ناحیه تاریخی فرشوادگر

نام اتحادیه‌ای از گیلان، رویان، طبرستان، مازندران، دماوند، ری، قومِش، دامغان و گرگان که نزدیک به ۲۴۰۰ سال پیش شکل گرفت. در حدود قرن چهارم و سوم هجری قمری نیز در آثار جغرافی‌نگران، دیگر نامی از فرشوادگر به میان نیامد.
اهالی فرشوادگر باور داشتند که فرش یعنی هامون، واد یعنی کوهستان و گر به معنی دریاست. این سرزمین تمام سرزمین های جنوب دریای کاسپین بود. فرشوادگر هم به معنی پادشاه دشت و کوه و دریا است. [۱]
 
نام جغرافیایی این ناحیه تاریخی در کتاب های تاریخ و جغرافیا به کل های مختلفی آمده است. «پذشخوارگر، پتشخوارگر، پدشخوارور، فدشوارگر، فرشوازجر»
 
استرابن جغرافیا نویش معروف یونانی، که به گمانی از سال ۵۸ پیش از میلاد تا ۲۵ میلادی میزیسته و این زمان مقارن با حکومت اشکانیان در ایران است، واژه پتشخوارگر را به یونانی پرخواثرس نوشته است، وی در تعریف پرخواثرس گوید: «در بخش های شمالی این رشته کوه ها (کوه های البرز) گادوس های گل و کادوس ها و آمارد میزیستند. از آنجا که به سوی خاور و جبحون که پیش میرویم به قوم پارت ها بر میخوریم و سپس به قوم مرگیان، سپس ناحیه ای بیابانی است که رود سرنیوس آنرا از هیرکانیا (گرگان) جدا می سازد.» [۲]
 

ابن اسفندیار در مورد حدود طبرستان می نویسد: «طبرستان داخل فرشوادگر است  و فرشوادگر شامل آذربایجان و گیلان و طبرستان و ری و قومس می باشد . که استرابن هم همین حدود را برای فرشوادگر ذکر کرده است.» [۳]
 
در تاریخ و ادبیات دوره ساسانیان نیز به مناسبت های گوناگون به نام ناحیه فرشوادگر  اشاراتی شده است . مثلا در گزارش های جنگ های اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانی یا اردشیر بابک آمده است که : اردوان از ناحیه به ناحیه کشور چون ری و دماوند و دیلمان و پشتخوار گر ، سپاه و آخور خواست. [۴] آگاهی دیگر درباره فرشوادگر دوره ساسانی اینست که می دانیم خاندان گشنسب داد تا زمان قباد اول پدر خسرو انوشیروان بر ناحیت پشتخوارگر فرمانروایی داشتند. از عنوان گشنسب شاه که هم زمان با اردشیر بابک میزیسته است چنین بر می آید که در روزگار ساسانی واژه فرشوادگر اندک اندک معنای جغرافیایی محدودتری یافته است و تنها به بخشی از ناحیه کوهستانی مازندران کنونی اطلاق میشده.
 

قباد سه پسر داشت که بزرگترین آنها کاوس (کیوس) بود. کواذ و کیوس برای جلوگیری از تاختن ترکان به خراسان و اطراف طبرستان و کومش، به فرمانروایی فرشوادگر منصوب داشت. از اینجا کیوس لقب فرشوادگر شاه را یافت. [۵] پس از آنان گیل گیلانشاه لقب فرشوادگر شاه را گرفت. بعد از او اسپهبد خورشید پسر داذمهر است که طبق نوشته ابن اسفندیار او را فرشواد مرزبان می گفتند. [۶] همچنین از جانب خلیفه عباسی بهاسپهبد مازیار در قرن سوم هجری نوشته شده است مازیار را: «جیل جیلان (گیل گیلان) ، اسپهبد اسپهبدان، پذشوارجرشاه لقب داده‍اند.» [۷]
 

بطور کلی از گواهی های مربوط به قرن سوم هجری بر می اید نام جغرافیایی فرشوادگر اندک اندک محدود شد و جای خود را به ایالات گیلان و طبرستان داد .
 

[۱]-میرظهیرالدین مرعشی، کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران
[۲]-استرابن، کتاب ۱۱ فصل ۸ و کتاب مازندران و استرآباد تالیف رابینو ترجمه وحید مازندرانی
[۳]-تاریخ طبرستان، ابن اسفندیار به تصحیح مرحوم عباس اقبال آشتیانی
[۴]-کارنامه اردشیر بابک، صفحه ۱۸
[۵]-تاریخ طبرستان، ابن اسفندیار
[۶]-تاریخ طبرستان، ابن اسفندیار
[۷]-نوشته استاد مجتبی مینوی در صفحه ۳۱ کتاب مازیار به نقل از طبری و یعقوبی

یک دیدگاه در “ناحیه تاریخی فرشوادگر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *