شجاعت سپاهیان گیلانی در نبرد گوگمال

در دوران سلطنت داریوش سوم، آخرین شاه هخامنشی، اسکندر مقدونی به قلمرو هخامنشی حمله کرد، چنان که مورخان یونانی روایت کرده اند، کادوسیان در صف متحدین هخامنشیان در این جنگ شرکت داشتند. در این جا مورخین گفته اند، متحد، متحدین هم کشورهای شکست خورده یا تسلیم نیستند، بلاکه دو کشور که قدرت برابری با یکدیگر را داشتند متحد می شدند، اما چه شد که در اینجا در صف متحدین هستند، نشان می دهد آنها استقلال خود را پس گرفتند، شاید در همان جنگ با اردشیر سوم این اتفاق افتاده باشد.
 
بعضی از مورخین هم به این موضوع اشاره کردند که جنوب دریا که فاصله زیادی از پایتخت دولت پارسی داشتند، احتمالاً تحت سلطه مستقیم و موثر حکومت مرکزی(هخامنشیان) نبوده‌اند و این که راه مستقیمی در جنوب این دریا وجود نداشته، حائز اهمیت است. این عدم دسترسی، اسکندر کبیر را در دستیابی به مقاصد خود برای گشودن راهش به سوی شرق آن، دچار مشکل نمود. در آنجا حفاظت در برابر عشایر استپها، مهم تر از کنترل پارسیان بود.[۱] در مورد جنگ های اسکندر با آمارد ها و کادوس ها بیشتر توضیح می دهیم.
 

باز میگردیم به جنگ گوگمال و حضور کادوسی ها و آمارد ها در این جنگ. باید گفت در این جنگ تپوری ها، هیرکانی ها، آماردها، کاس ها و سکاها دوشادوش کادوسیان در مقابل یونانی ها جنگیدند. داستان دلاوریهای مردمان جنوب دریای همیشه کاسپی در این جنگ را مورخان به تفضیل نوشته اند، محتوای کلی همه ان نوشته ها این است: «داریوش سوم وقتی با حمله اسکندر مواجه شد، از تملمی ایلات و متحدین درخواست کمک کرد. در پی آن کادوسیان و دیگر اقوام کرانه های کاسپین، متشکل از ۸۰۰۰ پیادو و سواره، راهی اردوی جنگی شاهنشاه ایران شدند.» [۲]
 
داریوش این سربازن رو به چند دسته تقسیم کرد. دسته ای را با مادها و سکاها همراه کرد و آن ها را به فرماندهی یکی از سردارانش به نام آتروپات قرار داد. احتملا آتروپات هم فرمانده یکی از جناحین ارتش شده بود، خود داریوش سوم هم باید فرمانده بخش مرکزی ارتش بوده باشد. دسته ای دیگر از آنها را با دسته ای از سکاها همراه ساخت و به فرماندهی مازه برای پیشگیری از گذر مقدونی ها از دجله گماشت. این سپاهیان در جنگ، تا پایان کار داریوش نقش تعیین کننده ای داشتند. چنان که مورخان گفته اند اگر داریوش فرماندهی فاطعی بر روی سپاهیان داشت، می توانست با بهره گیری از شجاعت و توان کادوسی ها و آماردها مسیر تاریخ را به گونه ای دیگر رقم زند. کادوسی ها و آمارد ها در نبرد سنوشت ساز گوگمال یا اربیل – که در سال ۳۳۱ پ.م میان سپاه ایران و یونان درگرفت – نقش تعیین کننده ای داشتند، هنگامی که نبرد به مرحله ی حساسی رسید، مازه گروهی از سواره نظام زبده کادوسی و سکایی را برگزید و به آن ها فرمان داد جناح چپ دشمن را دور بزنند. در اینجا می توان فهمید که مازه فرمانده جناح راست ایران بوده، پس آتروپات باید فرمانده جناح چپ ایران بوده باشد. و مازه به آن ها فرمان داد پس از دور زدن دشمن به اردوگاه آن ها هجوم برده و بار و بنه ان ها را تصرف کنند. فرمان مازه بی درنگ اجرا شد و گروه بسیاری از سربازان مقدونی و یونانی کشته شدند . [۳]
 
هنگامی که چیزی باقی نمانده بود تا سپاهیان اسکندر تار و مار گردند، داریوش در برابر دشمن از خود ضعف و سستی به خرج داد و از میدان نبرد پس نشست. مازه و جنگ جویانش وقتی خبر فرار داریوش و عقب نشینی بخشی از سپاه ایران را شنیدند، ناگزیر از ادامه ی نبرد سرباز زدند و راه فرار در پیش گرفتند. باید گفت آن ها به پشت سپاه دشمن رفته بودند و تقریبا در حالت محاصره قرار گرفته بودند. اگر سپاه ایران می بود، ان ها از پشت و جناح راس از جلو به جناح چپ یونانی ها حمله می کردند. این گونه بود که ایرانیان در نبرد با سپاهیان یونانی در گوگمال شکست خوردند. [۴] این نکته در این جا باید مطرح شود که شاه ایران چند سال پیش در لشکرکشی اردشیر سوم به سرزمین کادوس ها و جنگ با کادوسیان از خود دلاوری های زیادی نشان داد و او را (دلیرترین پارسیان) معرفی کردند، ولی چطور شد که این جا این قدر وحشت کرد عجیب است . جواب این سوال راباید در کتاب های تاریخ ایران یا یونان جست. [۵] [۶]

 
پس از گریز داریوش از جنگ، سرداران ایرانی همچون مازه و آتروپات که شکست ارتش هخامنشی را شاهد بودند، سر به فرمان اسکندر نهادند و داریوش نیز به همراهی سپاهیان کادوسی و سکایی به سمت دروازه کاسپین رفت. دروازه کاسپین بر سر راه مازندران وجود دارد. نزدیک قله ی دماوند گردنه ای بر سر راه مازندران است که در گذشته به آن دروازه کاسپین گفته می شد. به طور کلی دروازه کاسپین به ناحیه ای میان کویر نمک و که البرز گفته می شود. اسکندر نیز به دنبال داریوش وارد همدان شد. در این مکان وی سپاهیان خود را به ۳ دسته تقسیم کرد، گروهی را به فرماندهی بهترین سردار خود پارمن یُن به سرزمین کادوس فرستاد تا راه کمک کادوسی ها به داریوش را ببندد و گروهی دیگر را به فرماندهی یکی دیگر از نزدیکان خود به نام کراتر برای چیره شدن به سرزمین تپوری که در سپاه ایران هم دوش کادوسیان و آماردیان می جنگیدند به طبرستان فرستاد و خود نیز با گروهی دیگر به دنبال داریوش راهی خاور ایران شد .

 

کراتر طی سازشی با ات فرادات، سردار تپوری ها، طبرستان را بدون نبرد به زیر فرمان خود در اورد. اما پارمن یه از جنگاوران کادوسی و اماردی در گیلان شکست بزرگی خورد. از این رو اسکندر که بر ایران چیره گشته بود و مغرور پیروزی هایش بود و وی را اسکندر بزرگ یا شکست ناپذیر می خواندند، خود راهی سرزمین گیلان شد.
 

آمارد ها متحدان همیشگی کادوسیان بودند و اگر اسکندر به سمت کادوس می رفت آماردها پیمان خود را زیر پا می گذاشتند و دوباره با وی می جنگیدند. پس اسکندر و سربازان یونانی وی نتوانستند پای خود را وارد خاک گیلان کنند .

 
[۱]-Gershevitch I, The Cambridge History of Iran
[۲]-ایران و شرق باستان، دیودور سیسیلی
[۳]-ایران و شرق باستان، دیودور سیسیلی
[۴]-زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران( پیش از اسلام)
[۵]-زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران( پیش از اسلام)
[۶]-ایران و شرق باستان، دیودور سیسیلی

یک دیدگاه در “شجاعت سپاهیان گیلانی در نبرد گوگمال

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *