مردمان گیلان و مازندران از نژاد کاس‌پی

موسسه ماکس پلانک برای ژنتیک مولکولی MPIMG در سال ۱۹۶۴ با انتصاب هاینز گونتر شرکت Wittmann و هاینز شوستر به عنوان مدیران موسس تاسیس شد. در سال ۱۹۷۰، سه بخش و چهار گروه پژوهشی تاریخ و مستقل، بعد از اتو واربورگ آزمایشگاه ، به یک ساختمان جدید در Ihnestraße نقل مکان کرد. پس از بازنشستگی از توماس Trautner در سال ۲۰۰۰ ، مارتین Vingron به عنوان رئیس بخش جدید برای کامپیوتر در زیست شناسی مولکولی منصوب شد. همچنین در سال ۲۰۰۰ ، استفان Mundlos ، استاد ژنتیک در Charité – Universitätsmedizin برلین ، به طور مشترک به عنوان رئیس این گروه تحقیقاتی مستقل توسعه و بیماری در MPIMG منصوب شد. در سال ۲۰۰۳، برنارد هرمان به عنوان مدیر و رئیس گروه توسعه ژنتیک (Universitätsmedizin برلین قرار ملاقات مشترک با Charité) منصوب شد.

 

تحقیقات در موسسه ماکس پلانک برای ژنتیک مولکولی متمرکز بر تجزیه و تحلیل ژنوم انسان و دیگر موجودات زنده به منظور کمک به درک جهانی از بسیاری از فرایند های بیولوژیکی در ارگانیسم، و برای روشن کردن مکانیسم بسیاری از بیماری های انسان است. هدف کلی این موسسه تلاش های مشترک تمام گروه های MPIMG برای به دست آوردن بینش های جدیدی را از ابتلا به بیماری در سطح مولکولی ، در نتیجه به توسعه درمان های پزشکی جدید مربوط است . تحقیقات ژنوم ، مطالعه سیستماتیک از ژن ها و ژنوم ها از روشی که در آن تحقیقات در زمینه ژنتیک مولکولی گرفته شود تغییر کرده است. تمرکز و ترکیب موسسه ماکس پلانک برای ژنتیک مولکولی نشان دهنده این توسعه است. [۱]

 

http://www.molgen.mpg.de/2299160/MPI-MG-New_Building_779x348.JPG

 

بر اساس گزارشی که در سوم آوریل ۲۰۰۶ از پژوهشگران دپارتمان ژنتیک انستیتو ماکس پلانک آلمان (با همکاری دو پژوهشگر ایرانی) منتشر گردید. اطلاعات ژنتیک مردوم گیلان و مازندران با مردمان دیگر ایران مثل ساکنین تهران مقایسه شد. در عین حال این اطلاعات ژنتیکی با مردم جنوب قفقاز (گرجستان) هم مقایسه شد. نتیجه این تحقیقات مشخص کرد که کروموزوم وای مردمان گیلان و مازندران که ازطریق پدر به فرزندان می رسد شباهت بسیار نزدیک به مردم جنوب قفقاز (گرجستان) دارند. برگردان خلاصه مقاله ، که از سوی موسسه ماکس پلانک در مجله کارنت بیولوژی، چهارم آوریل ۲۰۰۶ منتشر گردید را، در اینجا مرور می کنیم:

 


 

The Gilaki and Mazandarani occupy the South Caspian region of Iran and speak languages belonging to the North-Western branch of Iranian languages . It has been suggested that their ancestors came from the Caucasus region, perhaps displacing an earlier group in the South Caspian . Linguistic evidence supports this scenario, in that the Gilaki and Mazandarani languages (but not other Iranian languages) share certain typological features with Caucasian languages . We analyzed patterns of mtDNA and Y chromosome variation in the Gilaki and Mazandarani. Based on mtDNA HV1 sequences, the Gilaki and Mazandarani most closely resemble their geographic and linguistic neighbors, namely other Iranian groups. However, their Y chromosome types most closely resemble those found in groups from the South Caucasus. A scenario that explains these differences is a south Caucasian origin for the ancestors of the Gilaki and Mazandarani, followed by introgression of women (but not men) from local Iranian groups, possibly because of patrilocality. Given that both mtDNA and language are maternally transmitted, the incorporation of local Iranian women would have resulted in the concomitant replacement of the ancestral Caucasian language and mtDNA types of the Gilaki and Mazandarani with their current Iranian language and mtDNA types. Concomitant replacement of language andmtDNA may be a more general phenomenon than previously recognized.


 

این آزمایشات ژنتیکی گواهی بر کاس‌پی بودن نژاد مردم گیلان و مازندران دارد و اثبات می‌کند که برخلاف زبان گیلکی و تبری (که در گروه زبانهای ایرانی هستند) خود مردم گیلان و مازندران، به سایر ایرانی ها از جمله فارسی زبان ها (Y Chromosome Analysis) هوموژنوس نیستند، ولی اصیل ترین مردمان ساکن سرزمین ایران (mtDNA Analysis) می‌باشند.

بر اساس این گزارش که در نشریه Current Biology منتشر شد، نشان داد که mtDNA افراد نمونه گیری شده (که فرزند آن را از مادر به ارث می‌برد) به سایر مردمان ساکن در آسیای غربی (همانند سایر اقوام ایرانی) بیشتر از اروپایی ها نزدیکی دارد. در این میان، مردم گیلان و مازندران در دسته‌ای که در آن کرد های کورمانجی(زازایی) قرار داشتند جای گرفتند.همچنین نتایجی از آنالیز رشته کوروموزوم های Y (که از طریق پدر به پسر می‌رسد) بدست آمد که نشان داد، تک گروه‌های J2 و R1 به میزان زیادی در گیلانی ها و مازندرانی وجود دارد و جالب آنکه نوع تک گروه J2 بسیار بیشتر از سایر ایرانی ها به قفقازی ها شباهت دارد.
به علاوه تک گروه I که به مقدار بسیاری در میان سایر ایرانی ها یافت می‌شود، در میان گیلانی ها و مازندرانی ها به هیچ وجه وجود ندارد، و به مقدار کمی در میان قفقازی ها است. همچنین تجزیه و تحلیل MDS به صورت شفاف نشان داد که گیلانی ها و مازندرانی ها بسیار نزدیک به مردمان جنوب قفقاز(گرجی ها) هستند و ایرانیان مقیم تهران و اصفهان بسیار دورتر از آن ها قرار دارند.

 
 
پی‌نوشت:
[این مطلب صرفا برای شناخت بیشتر تاریخ ایران منتشر شده است. نژادشناسی یکی از شاخه‌های مردم‌شناسی است که به بررسی و واکاوی ریشه و چگونگی دین، زبان، ساختار اجتماعی و پراکندگی نژادها، قومیت‌هاو یا ملت‌ها می‌پردازد. لذا از خوانندگان کاسپی سامؤن درخواست میکنیم فقط برای شناخت بهتر تاریخ و پیشینیان سرزمین خود این مطلب را مطالعه کنند.

تمام نژاد ها و قومیت ها و گونه های زبانی زیر سایه پرچم ایران است که زیباست و این ملیت ماست که رنگین کمان زیبای مردمان مشرق زمین را گرد هم آورده است.

«اِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ اِخْوَهٌ» «مومنان فقط برادر یکدیگرند» «سوره حجرات آیه ۱۰»]
 
منابع:

[۱]-برای نمایش سایت موسسه ماکس پلانک کلیک کنید .

[۲]-برای نمایش نتایج کامل آزمایشات ژنتیک کلیک کنید .

[۳]- سایت درویش علی کولاییان

58 دیدگاه در “مردمان گیلان و مازندران از نژاد کاس‌پی

  • اردیبهشت ۹, ۱۳۹۳ در۶:۲۸ ق.ظ
    پیوندیکتا

    این تحقیقی که توسط این موسسه انجام شده به نظر من به برخی نکاتی تاریخی و ظاهری توجه نکرده و تنها معیار رو علم ژنتیک قرار داده.

    ۱- بسیار از مناطق سرزمین قفقاز در گذشته بخشی از ایران بوده و نژاد اون مردم اگه با تهرانی ها و اصفهانی ها تفاوت داره این خیلی طبیعیه، به دلیل اینکه نژاد مردم اصفهان و تهران عموما از نژاد اصلی آریا، گروه پارس ها میباشد، اما مردم قفقاز از پارس ها نیستند، و عموما ترکیبی از پارتها و مادها ( دیگر گروههای اصلی نژاد آریا ) و یا تورانیان هستند.

    ۲- تفاوت ظاهری بین گیلانی ها و مازنی ها کاملا مشهوده و وضعیت بدنی، سیاهی و سبزگی چهره بسیاری از مازنی ها و تفاوت فرم چشم ها و گونه و بینی، این دو تیره رو از هم متمایز میکنه، و به نظر من نمی توان این دو مردم رو از یک تیره در نظر گرفت، اینکه در این تحقیق رگه هایی از کردها در مازنی ها پیدا میشه این درسته و به دلیل مهاجرت کردهای منطقه عراق در بخشی از تاریخ به مازندرانه اما این اختلاط در گیلانیان نیست و شبهات برخی گیلانیان به برخی کردها به نظر من به دلیل وجود ریشه مادی در این دو هست، به نظر من گیلانی ها رگه هایی از مادها در خود دارند مانند آذری ها و کردها و برخی مناطق قفقاز.

    پاسخ
    • اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۳ در۴:۱۶ ق.ظ
      پیوندیکتا

      سلام جناب علیرضا

      چنتا سؤال داشتم:

      ۱٫ نژاد اصلی آریا یعنی چه؟

      ۲٫ اگر هخامنشیان که پارس (گروه اصلی نژاد آریا) چرا به مردم بابل سیاه سر مبگفتند؟
      این یعنی آن ها سیاه سر نبودند؟
      اگر نبودند پس مثلن بور بودند

      ۲-۱٫ پس آیا اصفهانیان و تهرانیان اینقدر تغییر نژادی درشان پدید آمده که به این حد از ریشه خارج شدند؟ یا کلن (کلاً) از نژاد دیگری هستند؟

      ۳٫ بر چه اساسی مردم قفقاز ترکیبی از ماد و پارت اند (دیگر گروه اصلی آریا)؟

      ۴٫ توران؟ توران نژاد است؟
      …………..

      براساس گفته ی مورخان کبیر مسیر مهاجرت آریاییان از شرق ایران به داخل فلات ایران بوده
      به گمانم گیرشمن بود که میگفت کاسپی ها از مهاجرین اولیه پیش از آریاییان بودند که بر خلاف گروه دوم (پارس و پارت و ماد گروه های اصلی) از سوی قفقاز به ایران آمدند.

      «ران» در زبان مردم مازندران یعنی دامنه. و در گذشته ی اندکی دور تمام این منطقه جزئی از پتشخوارگر باستانی بوده

      بنا به گفته ی شما بسیاری از مناطق قفقاز در گذشته بخشی از ایران بوده.
      بله درست میگید.
      اما باید بگم همون بسیاری از مناطق و گیلان و مازندران و گلستان امروزی در بیشتر مواقع دارای حکومت مستقل (نه به شکل یک حکومت مرکزی) و یا نیمه مستقل و خودمختار بوده اند.

      در مورد شماره ۲ به نکته ی قابلی اشاره کردید.
      به امید روشن شدن حقیقت.

      اما راجع به شباهت کردها و گیلک ها. خب در گذشته کردهای بسیاری به گیلان مهاجرت داده شده اند که در مناطق رودبار و حومه ساکن شدند

      …………..

      و نکته ی آخر و نظر شخصی من:

      ما تو قرن ۲۱ نباید انقد سر ریشه های ژنتیکی و ریشه ی اقوام جدل کنیم
      تو آمریکا فی المثل از انگلیس و ایرلند و فرانسه و حتی سیاهپوستا و … در استقلال آمریکا از بریتانیا شرکت داشتن و امروز از تمام کشورهای دنیا در اونجا زندگی می کنن و خودشون رو یک آمریکایی واقعی می دونن. و خب آمریکایین نه مثلن اسپانیایی.
      پس اینکه در ۲۰۰۰ سال پیش کی بودیم یا آیا الان همونیم و نیستیم مهم نیست. مهم اینه که خودمون خودمون رو چی می دونیم. و البته نباید گذاشت دیگران برای ما اسمگذاری کنن.
      هستن کسایی که شاید از نظر من نوعی گیلکند اما خودشون رو فارس می دونند و کسایی که ترک اند و خودشون رو گیلک.
      ……..
      شرمنده طولانی شد
      با تشکر

    • شهریور ۹, ۱۳۹۴ در۲:۲۲ ق.ظ
      پیوندیکتا

      باسلام
      باید عرض کنم
      نژاد آریا دارای گروههای اصلی نژادی مثل پارسها مادها و پارت ها هست و همین گروههای اصلی نژادی هستند که اقوام مثل لرها آذری ها خراسانی ها فارس ها و کردها و …. ازشون منشعب میشه.
      منظورم من از گروه اصلی اینها بود ( سه گروه اصلی از نژاد آریا که هر کدوم مشخصات ظاهری خودشون رو دارند مثلا در مادها مو و چشم روشن بیشتر از پارسها هست و در پارتها چشمان کشیده تر و موهایی که دیرتر سفید میشن که البته جغرافیای مناطق ایران هم روی اون تاثیر داره ).

      هخامنشیان فقط پارس ها نبودند ترکیبی از پارسها و مادها بودند که نه بلوند اما گاهی موهای روشن و بور هم در بین زنان و مردان آنها پیدا میشد اما عمدتا مو مشگی و چشم ابرو مشکی بودند اما نه مو فرفری و سیاه وزوزی شاید بابلیان این چنین بودند که به آنها سیاه سر میگفتند.

      قفقاز تا همین دوره قاجار بخشی از خاک ایران بود و نژاد اون مردم به نظر من از نژاد آریا خیلی دور نیست و احتمال دارد هم نژاد هم باشیم تفاوت چهره زیادی هم دیده نمیشه.

      توران نژاد نیست اما به مردمان آسیای میانه میگفتند و بعد از حاکم شدن ترکان بر این مناطق به ترکیب آن مردمان با ترکان تورانیان اطلاق شد که منظور من از نژاد تورانیان همین ترکیب بود که عمده نژاد مردم قفقاز رو میسازه.
      اگر بر اساس منابع تاریخی بپذیریم که آریایی ها از منطقه سیبری وارد ایران شدند بحث ورود آنها از شرق ( خراسان و افغانستان و ترکمنستان) به ایران کاملا منتفی است و تفاوت های نژادی هم همین رو میگه که آریایی ها از شرق وارد نشدند ما زرد پوست و شبیه افغانها و ترکمن ها نیستیم.

      به گمانم مازندران در قدیم ( قبل و تا صدر اسلام ) طبرستان بوده و بدینوسیله تعبیر نام مازندارن به منطقه ای که دارای استقلال محلی بوده درست نیست گیلان و مازندران در فواصل بسیار کوچکی از تاریخ که مثلا هخامنشیان دچار فروپاشی شده بودند یا ساسانیان از اعراب شکست خوردند دارای حکومت های محلی و خودمختار بودند اما به غیر از این موارد همواره بخشی از ایران متحد و واحد بودند و اگر واقعا حکومت های قدرتمند محلی در این مناطق بود باید اطلاعات خوب تاریخی از اونها در دست داشتیم که همین نبود اطلاعات نشون میده کسانی با نیت های نادرست این مساله استقلال رو برای سو استفاده های سیاسی و پان بازی و قومیت بازی مطرح میکنند.

      تا جایی که شنیدم اما برام موثق نیست کردها و گیلک ها از نظر یک کروموزوم مهم مادری با هم شباهت هایی دارند و از این نظر ( مادری ) به یک ریشه تاریخی میرسند. ولی مطمئن نیستم.

      در هر صورت از نظر من قبل از ورود آریایی ها اقوامی در ایران زمین ساکن بودند مثل سومری ها ایلامی ها و … اما تصور میکنم که سیل جمعیتی اریایی ها به حدی بود که بسیاری از این نژادهای منطقه ای و قومی در داخل آریایی ها حل و جذب شدند به هرحال بحث ما نزاد پرستی نیست بلکه نژاد شناسی هست و هر نژاد و قومیتی که داریم این ملیت هست که همه ما رو در زیر یک پرچم و یک میهن گرد هم میاره و تمام زبانها و فرهنگها و گویش های قومی زیبایی این گرد هم آمدن هست.

    • شهریور ۹, ۱۳۹۴ در۸:۵۸ ب.ظ
      پیوندیکتا

      اجداد آریایی ما چه موجودات بزرگی بودن که سومری‌ها و ایلامی‌ها توشون حل شدن

      دمشون گرم

      یه نگاهی به این مطلب اگه دوس داشتین بندازین

      http://ghiasabadi.com/aryans.html

    • شهریور ۱۵, ۱۳۹۴ در۱:۲۸ ق.ظ
      پیوندیکتا

      اون مطلب رو خوندم دوست عزیز مطلب جدیدی نبود تکراری بود از مزخرفات و تحریفات تاریخی که در ابتدا در حدود ۸۰ تا ۱۰۰ سال پیش تجزیه طلبان به قول خودشون کورد! و تورک! مطرح کردند که حالا برخی دانشگاهیان فکر میکنند چه حرفهای شیک و مجلسی دارن میزنند و همون حرفهایی که همون موقع توسط اساتید دوران بهشون جواب داده شده بود و رد شده بود حالا باز دارن مطرح میکنند.
      دوست عزیز این افراد به طور کل منکر نژاد آریا هستند و اصلا دقت نمی کنند که اگه آریا نژاد نبوده و یک واژه عام بوده چطور روی کل ایران از چند هزار سال پیش اینطور تاثیر گذار بوده که اصلا نام ایران از واژه آریا گرفته شده چرا یک واژه عام باید ریشه یک کشور بشه؟این افراد که نظریه آریایی ها رو منوط به قرون جدید و سلسله پهلوی میدونن بطور کل در مقابل اونهمه سابقه و اسناد و مدارک تاریخی هیچ جوابی برای گفتن ندارن و خیلی از اینها بطور کل اصلا اعتقادی به ایران ندارند اینها از همون هایی هستند که در ابتدا میگن آریا و آریایی یعنی چی؟ بعد میگن ایران یعنی چی؟ حق تعیین سرنوشت باید باشه بعد هم میگن طبق حق تعیین سرنوشت ( که معنی درستش هم نمی دونن ) هر قومیت باید کشور خودش رو داشته باشه یعنی هر قومیت یک کشور.
      ما اگر حرفی از آریا و ایران و آریایی بزنیم اینها سریعا میگن شماها فاشیست هستید در صورتیکه خودشون با تجزیه کشورهای تاریخی میخوان از یک قوم ملت بسازن کشور تک قومیته بسازن زبان قومی رو زبون رسمی کنند بعد با این همه اهداف فاشیستی به دیگران میگن فاشیست!!!

    • شهریور ۱۵, ۱۳۹۴ در۸:۵۹ ب.ظ
      پیوندیکتا

      درود بر شما هموطن آریایی آریایی‌نژاد آریایی‌تبار

    • مرداد ۲۱, ۱۳۹۵ در۱۲:۵۸ ق.ظ
      پیوندیکتا

      ببین اقای علیرضا بهتر یکم کتابهای تاریخی بخونی مثلا گرجستان یکی از خاستگاههای بشری است جدیدا انسانهایی با قدمت دو میلیون سال پیدا شده که مربوط به دوره غار نشینی بوده یا اینکه بهتر بدونی که جد بسیاری از مردم مازندران گرجی بوده مثلا نیما یوشیج یا مردم بهشهر یا نور وتنکابن وغیره واینکه قدمت زندگی انسان درطبرستان بر میگرده حداقل به صد هزار سال قدمت حکومت به هشت هزار سال وهزارسال در برابر اعراب ومغولها ایستادگی کرده وعلت اینکه چرا به کل ایران حکومت نکرده دلایل زیادی داره یکیش موقیت جغرافیایی واینکه دیگر حکومتهای مرکزی به استقلالش احترام می گذاشتن والبته که بخاطر جنگجو بودنشون در جنگها ازشون استفاده می کردند مثل کوروش اگه میتونی در مورد تاریخ طبرستان یک کمی مطالعه کن کتاب های ابن اسفندیار یا مرعشی یا طبری

  • شهریور ۱, ۱۳۹۳ در۱۲:۴۷ ق.ظ
    پیوندیکتا

    پاسخ دوستانی که فکر میکنند گیلانی ها نژادی دیگر هستند…
    خوبه که آدمها اول خوب مطالعه داشته باشن بعد اظهار نظر کنند.. نه اینکه باوری رو سالها در ذهن بزرگ یا کوچک کنند…
    اگر گیلان از نژاد مردم جنوب قفقاز از شهرهای قدیم ایران باشند…
    ۱-شاردن گردشگر سرشناس فرانسوی که توصیف دقیق و جامعی از گرجستان در سفرنامه خود نموده‌است چنین می‌گوید: «نژاد مردم گرجستان پاکترین و اصیل ترین نژادهای مشرق زمین و خالص ترین نژاد هاست»
    ۲-با توجه به تفاوتهای زبانی، بعضی وقتها با توجه به تفاوتهای فرهنگی، گاهی تفاوتهای مذهبی، بیست و شش گروه مختلف مورد مطالعه قرار گرفتند و مطالعات ژنتیک نشون می ده علیرغم اینکه ما زبانمون را به عنوان شاخه ی مهمی از زبان ایندو یوروپین یا شاخه ی ایرانی زبان ایندو یوروپین هست از بخشهایی از فلات مرکزی قسمتهای مرکزی آسیا گرفتیم ؛ محتوای ژنتیکی ما به مقدار بسیار بسیار محدود و کمی به اون منطقه بر می گرده؛ مارکرها و شاخصهای ژنتیکی خاصی که ما می تونیم در آسیای میانه پیدا بکنیم ماورا قفقاز که بر اساس تئوریهای موجود منشا اولیه اقوام آریایی بوده، در فلات ایران بسیار بسیار کم پیدا میشن و این نشون می ده که تاثیر ژنتیکی بسیار کمی اگر هم گرفتیم از اقوام مهاجر مرکز آسیا میانه گرفته شده و در ایران میشه پیداش کرد .

    در واقع اصیل ترین و خالص ترین نژاد آریایی مردم بخشی از آسیای میانه و قفقاز یا گرجستان امروزی است…
    در ضمن گویش زبان گیلان و مازندران همان آریای است…
    آدرس رو ننوشتم می تونید در گوگل مقالات کامل رو پیدا کنید..

    پاسخ
    • شهریور ۲, ۱۳۹۳ در۹:۰۴ ق.ظ
      پیوندیکتا

      دووورووود بر شما ، براستی پس از خواندن آن سیاهه ها اشک ز چشمان بر گونه هایم جاری گشت. از مزدا می خواهم چشمانم تا پایان آفرینش آبی بماند

  • شهریور ۱۷, ۱۳۹۳ در۵:۲۰ ب.ظ
    پیوندیکتا

    باسلام پاینده کاسپین . فرهنگ وتمدن مردمان کاسپین تنها مختص گیل ها نیست بلکه متعلق به تمام کاسپی تباران است یعنی مردمان استان های گیلان قزوین مازندران زنجان اردبیل وتالش جمهوری اذربایجان خواهشا وقتی نام تمدن و سرزمین کهن کاسپین را برمیگزینید در مطالبتان تمام این مردمان راکاسپی بخوانید نه فقط جزیی از این تبار را

    پاسخ
    • شهریور ۱۸, ۱۳۹۳ در۷:۲۲ ق.ظ
      پیوندیکتا

      بله موافقم

      برای آگاهی بیشتر، کمی بیشتر توضیح بدین

    • شهریور ۱۸, ۱۳۹۳ در۲:۴۲ ب.ظ
      پیوندیکتا

      دامون ، قزوین مردم شون ترک نینه؟

    • شهریور ۱۹, ۱۳۹۳ در۵:۴۷ ق.ظ
      پیوندیکتا

      تورکان زیادن اویه

      ولی جمعیت اصلی گیلکانن کی روز به روز کمتر بؤ درن ؤ تورکان مئن حل بؤ درن

    • شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ در۶:۵۸ ب.ظ
      پیوندیکتا

      اقا کجا مردم قزوین ترکن ؟شما نام دریای خزر رو تو ویکی پدیا سرچ کن بعد به زبان عربی تقیر بده میاد بحر قزوین بعد تو قسمت تاریخش نوشته بر جوانب بحر قزوین قزوینیون ساکنند بسیار از مورخان معتقدند قزوین معرب کاسپینه از بسیاری کاربرد این اسم در قزوین هم مشخصه حتی از چهره قزوینیان اصل هم می تونید شباهت های بارز ایم مردمان بادیگر مردمان کاسپی رو ببینیدو…. اگه می خوایید تاریخ کاسپی هارو به عینه ببینید برید موزه شهر قزوین ببینید یافته های دشت قزوین و الموتو در کار با فلز و سفال

    • شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ در۷:۰۱ ب.ظ
      پیوندیکتا

      مردم قزوین رو با طالقان و الموت دیلمی الاصل می دونن نه گیلک ما ترک و گیلک نیستیم کاسپی هستیم

    • شهریور ۲۲, ۱۳۹۳ در۴:۲۷ ق.ظ
      پیوندیکتا

      برادر عزیزم پرهام!

      ۱٫ اگر با دقت خونده باشی گفتم ترک ها زیادند اونجا، نه اینکه ترک باشند

      ۲٫ دیلمی الاصل همان کاسپی ست؟

      ۳٫ اگر قزوین و طالقان و الموت دیلمی الاصل هستند پس چرا از شیرود تا پولؤرود (کوه و جلگه) دیلم خاصه است؟ یعنی قزوین و الموت و طالقان خاص ترند؟

      ۴٫ ما همه گیلکیم برادر و ضمنن یادت باشه گیلک=رشتی و گیلانی نیست (اینو گفتم که احیانن این توهم رو از ذهنت دور کنی)

    • شهریور ۲۲, ۱۳۹۳ در۸:۱۵ ق.ظ
      پیوندیکتا

      پرهام عزیز دیلمی ها هم زبان گیلک ها هستند .
      دیلمی و گیلکی هیچ توفیری با هم ندارند. و اکثر زبان شناس ها به یکی بودن و برادر بودن این دو زبان اشاره کردند.
       
      زبان‌شناسان در مورد تقسیم‌بندی این گویش‌ها اختلاف نظر دارند. اما نظر صحیح‌تر و عمومی‌تر این است که زبان گیلکی به شش گویش زیر تقسیم می‌شود:
      ۱- گیلکی مازندرانی شرقی: ساری، نکا، بهشهر، بندر گز، قائم‌شهر و سوادکوه و…
      ۲- گیلکی مازندرانی غربی(تبری): آمل و بابل و نور و نوشهر و… که دارای بیشترین ادبیات مکتوب است.
      ۳- گیلکی تنکابنی: کلاردشت، تنکابن، رامسر، چابکسر و عباس‌اباد و… که حد واسط بین گیلان و مازندران است و بخشی که در مازندران قرار دارد قبلا جزو استان گیلان بود.
      ۴- گیلکی گالشی: لهجه کوه‌نشینان تمام مازندران و کوه‌نشینان شرق گیلان که دارای بیشترین تنوع است و به انواع مختلف لهجه‌ها از جمله گالشی گیلانی، مازندرانی، طالقانی، رودباری-الموتی، اشکوری و… تقسیم می‌شود.
      ۵- گیلکی بیه‌پیشی(شرق سپید رود): لاهیجان، آستانه، لنگرود، رودسر
      ۶- گیلکی بیه‌پسی(غرب سپیدرود): رشت، انزلی، فومن، رضوان‌شهر، خمام و…
       

      منبع : دکتر ایران کلباسی، گویش کلاردشت و رودبارک

    • آبان ۹, ۱۳۹۵ در۱۲:۰۴ ب.ظ
      پیوندیکتا

      خدمت شما برادر عزیز عرض کنم که استان گیلان امروزی در گذشته و تا حدود قرن هشتم و نهم دیلم خوانده میشد و مردمان آن را دیلمی می خواندند. از قرن هشتم و نهم به بعد در کتب تاریخی کم کم نام گیلان جای دیلم را گرفت. دیلمی ها و گیل ها در واقع یک قومیت بومی استان گیلان امروزی بودند که محدوده سکونت گیلها بیشتر در غرب گیلان و دیلمی ها در شرق و جنوب شرق گیلان یعنی همانجاهایی که امروز تحت عنوان دیلمان و سیاهکل- رودبار – اشکورات- الموت- طالقان-املش- لاهیجان- رامسر – تنکابن- آستانه- لنگرود و رودسر میشناسیمشون. و مقر پادشاه دیلمیان را مناطق رودبار و لاهیجان خوانده اند. مسلما دیلمان امروزی همان نگین سرزمین تاریخی دیلم بوده و میباشد که همچنان آنرا شاه نشین میخوانند. به گواهی تاریخ همواره گیلان شاخص ترین منطقه کشور در حفظ استقلال خود در برابر اقوام مهاجمی همچون اعراب و مغولها و افغانها و … بوده و بسیار طبیعی می باشد که گیلانیان از لحاظ نژادی همانندی بیشتری به اقوام کهن سرزمینمان داشته باشد.فخرالدین اسعد گرگانی در قرن پنجم هجری پس از متواری شدن و پناه آوردن به دیلمان گیلان سلحشوری و حس استقلال طلبی مردمان این دیار را اینگونه توصیف میکند

      ز قزوین در زمین دیلمان شد درفش نام او بر آسمان شد
      زمین دیلمان جاییست محکم بدو در لشکرى از گیل و دیلم
      به تارى شب ازیشان ناوک انداز زنند از دور مردم را به آواز
      گروهى ناوک و زوبین سپارند به زخمش جوشن و خفتان گذارند
      بیندازند زوبین را گه تاب چو اندازد کمان ور تیر پرتاب
      چو دیوانند گاه کوشش ایشان جهان از دست ایشان شد پریشان
      سپر دارند پهناور گه جنگ چو دیوارى نگاریده به صدرنگ
      ز بهر آنکه مرد نام و ننگند ز مردى سال و مه با هم به جنگند
      از آدم تا به اکنون شاه بى مر کجا بودند شاه هفت کشور
      نه آن کشور به پیروزى گشادند نه باژ خود بدان کشور نهادند
      هنوز آن مرز دوشیزه بماندست برو یک شاه کام دل نراندست

      در ادامه در رابطه با اقوامی باستانی همچون کاسپینها و آماردها و کادوسی ها آن چیزی که مورخین اشاره میدارند به احتمال زیاد این اقوام باستانی در سایه قدرت برادران گیل و دیلمی گیلان امروزی، محو و حل شده اند ولی با اینحال شاخصه های جسمی و ژنتیکی، گیلانیان امروزی را، همچنان مرتبط ترین اقوام ایرانی به این اقوام باستانی معرفی می نماید و شهر قزوین را به لحاظ اینکه دروازه ورود به سرزمین اصلی کاسپین های باستانی (که با محوریت گیلان امروزی میباشد) می بود کاسپین هم میخواندند لذا چه بسا مردمان قزوین، چه در گذشته و چه امروزه هیچگونه ارتباط و نزدیکی نژادی به این اقوام باستانی نداشته باشند مگر اقوام شمالی ساکن در این استان که در شهر قزوین و مناطق الموت و طالقان حضور دارند. بله همانطور که شما فرمودید شاید محدوده سرزمینی کاسپین های باستانی در گذشته از حدود گیلان امروزی فراتر هم بوده باشد ولی مسلما قوم مرتبط با کاسپینها که به نظر برخی، منشا آریاییان ایران زمین نیز می باشد نمیتواند با اقوام ترک تبار مرتبط باشد.

  • تیر ۳, ۱۳۹۴ در۶:۱۷ ق.ظ
    پیوندیکتا

    کاسی ها به قفقازی ها چه ربطی دارند اونهابه ایلامی ها نزدیک تر بودندقبل از مهاجرت ماد ها اذربایجان و قفقاز از قوم قفقازی بودند و سواحل خزر کاشان همدان قزوین و بعضی نواحی لرستان کاسی بودند

    پاسخ
  • مهر ۲۸, ۱۳۹۴ در۱:۴۸ ب.ظ
    پیوندیکتا

    با سلام نظرات همرو خوندم به این نتیجه رسیدم فقط دوست دارید از روی تعصبات خودتونو هر جوری شده به نژاد آریا وصل کنید درصورتی که سرزمینی که ۱۵۰۰سال مورد تاخت و تاز قرار گرفته چیزی از آریا باقی گذاشته…؟؟؟دوستای عزیز با هر زبونی که هستید افراطی گری و بزارید کنار…بیاید فرهنگ نداشتمونو درست کنیم.خدایش میرید بیرون جنگل کنار دریا چقد نظافت و رعایت میکنید رانندگیمون خطر ناکترین رانندگی تو دنیا…بیاید کشورمونرو بسازیم لذت ببریم نه برای همدیگه جوک بسازیم لذت ببریم.هرکجا ازتون پرسیدن بگید ایرانیم ترک کرد فارس عرب لر بلوچ گیلک مازندرانی و…نداریم هممون برادریم باید با هر زبونی که هستیم به همدیگه احترام بذاریم وبه ایرانی بودن افتخار کنید

    پاسخ
    • آذر ۹, ۱۳۹۴ در۱۱:۵۷ ق.ظ
      پیوندیکتا

      با سلام
      من خودم گیلانی هستم جد و آبادی . همسرم تبریزیه اونم جدو آبادی اهل اونجاست . دوستان مهم نیست که نژآد ما اصیله یا نیست و دعوا سر این چیزا هم جز خیانت به ایران چیز دیگری نیست یه سری به سایتهای دیگه بزنید ببینید این پان هایی که به تازگی مثل قارچ رشد میکنند چجوری میخوان ایرانو جزیه کنن مهم اینه که ایرانی باشیم و با فرهنگ غنی ایرانی من با آقا مجید موافقم فرهنگمونو غنی کنیم تا همه جهان مارو بشناسن به فرهنگ ایرانی نه اینکه از این چیزا سوء استفاده کنن و ما رو از هم جدا کنن و ایران بشه ایرانستان

    • آذر ۲۸, ۱۳۹۴ در۶:۱۰ ق.ظ
      پیوندیکتا

      نکته اینه که آریایی ها خودشون بیگانه و مهاجم بودند و بومیان فلات ایران کسان دگیری بوده اند 🙂

  • آذر ۲۸, ۱۳۹۴ در۹:۱۶ ق.ظ
    پیوندیکتا

    البته این جد پدری مردم گیلان و مازندران رو نشون داده . جد مادری هم وجو د داره البته! که شمالیها نزدیک به مردم مرکزی ایران هستند از طرف مادری .

    پاسخ
    • آذر ۲۸, ۱۳۹۴ در۹:۱۹ ق.ظ
      پیوندیکتا

      توجه کنید که نیمی از ژنهای آدمها از مادره و از روی میتوکوندری دی ان ای ، نیای مادری رو مشخص می کنند . هر چند که آن مردمان مرکز ایران هم آریایی نبوده اند .

    • اسفند ۱۳, ۱۳۹۴ در۱:۱۴ ب.ظ
      پیوندیکتا

      خیلی وقته نظریه مهاجرت آریایی ها از سیبری به مرکز ایران رد شده. ایران خواستگاه آریاییها بوده. تحقیقات دکتر اشرفیان بناب رو مطالعه بفرمایید.

    • مرداد ۵, ۱۳۹۵ در۸:۳۵ ب.ظ
      پیوندیکتا

      چه پاسخ جالبی!!نژاد روحتون چیه؟؟

  • شهریور ۵, ۱۳۹۵ در۵:۰۴ ب.ظ
    پیوندیکتا

    درود.یک اصطلاحی بین گیلکی ها هست که به افرادی که رنگ چشم سبز روشن دارن میگن”کاسِ چشم”اشاره داره به نژاد کاس بین شمالیا بعضی از تفاوت های ظاهری که میبینم احتمالا نژاد های دیگری هم در این منطقه وارد شده اند.قوم کاسیت در لرستان هم از همین گروه کاسی های گیلان شاخه گرفتند.ولی رنگ چشمان کاسی های گیلان براقتره و پوستشون روشنتر و لر ها رنگ چشم مات تر و پوست گندمی تر دارند.در کل به نظر من گیلک ها و کرد ها و لر ها خیلی قدیمی هستن بین اقوام

    پاسخ
    • مهر ۱۳, ۱۳۹۵ در۱۰:۵۰ ق.ظ
      پیوندیکتا

      درود
      ۱٫ ماها شمالی نیستیم
      ۲٫ صد در صد نژادهای مختلفی در این سرزمین زندگی کردن و رفتن و نابود شدن و حل شدن و …. و چیزی که امروز هستیم گیلک و تالشه. و مهمترین چیز همینه که امروز گیلک و تالشیم
      ۳٫ قدمت اقوام هم خیلی برای شخص من مهم نیست

  • شهریور ۱۱, ۱۳۹۵ در۱۰:۵۶ ب.ظ
    پیوندیکتا

    دوست عزیز نمیدونم مازنی بلدی یا نه ولی
    من شه مازنیمه اگه اتاکم تاریخ خوندستی دونستی که کاسیها از بین بوردنه و آمارد ها بیمونه و وشون هم اخراج بینه از ایرون و حداقل مه محل ور تپوری ها که سکای آریایی هستنه بیمونه این دتا منطقه جا ساکن بینه . آمارد ها هم آریایی بینه منتهی قبل تر از مهاجرت عظیم بمونه . هرچند این آزمایش شه درست نیه چرا که وشون آلمان دله امه دی ان ای ره در یارنه ؟ جل الخالق ! شما کاس بواش ولی امه فرهنگه دخیل نکن . در ضمن موتا گیلانی نیه دیلم فرهنگ ره قاطی نکن ! حالا باریم ته کاسی ! انده دونستی که کاسی ها ترکیب بینه ماد ره وجود بیاردنه ؟ شمه سه متاسفم که جدا از این حرف ها فقط خوانین مازرون فرهنگ ره قاطی هاکنین 🙂 جالبه اگه اتاکم PERSIAN ETHNICITY ره خوندستی دونستی تموم جهان مازرون و گیلان ره فارسه گروه قرار دنه .
    مه حرف اینه مازرون و گیلان شاید ریشه مشترک دارننه منتهی کاسپی نینه . تونی تحقیق هاکنی ! این سایت هم چیسته بساتنی ؟ گیلانیزه هاکردن تبری ها . . . متاسفم . بسلامت

    پاسخ
    • شهریور ۲۳, ۱۳۹۵ در۶:۲۹ ب.ظ
      پیوندیکتا

      کاس پی ها همانند آماردها هیرکانها کادوسها و تپور یاطبری ها
      اقوام باستانی به شمار میروند .
      در حال حاظر دو قوم گیلک و طالش ساکنان بومی
      استانهای گیلان و مازندران را تشکیل میدهند .
      هیج منبع تاریخی موید سیطره یا سکونت قوم آر
      یا آریا در گیلان نمیباشد همچنین قوم ایر یا ایران.
      گیلان تا سال ۱۰۰۰ هجری قمری تحت سیطره و اشغال
      هیج دولت حارجی از جمله ماد هخاممشی اشکانی و ساسانب
      نبوده است .
      گیلان پس از حمله وحشیانه عباس صفوی و پس از
      حدود حدود سه سال جنگ و کشتار به اشغال بیگانگان
      در آمد .

    • مهر ۱۳, ۱۳۹۵ در۱۰:۴۴ ق.ظ
      پیوندیکتا

      مازنی جان!
      شاید شما نتونی یا نخوای گیلکی ما رو متوجه بشی اما، ما گلکی ما رو متوجه میشیم و شدیم.
      و با توجه به این حجم از سفسطه در جواب شما چیزی جز سکوت نداریم.
      موفق باشید

    • مهر ۱۸, ۱۳۹۵ در۴:۱۹ ب.ظ
      پیوندیکتا

      من عین واقعیت را گفتم . کجایش غیر از این است ؟

  • مهر ۱۳, ۱۳۹۵ در۵:۵۶ ب.ظ
    پیوندیکتا

    کاسپی لندگرامی! من نزدیک به ده سال است که ساکن گیلانم،اونهم خودِخودِ رشت. میخوام بگم باتوجه به نگرشِ ناسیونالیستیِ رشتی ها_ نه حتی گیلانی ها_ همیشه خودشون رو برتراز شهرهای دیگهٔ استان وبرترازهمسایهٔ شرقی_مازندران_ میدونن وهمین اندیشهٔ بچگانه روبه همدیگه القامیکنن.چشمشون فقططططططط رشتُ میبینه وبس. درحالیکه پیشینهٔ هراستانی براش محترم وعزیزه.امارشتی ها _به ویژه درموردمازندران_ نگاه بدی دارندکه موجب شرمندگیه،چراکه نگاه مازنی ها به گیلک هادقیقا برعکسه. نمیدونم این رفتارناپسندکه حتی درزندگیِ روزمرهٔ رشتی ها دیده میشه ازکجاآب میخوره!!!! حرفهای بی ربطی درموردجدایی رامسرازمازندران واینکه رامسرازاول مال گیلان بوده وخیلی چیزهای دیگه هم زده میشه. درحالیکه رامسری ها گویشِ گالشی دارن که به گیلان ارتباطی نداره…….چنین نگرشِ بسته ای ازرشتی ها که خودشونو مهدفرهنگ میدونن!!!!!!!!!!!!! بعیده.

    پاسخ
    • مهر ۱۷, ۱۳۹۵ در۲:۲۶ ب.ظ
      پیوندیکتا

      سلام دوست گرامی!
      گفتید ساکن گیلان و رشتید اما نگفتید اهل کجا هستید. اما این نگرش متأسفانه وجود داره و البته این که گفتید: «نگاه مازنی ها به گیلک هادقیقا برعکسه»، خیر عزیز جان این‌طور نیست. البته منکر دوستان خیرخواه و منصف از هر دو قسمت سرزمین کاسپین نیستم.
      اما مورد بعدی که راجع به رامسر فرمودید. در مورد جدایی رامسر و تنکابن و الحاق اون به گیلان بنده به شخصه از ابتدا مخالف بودم نه به‌خاطر این‌که رامسر گیلان نیست و جزئی از گیلان نبوده بله به دلایلی دیگه. اما اینکه فرمودید گویش رامسری‌ها گالشیه؛ در زبان گیلکی گویشی به نام گالشی نداریم. گالشی شغله (دامداری) و گالش کسی که به این شغل مشغوله؛ و در حال حاضر بهترین گزینه برای نامیدن گویش مردم رامسر و تنکابن و ارتفاعات دیلمی هست (البته با تقسیم‌بندی‌های ریزتر)
      و یه نکته‌ی دیگه این‌که بهتره نگاهمون رو از جغرافیای سیاسی و امروزی حاکم و غالب بر منطقه چشم بپوشیم،‌اون وقت بهتر میتونیم مسائل رو درک کنیم، باهاشون کنار بیایم و مشکلات رو حل کنیم.
      با تشکر از نظر شما

    • مهر ۱۸, ۱۳۹۵ در۷:۲۱ ب.ظ
      پیوندیکتا

      دامون گرامی! پوزش میخوام که نگفتم کجایی ام.بنده اهل مازندرانم وبخاطرشغلم دررشت زندگی میکنم…..من پیش ازورودم به رشت،به هیچ وجه درگیرِ ماجرای عجیبِ گیلانی ومازندرانی نبودم.اماوقتی هرروز،هرروز،هرروز ازهمکارانم همین مطالب رو شنیدم،ابتداخندیدم وکم کم منهم شدم یک طرفِ بحث(وبهتره بگم مجادله). منظورم اینه که وضعیت به گونه ای مدیریت! میشه که ناخودآگاه شمارو واردِ این بازی ومباحثهٔ نابخردانه میکنن. این یعنی اختلاف،یعنی شما اونور وما اینور.باورکنیدهنوزهم دلیلِ این جنگِ روانی رو نمیدونم!!……..وامادرموردرامسر. یکی ازموضوعات داغ،همینه.رامسر وپیشینه وگویشِ رامسری ها. اگرگفتم«گالشی» ،اولا متوجه ام که گالش یاگالشی به چه معناست.ثانیا این اصطلاح،بینِ خودِ رامسریهای اصیل،بکارمیره.بماندکه رامسری ها باهمین گویش،اشعارمازندارانیه امیرپازواری رو بلدند.جسارتا،این اشعاروموسیقیِ آن ارتباطی به موسیقیِ خطهٔ گیلان نداره.ا ینهارو ازرامسریهای اصیل(نه مهاجرِ گیلانی)بپرسید……..به هرحال اینکه اگه مازندرانی درگیلان زندگی میکنه گیلانی هم (به هردلیلی)درمازندران زندگی میکنه٬بنده هم مثل شماموافقم که نگاههابایدفراترازمرزسیاسی روببینن،به شرطیکه آدم رو به زور،هُل ندن وسطِ یه کارزارِ ابلهانه _که فقط انرژیِ آدمو تحلیل میبره وقدرت تفکررو ازدوطرف میگیره……ممنون دامون گرامی!

    • مهر ۲۸, ۱۳۹۵ در۷:۲۴ ق.ظ
      پیوندیکتا

      درود بر شما
      من هم عرض کردم که این مجادلات پوچ و بیهوده متأسفانه در تمام خطه‌ی کاسپی سامؤن وجود داره. حتی فراتر از گیلانی و مازندرانی (شرق هر استان با غرب همان استان و شهرهای همسایه با یکدیگر)
      و متأسفانه و متأسفانه این مجادلات از طرف گیلکان/گلکان در حضور غیرگیلکان/گلکان و حتی در خارج از جغرافیای کاسپی سامؤن هم اتفاق می‌افته
      از نظر من این داستان ریشه در نداشتن هویت و خودفراموشی ماست. این که ما زبان خودمون رو خودمون به گویش تقلیل می‌دیم. این‌که از آداب و رسوم خودمون گریزانیم. این که اصلن تاریخ سرزمین خودمون رو نمی‌دونیم اما تمام اساطیر و خدایان یونان رو بالفرض از بریم. این که برای ما گیلکی صحبت نکردن و عدم توانایی در این کار برای ما مایه‌ی فخره. نداشتن لهجه، و فارسی غلیظ صحبت کردن از افتخارات ماست و … .
      در مورد رامسر هم هرگز علاقه‌ای به کش دادن بحث نداشته و ندارم. رامسری و هرجای دیگر این سرزمین از نظر من خودش باید برای خودش تصمیم بگیره این که من از این ور گیلان و شما از اون ور مازندران (این ور و اون ور تمثیل بود وگرنه من خودم به رامسر چسبیده‌ست شهرم) برای رامسر تصمیم بگیریم یا یه سری از پایتخت بخوان تصمیم بگیرن یا به هر نحو دیگه از نظر من بی اهمیت و بیخوده.
      راستی امیری فقط در رامسر با لهجه‌ی رامسری خونده نمیشه بلکه در گیلان (تا آستانه رو حضور ذهن دارم که خوندم) هم خونده میشه. مخصوصن در مراسم تیرماسینزه.
      بزیوی برار. ته دا

    • مهر ۲۰, ۱۳۹۵ در۴:۰۶ ق.ظ
      پیوندیکتا

      حمید عزیز همانطور که گفتی مرزهای استانی سیاسی هستند
      و نه فرهنگی و قومی زبان مازمدرانی ها گیلکی است . اینرا از
      مازندرانی های اصیل بپرسید . نه آنها که به دام کسانی افتاده اند که از قدرت یافتن گیلک و گیلکی وحشت دارند !

    • مهر ۲۰, ۱۳۹۵ در۷:۰۹ ق.ظ
      پیوندیکتا

      گیلک گرامی! اینکه گویش مازندرانی ها گیلکی ست یا گویش گیلک ها،مازندرانی ست رو هیچ زبانشناسی بهش نپرداخته. چرا؟؟؟؟ شایدریشهٔ علمی نداره……ضمن اینکه اگه عکسِ همین حرف رو یه مازندرانی توی گیلان بزنه میدونی چی به پا میشه؟؟؟؟؟ غوغاااااااااااااااااااااااااا.

    • مهر ۲۳, ۱۳۹۵ در۴:۵۳ ق.ظ
      پیوندیکتا

      حمید عزیز اتفاقا به این مسئله زیاد پرداخته شده
      نمونه آن در همین سایت ملاحظه میشود .
      با آرزوی بیداری و همدلی گیلکان .
      موفق باشی .

    • آبان ۴, ۱۳۹۵ در۲:۰۹ ق.ظ
      پیوندیکتا

      دامون عزیز ، مرا بدون ارائه دلیل ، متهم به تندروی کردی
      و در عین حال سئوالم را بی جواب گذاشتی!
      موفق باشی!

  • مهر ۲۴, ۱۳۹۵ در۶:۵۴ ب.ظ
    پیوندیکتا

    درود بر همه اقوام ایرانی این حرف برای اینگلیسی هاست دوست عزیز ما همه هم وطنیم

    پاسخ
  • آبان ۹, ۱۳۹۵ در۱۲:۱۰ ب.ظ
    پیوندیکتا

    استان گیلان امروزی در گذشته و تا حدود قرن هشتم و نهم دیلم خوانده میشد و مردمان آن را دیلمی می خواندند. از قرن هشتم و نهم به بعد در کتب تاریخی کم کم نام گیلان جای دیلم را گرفت. دیلمی ها و گیل ها در واقع یک قومیت بومی استان گیلان امروزی بودند که محدوده سکونت گیلها بیشتر در غرب گیلان و دیلمی ها در شرق و جنوب شرق گیلان یعنی همانجاهایی که امروز تحت عنوان دیلمان و سیاهکل- رودبار – اشکورات- الموت- طالقان-املش- لاهیجان- رامسر – تنکابن- آستانه- لنگرود و رودسر میشناسیمشون. و مقر پادشاه دیلمیان را مناطق رودبار و لاهیجان خوانده اند. مسلما دیلمان امروزی همان نگین سرزمین تاریخی دیلم بوده و میباشد که همچنان آنرا شاه نشین میخوانند. به گواهی تاریخ همواره گیلان شاخص ترین منطقه ایران زمین در حفظ استقلال خود در برابر اقوام مهاجمی همچون اعراب و مغولها و افغانها و … بوده و بسیار طبیعی می باشد که گیلانیان از لحاظ نژادی همانندی بیشتری به اقوام کهن سرزمینمان داشته باشد.فخرالدین اسعد گرگانی در قرن پنجم هجری پس از متواری شدن و پناه آوردن به دیلمان گیلان سلحشوری و حس استقلال طلبی مردمان این دیار را اینگونه توصیف میکند:
    ز قزوین در زمین دیلمان شد
    درفش نام او بر آسمان شد
    زمین دیلمان جاییست محکم
    بدو در لشکرى از گیل و دیلم
    به تارى شب ازیشان ناوک انداز
    زنند از دور مردم را به آواز
    گروهى ناوک و زوبین سپارند
    به زخمش جوشن و خفتان گذارند
    بیندازند زوبین را گه تاب
    چو اندازد کمان ور تیر پرتاب
    چو دیوانند گاه کوشش ایشان
    جهان از دست ایشان شد پریشان
    سپر دارند پهناور گه جنگ
    چو دیوارى نگاریده به صدرنگ
    ز بهر آنکه مرد نام و ننگند
    ز مردى سال و مه با هم به جنگند
    از آدم تا به اکنون شاه بى مر
    کجا بودند شاه هفت کشور
    نه آن کشور به پیروزى گشادند
    نه باژ خود بدان کشور نهادند
    هنوز آن مرز دوشیزه بماندست
    برو یک شاه کام دل نراندست
    در ادامه در رابطه با اقوامی باستانی همچون کاسپینها و آماردها و کادوسی ها آن چیزی که مورخین اشاره میدارند به احتمال زیاد این اقوام باستانی در سایه قدرت برادران گیل و دیلمی گیلان امروزی، محو و حل شده اند ولی با اینحال شاخصه های جسمی و ژنتیکی، گیلانیان امروزی را، همچنان مرتبط ترین اقوام ایرانی به این اقوام باستانی معرفی می نماید و شهر قزوین را به لحاظ اینکه دروازه ورود به سرزمین اصلی کاسپین های باستانی (که با محوریت گیلان امروزی میباشد) می بود کاسپین هم میخواندند.

    پاسخ
  • آبان ۲۸, ۱۳۹۵ در۵:۴۸ ب.ظ
    پیوندیکتا

    من گیلانی هستم چشم کاس هم هستم
    ی سوال: فرض کنید رفتید ازمایشگاه ژنتیک بشما گفتن نژادتون عربه بیشتر. خب اخر چ فکر میکنید بالاخره شما کجا بدنیا اومدید در چ سرزمینی هستید؟

    در کل ما ایرانی هستیم و هر میهن پرستی ب اقوامش افتخار داره
    پس این بحث نژادی رو باید انداخت دور ب چیزای بهتر فکر کرد
    زنده باد سرزمینم کاسپین زنده باد وطنم ایران

    پاسخ
    • آذر ۷, ۱۳۹۵ در۳:۱۶ ق.ظ
      پیوندیکتا

      کاووس عزیز . عرب نام یک نژاد نیست . یک لبنانی
      و یک سودانی ، هر دو عرب هستند.
      قومی بنام کاس نیز به تاریخ پیوسته است .
      شما بعنوان یک گیلانی بومی ، به لحاظ
      قومی ، یا گیلک هستید یا طالش .

    • آذر ۱۱, ۱۳۹۵ در۹:۱۶ ق.ظ
      پیوندیکتا

      خواننده گرامی
      همه گزاره ها را خواندم، دانستم که ما ایرانی ها تا چه اندازه خودشیفته و خود پسندیم. من نه گیلکم نه تالش، شاید هم ژنمهام را آزمایش بدم بیشتر از اونهایی که اونجا زندگی می کنند، باشم. شایدم انگلیسی باشم و شاید سامی (عربی) باشم. شاید مغولی شاید هم افغانی شاید روس شاید تاتار شاید …..
      بگذریم، پس از خواندن اون گزاره ها، داشتم به این می اندیشیدم که پسرم از قوم اصفهانی ها است یا اراکی ها، آخه پدرش اراکیه و مادرش اصفهانی. ولی داره همدان بزرگ میشه. بعدا بچه هاش که توی آلمان بدنیا بیایند کجایی می شوند. شاید پدر بزرگش در اصفهان از صفویه باشد، شاید مادر بزرگش از قاجار و شاید هم از زرتشتیان یزد. شایدم از عرب ها، پس از چند سال همدانی میشه یا میره تبریز، خانم اون کجایی میشه.
      گفتگو از فرهنگ و آداب و رسوم یک تکه از سرزمین کشورمان زیبا است.
      ولی با تعصب گفتگو کردن، نشان از زخمی دیرینه و بیماری دارد که باید برای آن درمانی را جستجو کرد.
      حالا: گیریم پدر تو بود فاضل ** از فضل پدر تو را چه حاصل.
      این شیوه گفتگوی افغانی ها است که یکی هزاره ای و یکی پشتو، یکی اردو و یکی تاجیک و یکی… است که هر یک از این قوم ها برای خود فضایلی دارند که گاهی به مرگ یکدیگر خوشنود می شوند.
      آیا در کشورهای پیشرفته هم این اندازه قومی گری و قوم گرایی پیشرفته است؟ یا در افغانستان، یمن، عربستان و اوکراین و لهستان و یوگسلاوی و هر جایی که بخواند نابسامانی پدید آورند.
      من دوست دارم که آقا یا خانم “گیلک عزیز” بگه که “کاووس عزیز” دوست دارم تو را گیلک باشی یا نباشی
      دوست دارم تو را تالش باشی یا نباشی، دوست دارم تو را دیلم و تیمور و افغان باشی یا نباشی. تو مهم نیست که از چه قومی هستی، این مهم است که تو همخانه منی و من خانه ام را هر که در آن است چه خودی و چه نخودی و چه بیخودی دوست دارم.
      زنده باد یاد مهندس “کارامچاند گاندی” که در همه زندگی اش تلاش داشت تا در کشور هفتاد و دو ملت “هندوستان” قومیت ها را از جدایی های قومی دور کند.
      گیلک عزیز شما برای من خیلی عزیزی و من دوستت دارم. “گیلک باشی یا تالشی”، “ترک باشی یا ترکمن”، “لک باشی یا کرد”، “سیستانی باشی یا بلوچ”، “تهرانی باشی یا اهوازی”، “رودسری باشی یا نورآباد ممسنی”. “هر جای ایران باشی” دوستت دارم و بهت افتخار می کنم. اگر ایران هم نباشی دوستت دارم و بهت افتخار می کنم تو هم گونه من هستی یک جاندار خردمند.
      تندرست باشی “زنده باید یاد گاندی”

    • آذر ۲۱, ۱۳۹۵ در۸:۵۳ ب.ظ
      پیوندیکتا

      زنده ایران زنده باد ایرانی
      نژادگرایی در این قرن یعنی واپس گرایی،وعقب ماندگی فرهنگی.

    • آذر ۲۲, ۱۳۹۵ در۱:۱۳ ب.ظ
      پیوندیکتا

      با درود بر همه فرزندان این آب و خاک
      خواستم از این که رای من را نیز در سایت خود گذاشته اید سپاسگزاری کنم.
      به امید روزی که دل همه ما ایرانی ها و همه مردم دنیا به اندازه ای بزرگ شود که بهم برسند و بتوانیم نه تنها همه مردم را بلکه هم جانداران را از ته دل دوست داشته باشیم.
      به امید روزی که اندیشه مان تا جایی پرواز کند که از بالا بتوانیم اندیشه دیگران را در کنار اندیشه خودمان را ببینیم نه بالا و پایین تر. همه برابر شویم.
      گاندی حقوقدان در زندگی خود در آفریقا و هندوستان تلاش داشت که گروه هایی مانند نجس ها را به دیگر گروه ها برساند و دل های مردم هندوستان را بهم نزدیک کند و برابری را در سرزمین هفتاد و دو ملت هندوستان گسترش دهد.
      باز هم از شما سپاسگزارم
      تندرست باشید

  • دی ۲, ۱۳۹۵ در۱۰:۰۳ ق.ظ
    پیوندیکتا

    توهمات آریایی!! آریایی نه نژاد و نه حتی زبان است یک تز مطرح از زمان اشغال هند و توجه بریتانیا به مشرق زمین است. خوش باشند البته بعضی ها با این توهمات

    پاسخ
    • دی ۴, ۱۳۹۵ در۸:۳۸ ق.ظ
      پیوندیکتا

      crise جان لطف کن اینها را بیار در چند دانشگاه ثابت کن. معلومه که امروز هیچ کجای دنیا نژاد خالص نداریم. تو خودت خالصی؟ راستی نژاد تو چیست؟ چقدر آرزوی مرگ غیر هم نژادت را داری؟ شماها قطعاً با گیلانی ها هیچ نسبتی نداری که دشمن واقعی آنها هم هستی.

  • دی ۵, ۱۳۹۵ در۹:۱۰ ب.ظ
    پیوندیکتا

    زبان مردم مازندران گیلکی نه طبری زنده باد گیلکها به خصوص گیلک های شرق مازندران= طبری حکومت مازندران بود قوم

    پاسخ
  • دی ۳۰, ۱۳۹۵ در۱:۳۶ ق.ظ
    پیوندیکتا

    من گیلکم مطالبتان کاملا درست بود از گالشان لنگرود گیلان و مازندران و گرگان رو از هم جدا کردن و واسه هر کدوم یه اسم گذاشتن که نزارن پشت هم باشیم در ضمن آقایونی که از ترس رشتی خوانده شدن خودتون میگید ما مازندرانیم و از این حرفا جالبه بدانید الان دارن به کل شمالیا توهین میکنند پس بیاید پشت هم باشیم چون از یه نسل و زبانیم و پر از افتخار و سرداران بزرگ به هیچ کس باج ندادیم

    پاسخ
  • بهمن ۸, ۱۳۹۵ در۱۱:۱۲ ب.ظ
    پیوندیکتا

    ما مازندرانی ها با گیاک ها تفاوت داریم این کاملا مشهوده ولی به نسبت بقیه اقوام ایرانی تفاوت ما وگیلک ها ناچیزه در دوره های تاریخی مختلف سرنوشتمون وسرزمینمون هامون وحکومت هامون مشترک هم بوده بیشتر باید به سمت همبستگی رفت والبته همبستگی ایرانزمین پایدار باشید✋

    پاسخ
  • فروردین ۲۱, ۱۳۹۶ در۲:۱۷ ب.ظ
    پیوندیکتا

    دلم نیامد که نامی از ایرستون و زبان ایرونی ( به روسی جمهوری اوستیا و اوستیایی) که اکنون جزیی از فدراسیون روسیه است ولی زبانشان بسیار به گیلکی و بلوچی نزدیک است و خودشان را ایرانی میدانند نیاید درحالیکه بسیاری از ما ایرانیان از وجود این عزیزان همریشه و همخون خود بیخبریم ……. ایران یک کشور معمولی نیست ؛ ایران یک کهن بوم نژاد آریاست ؛ همه آریایی نژادان جهان میهن باستانیشان ایران است، آنها هنوز هرجا که هستند و تحت هر ملیتی خانواده خود را به یک آهنگ مشترک میشناسند … پدر پیر پر پاتر فادر پت …مادر موتر مر مار مات…دختر داوتر توختر … برادر برار …پسر پوئر…. گیل همان گل فرانسه است کرواسی همان خراسان اصفهان یا اسپهان همان اسپانیا ژرمن همان کرمانج کرمان ساکسونی همان سیستان … ایرلند تکراری از یاد سرزمین مادری از ایران…… ” ما قویترین نهاد ملی کره زمین هستیم” برای همین از ما بینهایت وحشت دارند و در حقارت و اسارت و گجستگی فرهنگی ما میکوشند

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *