سخنی با تازه نفسان

خوشبختانه در سال‌های اخیر تعداد افرادی (مخصوصن جوانان) که به زبان، تاریخ، فرهنگ و هویت گیلکی علاقمند می‌شوند رو به افزایش است و این نوید را به فعالین قومی ما می‌دهد که تلاش‌های بی‌وقفه و متعهدانه‌ی آن‌ها در حال اثرگذاری است. اما در عین حال این دلهره را نیز به وجود می‌آورد که آیا اطمینانی از به بیراهه نرفتن این جمعیت به سمت عقاید افراطی و خشن وجود دارد؟
این پرسش، پرسش بسیار مهمی است که نیازمند کنکاش فراوان و ارتباط بسیار با کسانی‌ست که به عنوان علاقمند و هویت‌طلب فعالیت‌های هویت‌طلبانه‌ی خود را آغاز می‌کنند.
این نیروی تازه‌نفس و جوان که دسترسی بسیار زیادی به فضای مجازی و استعدادی شگرف در بهره‌وری از امکانات آن دارند، اگر نتوانند از منابع درست بهره ببرند و اگر بخواهند فعالیت سال‌های گذشته‌ی فعالین باسابقه را تکرار کنند مسلمن از عمل خود نتیجه نخواهند گرفت، بلکه موجبات آسیب‌ رساندن و تخریب فعالیت‌های گذشتگان را نیز به فراهم می‌سازند.
“آتشی که زبانه می‌کشد زود فرو می‌نشیند”؛ چه بسیار کسانی را می‌شناختم که با شور و شوقی فراوان قدم در این راه گذاشتند، اما پس از شش ماه، یک سال، دیگر هیچ نام و نشانی از آن‌ها پیدا نبود. گویی تنها برای پر کردن وقت به این سو گراییده بودند و با پر شدن اوقات از طرق دیگر، دیگر جایی برای این‌گونه فعالیت‌ها نداشتند و عطایش را به لقایش بخشیدند؛ و احیانن درجمع دوستان خود به عنوان فعال قومی و شخصی که زحمات بسیار کشیده و رنج‌های بسیار دیده و قلم‌ها زده، مشغول به تفاخرند.
آن‌چه مهم است این است که ما امروز به کسانی نیاز داریم که اهل مطالعه باشند و برای پر کردن اوقات فراغت خود پا به عرصه نگذاشته‌باشند.
امروز چشم‌های بیشماری در حال رصد کردن فعالیت ماست و عمده دلیل این بذل توجه، این است که فعالین ما دردمندانه، علمی و منطقی قلم زدند و می‌زنند که اگر اینگونه نبود (و بالعکس کلیت مکتوبات دوستان ما بی منطق و هتاکانه بود) به این شکل آماج حملات مختلف قرار نمی‌گرفتیم.
با در نظر داشتن این شرابط بر ماست که هنگام نوشتن با مطالعه‌ی کافی و منطق درست قلم بزنیم.
بی‌شک گفته‌ها و خواسته‌های ما در تاریخ خواهد ماند و روسیاهی به ذغال‌هایی می‌ماند که شبانه‌روز در حال لجن‌پراکنی‌های اصلاح‌گرایانه بودند.
به عنوان کوچکترین عضو این خانواده درخواستی که از تازه‌نفسان دارم مطالعه‌ی بسیار، مخصوصن مطالعه‌ی دقیق نوشته‌های دوستان دیگر است. دوستانی که سال‌ها عمر و وقت خود را صرف کرده‌اند و نتیجه‌ی کار آن‌هاست که ما امروز می‌توانیم حرفی برای گفتن داشته‌باشیم.
از جمله مسائلی که جزء مطالعات همیشگی ما باید باشند مطالعه‌ی:‌ ۱- مباحث زبان‌شناسی، ۲- مباحث تاریخی و ۳- مباحث اجتماعی،  با نگاه منتقدانه است تا از برآیند این مطالعات بتوانیم سخنی بگوییم که مستدل، علمی و منطقی باشد.
پس بخوانیم و بخوانیم و بخوانیم و بنویسیم.

دامؤن لتریج – دیا ما سینزه ۱۵۸۹

دامون

دامونم زاده زلزله‌ای مردم کش

8 دیدگاه در “سخنی با تازه نفسان

  • خرداد ۵, ۱۳۹۵ در۹:۲۹ ق.ظ
    پیوندیکتا

    دستمریزاد که درست نوشته‌ای و به‌جا
    اما کاش برای استفاده از عباراتی مانند “هویت‌طلب” یا “فعالین قومی” شرح و توضیح دقیق‌تری می‌نوشتی تا تجزیه‌طلبانِ مزدورِ ساختارِ سرمایه‌سالارِ حاکم، نتوانند با تعابیر خاص و افراطی خود، با بی‌منطقی مألوفشان، اقدام به اتهام افکنی و پرونده سازی کنند.
    توجهت را جلب می‌کنم به این بخش از سخنرانی «بهرام بیضایی» در شبهای شعر کانون نویسندگان ایران در انسیتو گوته در مهرماه ۵۷: “درست نیست که بخواهیم نویسنده یا سازنده آنچه را که ما می‌خواهیم بگوید. درست این است که بگذاریم نویسنده آنچه را که خود فکر می‌کند بگوید، و ما هم جداگانه فضایی را به وجود بیاوریم که بتوانیم در آن آنچه را که فکر می‌کنیم به زبان بیاوریم. شما نخواهید که هنرمند پشت سر گروه و قافله بیاید. او احتمالاً قرار است که جلوتر باشد. او قرار است نیازهایی را بگوید که ما می‌خواستیم. او باید چیزهایی را بگوید که ما نمی‌دانیم و می‌خواهیم” و “احتمالاً واقعیت کلمه‌ای است که همه بکار می‌بریم. سکه‌ای است که همه خرج می‌کنیم. ولی منظورمان از واقعیت، واقعاً واقعیت نیست. بلکه مصلحت است. واقعاً نمی‌خواهیم کسی همۀ واقعیت را بگوید، آنقسمت از واقعیت را می‌خواهیم که فعلاً صلاح است…”.
    کاملاً موافقم که باید ابتدا بخوانیم و بیشتر از آنچه می‌نویسیم، بخوانیم.
    یا حق

    پاسخ
    • خرداد ۵, ۱۳۹۵ در۹:۳۸ ق.ظ
      پیوندیکتا

      ممنون از شما
      حقیقتش اونهایی که مخاطب این متن بودن منظور رو میدونن.
      “تجزیه‌طلبانِ مزدورِ ساختارِ سرمایه‌سالارِ حاکم” هم ما هرجور حرفی بزنیم برای ما حرف در میارن 🙂
      اما سعی میکنم در آینده بیشتر توضیح بدم
      باز هم ممنون

  • خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ در۸:۴۸ ق.ظ
    پیوندیکتا

    من فک کۊنم وختی أمی جوانان أمی فعالانˇ قؤمی ئا کۊردان ؤ تۊرکانˇ فعالانˇ أمرأ مقابسه کؤند و وختی دیند أمی فعالان چراغ خامۊش شؤؤن درد خۊشانˇ جا فک کۊند کی حؤکمن هیکس کاری نۊکۊدأن دره هنه وأسی ئه کی یک هؤ تۊند شید ؤ …
    ببه کی فردا، جه ایمرۊ بئتر ببه.

    پاسخ
  • خرداد ۱۷, ۱۳۹۵ در۱۲:۲۰ ب.ظ
    پیوندیکتا

    تی قلمˇ قۊربؤن. دۊرۊس بنویشتی.
    می نظر اینه کی أگه خأنیم أمئه خلق/قؤم/ملت -ىا هر نؤمی که اۊنˇ سر نئنینم- ئبه خۊرؤم زیندگی ؤ خۊرؤم آىنده بنابنیم، اۊجۊر آىنده کی جنگ ؤ فقر ؤ ستم أجی خالی بۊبۊن خأ ویشتر بۊخؤنیم ؤ دۊنىا مئنˇ آزادی خاهؤن ؤ انقلابئن ؤ اندیشمندؤنˇ رچه بگیریم.
    هرکی که گیلکی گب زئنه ىا گیلکی زبؤنه بال زئنه حتماً خۊرؤم نئه؛ اینه خأ بۊدؤنیم. ظالم أگه گیلکی گب بزنه هندئه ظالمه. مؤستبد أنی هیتؤ.
    أمره خأ ىاد دبۊن کی أمئه اصلی مؤشکل اینه کی همیشک حذف بۊبؤىم. پس نخأ خۊدمؤن أنی دیگرئه حذفأکۊنیم.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *