود به ورطه‌ی نژادپرستی، ناسیونالیسم، دولت‌فریبی، دولتی‌مشربی، فاشیسم و سرکوب دیگری جلوگیری کنیم.
    آنچه با عنوان ناتوانی در درک و فهم لهجه‌هایدیگرگیلکی عنوان میشود از نظر من باید در سطحی دیگر از زبان و ذیلامتناع گفتگو و درک دیگری طرح شود. همان دلیلی که باعث میشود یک نفر از محله‌ی جماران رشت هیچ دلالت مشترکی در دالهای یک ساکن گلسار نیابد یا یک شهروند مذهبی سنت‌دوست نتواند با یک شهروند نوگرا و سکولار به گفتگو بنشیند، درست همان دلیل است که موجب میشود بعد از این همه سال و این فاصله‌ی اندک و این پیشرفت تکنولوژی ارتباطی یک رشتی و لاهیجانیهنوز لهجه‌ی هم را درنیابند.
    پس به جای ایستادن در سطح فنی باید مساله را به ساحت رادیکالتر (ریشه‌ای‌تر) برد.

    نتیجه؟ ما وظیفه‌ای جز مدرن بودن و پی‌ریزی امکانهای گفتگو نداریم و در این پروژه بی‌شک تولید محتوای ارزشمند (خواندنی و شنیدنی) به زبان گیلکی و ور رفتن و ورز دادن و درآمیختن با این زبان و بالا بردن آگاهی و سوادمان درباره‌اش بخش مهمی خواهد بود.

    پاسخ
  • بهمن ۱۹, ۱۳۹۳ در۸:۴۶ ب.ظ
    پیوندیکتا

    موتا جان خسته نباشید ، واقعا زیبا بود دستت درد نکند.
    سوالی دارم :
    برای اولین بار چه کسی به غرب مازندران طبری را اطلاق کرد.
    شرق و غرب مازندرن را جدا از تنکابن و رامسر نمی توان دو گویش متفاوت دانست، تفاوت نحوی و یا دستوری مشاهده نمیشود فقط در مناطق مختلف اصرار بر قاعده ای بیشتر است برای مثال: ( بدیه دارمه ) هم در شرق و هم در غرب استفاده می شود اما در غرب رایج تر است و طوری نیست که یک ساروی یا گرگانی متوجه نشود.
    تفاوت واژگانی به هیچ وجه محسوس نیست ، در اینجا نیز اصرار بر سری واژگانی است که چند معنا دارند، برای مثال : بِریم و در یا درگا ، هردو به معنای بیرون است و در شرق و غرب مازندران استفاده می شد ، اما در شرق مازندران بِریم رایج تر است.
    و اما می توان گفت تنها فرق ملموس لهجه است که باز همچون طیف نوری، پیوسته است. برای مثال : میروم: در شرق مازندران : شومبه و در غرب مازندران شومِّه / در شرق مازندران که باز خود به لهجه های مختلفی را در بر می گیرد : جونکا، جونِکاِ جوندِکا و غرب مازندران جانکا
    و اصلا چرا غرب را طبری نامید ، چرا شرق نه و یا به کل گیلکی طبری که نامی صریح است

    خیلی خوب است به شعرایی چون امیر پازواری و یا نیما یوشیج اشاره کنی چون این دو در کنار دیکران یکبار برای همیشه حرف را تمام می کنند.

    بهتر است اشکاری میکردی که اینان تنها نمونه های تفاوت هستند نه همه البته برای آنانی که همچنان بر جهالت خود اصرار می ورزند.

    پاسخ
    • بهمن ۲۰, ۱۳۹۳ در۵:۳۹ ق.ظ
      پیوندیکتا

      سلام
      ۱- قطعا امیر پازواری مهمترین و تاثیرگزار ترین شاعر شمالی محسوب می شود چه در مازندران چه در گیلان و چه در طالقان و الموت

      ۲- در مورد نامگزاری و حتی تقسیم بندی گویشهای زبان گلکی / گیلکی اختلاف هایی وجود دارد
      به لحاظ تاریخی کلمه تبرستان و تپور اشاره به کوهستان دارد به نظر می رسد بخش اول کلمه طالقان با کلمه تپور مرتبط است که بعدا در سیر تطور کلمه به تال و تل در گیلکی نو تبدیل شده است در نزهه القلوب طبرستان و سمنان یک واحد و جلگه مازندران و گرگان یک واحد در نظر گرفته شده است که نشان از گستردگی و وسعت تمدن مازندرانی دارد

      ۳- زبان گیلکی ریشه در مازندران دارد قطعا گیلکی ریشه در زبان دهقانان منطقه رود تجن و شهر ساری دارد که اندک اندک به سمت غرب تا منتها الیه استان گیلان کشیده شد .( به نوشته های استاد کولائیان مراجعه شود )

      بنابراین ترجیح بر این هست که اگر قرار است مازندران دو گویش در نظر گرفته شود لهجه شرقی که شامل ساری است ( بخوانید شامل مازندران باستانی ) که به لحاظ تاریخی سنبل جلگه بوده گیلکی مازندرانی و بخش غربی که شامل آمل می شود و به نسبت ساری بسیار مرتبط به کوهستان و حکومت های محلی کوهستان ، گیلکی تبری خوانده شود

      البته همانطور که دماوند می گوید اختلاف ها آنقدر نیست و پیوستگی بین گویشها بسیار زیاد است ولی در تقسیم بندی زبانها ، گویشهاو لهجه ها علاوه بر ” فنوتیک و گرامر و دایره لغات ” عامل چهارمی “تاریخ زبان و درک عمومی گویشوران ” نیز تاثیر گذار است به نظر من زبانشناسان تاثیر عامل چهارم ( یعنی اختلافات بی ثمر منطقه ای – که البته متاسفانه در کل شمال هست – ) را نیز در این تقسیم بندی مد نظر قرار داده اند

      به هر حال این نظر هم قابل خدشه هست البته اکنون نظر رایج و پذیرفته شده ایست
      با تشکر

    • بهمن ۲۰, ۱۳۹۳ در۱:۰۶ ب.ظ
      پیوندیکتا

      برارَ قربان دماوند جان …
       
      من گویش‌بندی های زیادی از زبان گیلکی دیدم ولی تو این مدت فکر کنم این گویش بندی از همه درست‌تر باشه. چون تو گویش ببه و بیه پیشی و گالشی که شکی نیست. حالا در مورد دو گویش شرق و غربی مازندرانی هم شما اطلاعاتت از من بیشتر هست و شاید حرفت درست باشه.
       
      برای مثال من در گیلکی گیلان اطلاعاتم بیشتر است، در غرب و شرق گیلان هم گیلکی به گونه ای نیست که مردم حرف هم را متوجه نشوند ولی به هر حال به دلیل بعضی از تفاوت ها جزئی مثل (ایسه و هیسه) یا تفاوت های نشان جمع مثل(گیلان و گبلؤن) و همینطور شاید بنا بر گفته جواد از لحاظ تاریخی تفاوت هایی وجود داره که این دو گویش را جدا کرده.

  • بهمن ۲۰, ۱۳۹۳ در۱۲:۲۶ ب.ظ
    پیوندیکتا

    زبان گیلکی از گرگان تا گیلان و تا جنوب رشته کوه های البرز زبانشون گیلکی با لهجه مختلف است اصلا چرا باید فکر کرد گیلکی زبان نیست این بحث خیلی وقت که تموم شده فقط ای کاش مطالب علمی و تحقیق ای با این زبان کار بشه

    پاسخ
  • بهمن ۲۱, ۱۳۹۳ در۴:۳۳ ق.ظ
    پیوندیکتا

    البته تقسیم بندی کار هرکس نیست

    اما من با نظر فرهنگ در این زمینه بیشتر موافقم و البته همونجور که خودش گفته هنوز جای کار داره

    پاسخ
    • بهمن ۲۱, ۱۳۹۳ در۶:۴۴ ق.ظ
      پیوندیکتا

      کدوم حرف فرهنگ؟

    • بهمن ۲۹, ۱۳۹۳ در۷:۴۴ ق.ظ
      پیوندیکتا

      فرهنگ یه تقسیم بندی بؤته به گیله‌مردی و دیلمی و تبری

      تونی فیس‌بوکٓ مئن اونٓ جی واورسی (بپرسی)

    • بهمن ۲۹, ۱۳۹۳ در۷:۴۵ ق.ظ
      پیوندیکتا

      خا گیلکی ببون سردار. چیسه مگه؟

      دامون یته گیلکی واژه هیسه گه بوشئه فارسی مئن

      ایرادی نأره گه

  • آذر ۹, ۱۳۹۴ در۱۲:۲۱ ب.ظ
    پیوندیکتا

    سلام به همه هموطنا و هم استانیای خودم ممنونم از اینکه زحمات زیادی میکشید تا گیلان و گیلانی سرافرازتر باشه . دوستان اگر امکانش هست مکاتباتی با شبکه استانی باران داشته باشید تا مجریای این شبکه گیلکی اصیل صحبت کنن نه گیلکی مخلوط فارسی که واقعا خجالت آوره از ۱۰ کلمه که حرف میزنن ۳ تاشو گیلکی میگن و بقیه شو فارسی خواهشا یه جورایی به گوششون برسونید

    پاسخ
  • آذر ۲۰, ۱۳۹۴ در۷:۳۳ ب.ظ
    پیوندیکتا

    زبان شرق مازندران با گیلان یکی بود هردو زبان همو میفهمیدند،گویش چیه؟!توی گویش زبان از لحاظ دستوری فرق نداره و فرق تو واژگانه.
    میدونستی قواعد دستوری مازندرانی با گیلانی فرق داره؟!
    خیلی جاها متفاوته
    از لحاظ شناسه افعال
    ترکیب کلمه تو جمله و…
    هم گیلکیه رشتی بلدم هم مازندرانی ک دارم اینو میگم.درک نمیکنم که ب این دو ب چشم یک زبان نیگاه میکنید…

    پاسخ
  • اردیبهشت ۴, ۱۳۹۵ در۳:۴۶ ب.ظ
    پیوندیکتا

    خله اَنِم بیه سعی هاکن بیشتر اینان درباره بَنویسی شه هواره دار

    پاسخ
  • فروردین ۳, ۱۳۹۶ در۹:۲۹ ق.ظ
    پیوندیکتا

    با تشکر فراوان از عزیزان
    باور کنید وقتی مطالب رو خوندم، از اینقد شباهت با زبان مادری خودم، یعنی زبان کوردی، واقعا تعجب کردم!
    ایشالا که برادران عزیز گیلکی زوانم، همیشه موفق و زنده باشن.
    بژی تواو زوانان اصیل ئیرانی.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *