مروری بر ساختار نظامی دیلمیان در درازنای تاریخ

یکی از بازیگران نظامی اصلی تاریخ گیلان از کهنترین ایام باستان تا چندین قرن پس از ظهور اسلام، دیلمیان بودند. با وجود نقش پررنگ آنها در فتوحات و پیروزیهای نظامی حکومتهای ایرانی، متاسفانه از سوی مورخان ایرانی و نیز شرق شناسان غربی، پژوهشهای اندکی در قیاس با نقش بزرگی که آنها در تاریخ این کشور ایفا نموده اند، صورت پذیرفته است. تا جایی که این امر شگفتی مورخ بزرگ روس، مینورسکی را درپی داشته است. علی رغم کوششهای مهم پروفسور مینورسکی در ایجاد ترغیب به تحقیق درباره عصر دیلمی از تاریخ ایران این تلاشها مورد توجه و عنایت خاورشناسان قرار نگرفت. به نظر می رسد پاره ای از اینها از موضع مورخان مسلمان در برابر امارت های مختلف دیلمی که در مناطق میانی عالم اسلامی در قرن دهم و آغاز قرن یازدهم (میلادی) حکم رانی می کردند تاثیر پذیرفته اند.

 

انتقاد مینورسکی از دیدگاه خصمانه اشپولر به دیالمه و دیدگاه ملایم او به ترکها در مقدمه خود بر کتاب اشپولر با عنوان ایران در قرون نخستین اسلامی:
«بررسیهای تاریخی نشان می دهد که گویا فرهنگ جنگاوری و مبارزه جویی در مردان گیل و دیلم(گیلک) در ازمنه کهن به صورت یک سنت وجود داشته به نحوی که این مردان از کودکی به صورت جنگجو پرورش یافته و به عنوان سرباز و نظامی وارد خدمت ارتشها شده و نتیجتا ماههای متمادی از موطن خود دور بودند در نتیجه کار کشاورزی بر عهده زنان گذاشته می شد و این سنت انجام کار زراعی توسط زنان، هنوز در منطقه گیلان پابرجاست.»

 

از سوی دیگر، جنگجویان دیلمی، عموما به صورت پیاده نظام بودند به نظر می رسد، موقعیت جغرافیایی سرزمین گیلان که کوهستانی و آکنده از پوشش جنگلی انبوه است، کاربرد سواره نظام را در آن دشوار می ساخته است. پیاده نظام دیلمی که متشکل از مردانی بود که برای امرار معاش وارد دستگاه نظامی حکومتهای ایرانی می شدند عمدتا در بسیاری از پیروزیهای نظامی خارجی ایران نقش عمده داشته است. در اینجا خوب است به توصیف آرتور کریستن سن، نویسنده معروف کتاب ایران در زمان ساسانیان در خصوص آنها اشاره کنم: «دیلمی ها همواره در تاریخ ایران به عنوان جنگجویانی پیاده نظام مشهور بودند. از دوره باستان، پادشاهان ایرانی از نیروی جنگی دیلمی ها در ترس و هراس بودند و سعی می کردند از آنها در تقویت نیروی نظامی خود استفاده کنند ساسانیان به طور گسترده از جنگجویان دیلمی و گیلانی در نیروی پیاده نظام خود به کار می گرفتند. نیروی پیاده نظام دیلمی مهارت زیادی در پرتاب زوبین داشتند. مهارت دیلمی در قتل امپراتور روم آشکار شد. پس از اینکه امپراتور روم، کاروس، تیسفون را تصرف نمود طعمی از پیروزی خود نچشیده بود که با زوبین یک سرباز دیلمی از پای درآمد.» [۱]

 

به نظر می رسد نقش غیرقابل انکار نیروی نظامی دیلمیان در فتوحات حکومتهای ایرانی در مقابل دشمنانی همچون رومیان، نکته بسیار مهمی است که خواه به صورت آگاهانه و خواه ناآگاهانه، از سوی مورخان ایرانی نادیده انگاشته شده و یا حداقل اینکه سعی نموده اند که آن را کم اهمیت جلوه دهند. ازاینرو بر مورخان و پژوهشگران مستقل، فرض است که فارغ از تنگ نظریهای مرسوم به این صفحه مهم و ناگشوده از تاریخ کشور، اهتمام و امعان نظر ویژه مبذول دارند تا ابعاد و زوایای مغفول و نامکشوف جنبش پرافتخار دیلمیان در گستره تاریخ، شناسایی و در معرض دید صاحبنظران و نسل جوان قرار گیرد. با این وجود مورخان منصف و امانتداری هم بوده اند که به نقش ویژه جنگجویان منطقه دیلمستان و گیلانات در سازمان ارتش حکومتهای ایرانی، اشاره نموده اند. به عنوان مثال، اکبری در کتاب تاریخ اجتماعی ایران در عصر ساسانیان می نویسد: «سواره نظام سبک اسلحه ساسانی از کماندارانی بودند که از اعراب ساراسن و قبایل کادوسیهای نواحی خزر تشکیل یافته و با شاپور اتحاد داشتند.» [۲] و یا اینکه سعید نفیسی به صراحت در توصیف آنها می نویسد: «دیلمیان در شمشیرزنی و نیزه داری و خنجرگزاری و کمان کشی زبردست تر بوده اند.» [۳] در دوره حکومت سلجوقیان نیز دیلمیان جزو نیروهایی بودند که از جانب پادشاهان از ایشان به عنوان پیاده نظام استفاده می شد و در واقع ساختار تشکیلاتی پیادگان در امپراتوری سلجوقی را تشکیل می دادند. وجود دیلمیان در این دوره همانند عصر ساسانی در ارتش، دارای اهمیت بوده است.(سلجوقیان از دیلمیان به عنوان یکی از مهمترین ارکان ارتش در پیاده نظام استفاده می کردند. [۴]

(پیادگان، به عنوان پشتیبانان سواره نظام بودند و برخلاف آنچه که جایگاه ایشان تشریح می شود، می توانستند موجبات شکست یا پیروزی را به طور جدی فراهم آورند.) [۴]

 

از جمله معدود پژوهشهای تاریخی پرمایه ای که در خصوص تاریخ دیلمیان انجام شده می توان به فاکتهایی که احمد کسروی در کتابش شهریاران گمنام ارائه نموده و نیز آنچه که احمد آتش در مقاله دیلم مندرج در دایره المعارف اسلامی(چاپ جدید) توسط مینورسکی نگاشته است اشاره نمود. کسروی، آتش و مینورسکی، هر یک در تالیفاتی که ذکر آن رفت روایاتی مربوط به سربازان دیلمی در خلال ادوار کهن ساسانی و بیزانسی به دست داده اند. اطلاعاتی هم که پروکوپیوس در کتابش De bello persico یعنی جنگ فارسی به رشته تحریر درآورده به ویژه جالب توجه است. دیلمیان مستقل، به عنوان سربازان مزدبگیر به خدمت ساسانیان درآمده بودند ویژگی انحصاری تجهیزات نظامی آنها زره و نیزه بوده است. این خصیصه با ویژگی متاخر اسلامی آنها تماما مطابقت دارد. [۵]

 
سلاح معروف دیلمیان که موجب هراس دشمنان می شد زوبین بود و همچنین سپرهای بلند. همانطور که در منابع پیشین اشارت رفت امپراتور روم، کاروس، با زوبین یک دیلمی، به قتل رسیده بود. جالب اینجاست که بازتاب چیره دستی و مهارت دیلمیان در کاربرد این سلاحها در ادبیات کهن ایرانی نیز به وضوح، تلالو یافته، به عنوان مثال، فخرالدین اسعد گرگانی در منظومه ویس و رامین آنجا که از فرار رامین به سرزمین گیلان سخن به میان می آورد توصیفی دقیق از پیاده نظام دیلمیان در جنگ به دست می دهد:

«زمین دیلمان جایی است محکم … بدو از لشکری از گیل و دیلم
به تاری شب اسان ناوک انداز … زنند از دور مردم را به آواز

گروهی ناوک و زوبین سپارند … به زخمش جوشن و خفتان گذارند
بیاندازند زوبین را گه تاب … چو اندازد کمانور تیر پرتاب
سپردارند پهناور گه جنگ … چو دیواری نگاریده به صد رنگ
ز بهر آن که مرد نام و ننگ … ز مردی سال و مه با هم بجنگند
از آدم تا کنون شاه هان بی مر … کجا بودند شاهان هفت کشور
نه آن کشور به پیروزی گشادند … نه باج خود بدان کشور نهادند
هنوز آن مرز دوشیزه بماندست … بر او یک شاه کام دل نرانده است»

 

آنچه در این شعر، جالب توجه است اشاره های مربوط به ادوات جنگی ویژه دیلمیان همچون زوبین، زره و ناوک است. ناوک همان کمان یا وسیله ای مشابه آن است که برای تیراندازی به کار می رفته است. شهرت سپرهای ساخت گیلان که در دستان نظامیان دیلمی بود آنچنان فراگیر بود که فردوسی در شاهنامه می سراید: «سیاوش سپر خواست گیلی چهار دو جوشن دگر زآهن آبدار» و در جای دیگر می گوید: «بفرمود تا روزبانان در برفتند با تیغ و گیلی سپر». باز فردوسی در جای دیگر می نویسد: «پیاده پس پیل کرده پای ابا نه رشی نیزه سرگرای…سپرهای گیلی به پیش اندرون همی از جگرشان بجوشید خون» مقصود فردوسی از نیزه سرگرای همان زوبین های دیلمی است که بیش از سپرهای آن معروف بوده.

 
چنانکه نظامی گنجوی چنین می سراید: «بدی دیلم کیائی برگزیدی تبر بفروختی زوبین خریدی». یعنی دیلمی وقتی که می خواست ترقی کند از هیزم شکنی دست می کشید و تبرش را فروخته و زوبین دیلمی می خرید و می شد موتا، مرداویج، آل بویه و…
فردوسی در جای دیگر که به گیلانیانی که در گارد محافظ انوشیروان خدمت می نمودند اشاره می کند به همین سپرهای معروف اشاره می کند: «یکی بارگه ساخت روزی به دشت ز گرد سواران هوا تیره گشت…همه مرزبانان زرین کمر بلوچی و گیلی زرین سپر».
 

با نگاه به اشعار فوق که تنها مشتی نمونه خروار از آنچه که در خصوص ساختار نظامی دیلمیان در ادبیات کهن پارسی به چشم می خورد تا حدود زیادی می توان نسبت به ساختار نظامی ادوات جنگی و مهارتهای رزمی دیلمیان در پهنه تاریخ، درکی حاصل نمود. از سوی دیگر برخی از منابع بر تکیه صرف نیروی نظامی دیلمیان بر پیاده نظام به عنوان یک نقطه ضعف یاد نموده اند چرا که برای نبرد در مناطق مسطح و صحرایی فلات مرکزی ایران به یک نیروی سواره نظام چیره دست نیز نیاز بوده و این مشکلی بود که سلسله حکومتی گیلانی الاصل آل بویه در نبردهای خود در مناطق مرکزی ایران وعراق با آن مواجه بود. اما در عین حال در جنگهای در مناطق صعب العبور جنگلی، کوهستانی و باتلاقی که سواره نظام به کار نمی آمده برتری همواره با دیلمی ها بوده است. پیاده بودن نظامیان دیلمی، در موارد زیادی از جنگها به زیان آنها بوده است زیرا توان حرکتی آنها را در مقایسه با سواره نظام کاهش می داده است و از سوی دیگر در هنگام عقب نشینی و فرار از ساحت معرکه و تنظیم و بازسازی مجدد نیروها در موقعیت های سخت برای سربازان پیاده مشکل بوده است مثلا در جنگ قباب حمید در ساحل رود دجله که در سال ۳۳۲هجری(۹۴۴ میلادی) رخ داد، پیاده های دیلمی احمد بن بویه نتوانستند از دست توزون(فرمانده ترکی) فرار کنند و لذا بیش از هزار نفر از آنها تسلیم این فرمانده شدند. از سوی دیگر، سرباز پیاده، در زمین سخت و ناهموار، برتر از سواره نظام است. مثلا در اثنای عملیاتی که عزالدوله دیلمی در عراق و اهواز برضد سرکشی های ترکان برپاکرد در منطقه واسط، محاصره شد و اگر مرکز فرماندهی سپاهش را در میان جنگلی از خرما برپا نکرده بود توان مقاومت و ایستادگی خود را از کف می داد، چه سربازان دیلمی او توان حرکت در آن مکان را داشته و سواره های ترک قادر به حرکت در آنجا نبودند. [۶]

 
همچنین در منابع تاریخی، بارها به قدرت بالای سربازان پیاده دیلمی در برابر تحمل مصائب و شجاعت آنها در مقایسه با سربازان ترک اشاره شده است. دیالمه در زندگانی خود از ترکها صرفه جوتر و میانه روتر بودند هنگامیکه شتر یا اسبی را ذبح می کردند آن را بین تعداد زیادی از خود تقسیم می کردند. [۷] دیلمیان پس از اینکه در قالب نیروی نظامی در خدمت دولتهای حاکم بر فلات ایران عمل نمودند در برهه ای از تاریخ موفق شدند خود راسا زمام امور حکومت را به دست گرفته و دو سلسله آل زیار و آل بویه را تاسیس نمودند. آل زیار نخستین سلسله بزرگ دیلمی را در ایران بنیاد نهاد. هسته اولیه این حکومت توسط فرمانده بزرگ نظامی دیلم یعنی مرداویج پسر زیار به وجود آمد. ارتش آل زیار را دو دسته عمده تشکیل می داد جنگجویان گیل و دیلم که در حدود پنجاه هزار نفر بودند. سربازان ترک و خراسانی که در حدود چهارهزار نفر بودند.
 

در مورد آل بویه هم می توان گفت، از دیلمیان سرزمین دیلم(گیلان) بودند اما چون شرایط اقتصادی این منطقه چندان مطلوب نبود ناچار به مانند نیاکان خود و به واسطه مهارتهای نظامی متاثر از شرایط جغرافیایی زادگاه خود در لباس پیاده نظام به حکومتهای گوناگونی همچون علویان طبرستان و زیاریان (در سالهای ۲۵۰ تا ۳۲۱ ق) پیوستند و بخش مهمی از ساختار نظامی و سیاسی حکومت آنها را شکل دادند. این فرایند، نقش مهمی در آشنایی دیلمیان با فضاهای جدیدتر داشت و در نهایت سبب شد حکومت آل بویه، پی افکنده شود. تجربه سالها خدمت در دربار حکومتهای پیش گفته به رفتار نسبتا هوشمندانه تر برخی از امیران آل بویه با عوامل انسانی دخیل در عرصه اقتصاد و استفاده بهتر از توانمندی های طبیعی و اداری قلمرو نسبتا گسترده آنان انجامید که در حدود پنجاه سال رو به افزایش بود. دستیابی به سرزمینها و منابع جدید درآمد و مدیریت نظام کارآمد دیوانسالار در مناطق مرکزی و غربی ایران و عراق موجب شد ساختار اقتصادی آل بویه بر سه مولفه کشاورزی، صنعت و بازرگانی استوار شود و پشتوانه دوام حکومت آنان گردد.

 

[۱]- کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران دنیای کتاب
[۲]- اکبری، امیر.۱۳۸۲
[۳]- نفیسی، سعید(۱۳۸۴)، تاریخ تمدن ایران ساسانی، چاپ دوم، تهران، اساطیر
[۴]- بویل، جی آ (گردآورنده)، (۱۳۸۱) تاریخ ایران ، کمبریج، از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانی، ترجمه: حسن انوشه، جلد سوم، تهران، امیرکبیر
[۵]- کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان
[۶]- مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهمم، جلد ۲، ص۷۷
[۷]- یحیایی، علی. کجباف، علی اکبر. اللهیاری، فریدون. مجله تاریخ و فرهنگ شماره ۸۴/۴ بهار و تابستان ۱۳۸۹

یک دیدگاه در “مروری بر ساختار نظامی دیلمیان در درازنای تاریخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *