به قدرت رسیدن سلسله گاوبارگان در فرشوادگر

دودمان گاوبارگان، (از سال ۶۴۲ تا سال ۷۶۱ میلادی) به مدت ۱۱۹ سال بر طبرستان و گیلان فرمانروایی داشت. گرچه امپراتوری ساسانی در پی شکست از اعراب فرو پاشید و یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی در سال ۶۵۱ میلادی کشته شد، اما شاهزادگان گیلانی همچنان تا سده‌ها در سرزمین فرشوادگر فرمانروایی داشتند. نامدارترین این شاهزادگان، شاخهٔ نخست گاوبارگانند.

 

پیروز فرزند نرسی در گیلان با دختر یکی از شاهزادگان گیلانی ازدواج کرد. در نتیجه این پیوند فرزندی به نام گیلانشاه متولد شد که خود فرزندی به نام گیل گیلانشاه داشت. او به نوشته ابن اسفندیار شاه بزرگی شد و بیشتر گیل و دیلم از سال ۶۴۲ میلادی خراجگزار او بودند. او رهسپار طبرستان شد. بنا بر ابن اسفندیار مردم گیلان به دلیل شجاعتی که در آرام کردن طبرستان آشفته از خود نشان داده بود به او کنیه گاوباره یا فدایی گاو را دادند.

 

گیل گیلانشاه کلاهی از سر گاوی ساخت، سپس با گاوی که بارش روی آن بود، به سوی کاخ شاهان تبری رفت و با آنان به صحبت پرداخت و به خدمت آذر ولاش، که شاه قسمت اعظمی از طبرستان بود، درآمد. و چون در جنگ چیره بود آوازه‌اش در بین اهالی تبرستان پیچید. در این هنگام از ولاش اجازه گرفت تا خانواده و اقوامش را از دیلمستان به نزد وی آورد. ولاش رخصت این کار به او داد، گیل گیلانشاه به گیلان و دیلمان رفت و چند سال بعد در زمان پادشاهی یزدگرد سوم ساسانی با لشکری از گیلکی و دیلمی به سوی خاک طبرستان عظیمت کرد. وقتی ولاش از موضوع آگاه شد این خبر را به گوش یزدگرد رسانید، یزدگرد هم پس از این که فهمید گیل گیلانشاه از خاندان جاماسب بن پیروز است به ولاش نامه‌ای نوشت و گفت: «ما را با خاندان ساسانی نزاعی نیست و به تو (ولاش) دستور می‌دهیم که ولایت طبرستان را تسلیم گیل گیلانشاه بکنی.»

 
به این طریق ولاش سرزمین رویان را به گیل گیلانشاه تسلیم کرد، گیل گیلانشاه نیز برای تشکر از یزدگرد هدایای بسیاری به وی ارزانی داشت. مدتی به همین صورت گذشت تا اینکه آذرولاش در سال ۶۶۶ میلادی مطابق با ۴۶هجری قمری به هلاکت رسید و مملکتش که از آمل تا گرگان ادامه داشت همگی به گیل گیلانشاه رسید. گاوباره در طی حکومتش که هم‌دوره با عمر بن خطاب تا یزید بن معاویه می‌شد، با اینکه اعراب حملات بسیاری داشتند، هیچگاه شکست نخورد و با پیروزی بر اعراب مانع از رسیدن آنان به گیلان و طبرستان شد.

 

سلسله گاوبارگان و گیل گیلانشاه مقاومت شدیدی در برابر اشغالگران عرب نشان دادند. بنا بر نظر چندین مورخ ایران، این مقاومت نشان دهنده بخشی از یک حماسه ملی بود. از جمله احمد کسروی نوشته‌است: «مسلمانان فرانسه را اشغال کرده بودند، تا رود لوار رسیده بودند، و این چند مرد همچنان مقاومت می‌کردند!» [۱] گیل گیلانشاه با اعراب پیمان صلح بست و اعراب متعهد شدند در صورتی که مرزها را پاس دارد، حق اشغال مناطق حکومت او را نداشته باشند و بی اجازه حتی به انها نزدیک هم نشوند.

 

سرانجام گاوباره (گیل گیلانشاه) در ۶۸۱ میلادی درگذشت. و دو فرزندش دابویه و پادوسبان بر سر حکومت نزاع کردند. سپس مرزهای پدر را دو قسمت نمودند و به این ترتیب دابویه در گیلان و پادوسبان در رویان حکومت نمودند.دابویه پایتختش را در گیلان نگه داشت. گویند دابویه که برادر بزرگ‌تر بود، بدخلق و عصبی بود ولی پادوسبان خوش‌رفتار و مهربان بود بر این اساس مردم و درباریان بیشتر به سمت پادوسبان کشیده می‌شدند. پادوسبانیان و دابویگان دو سلسله هستند که پس از مرگ گاوباره در مازندران و گیلان ظاهر شدند. پس از دابویه فرزند وی، فرخان بزرگ، به مقامش رسید.

 

منابع:

[۱]-احمد کسروی، شهریاران گمنام، ص.۶

[۲]-تاریخ مازندران و استرآباد، رابینو

[۳]-گاوباریان و پادوسبانیان، چراغعلی اعظمی سنگسری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *