فرضیه ای راجع به شنا

در زبان گیلکی به شنا، سینه آب یا سینه اؤ می گویند. که آب خود تغییر شکل داده ی اؤ می باشد. پس یعنی اصل کلمه سینه اؤ بوده که به مرور و در اثر ارتباطات با زبان رسمی به آب در برخی مناطق تبدیل شده است.
حال سینه اؤ را اگر به حالت محاوره بخوانیم بر ـه سکون نیامده و به صورت سینؤ خوانده می شود، یعنی ـه و ا خوانده نشده و ن به ؤ متصل می شود.
 

حال واژه ی شنا را در نظر بگیرید.
تابحال دقت کرده اید قدیمی ها و مخصوصن ورزشکاران قدیمی و بالاخص باستانی کار ها به شنا می گویند شنؤ؟
حال با خود فکر کنید شنا یعنی چه؟ شنؤ یعنی چه؟ حال ببینید سینه اؤ و سینؤ یعنی چه. یعنی سینه به آب زدن. یعنی تن به آب دادن. یعنی همان معنایی که ما از شنا می فهمیم.
 

به نظر من شنؤ همان سینه اؤ بوده که به سینؤ و با حذف ی و تبدیل آن به کسره به شنؤ و نهایتن شنا تبدیل شده است.
پس شنا واژه ای گیلکی ست. *
 
سینه اؤ←سینؤ←شنؤ←شنا
 

*- این جمله به معنای صدور حکم قطعی نیست. پس برداشت های … گونه نفرمایید.

دامون

دامونم زاده زلزله‌ای مردم کش

23 دیدگاه در “فرضیه ای راجع به شنا

  • آذر ۱۹, ۱۳۹۲ در۳:۰۵ ب.ظ
    پیوندیکتا

    معمولن ای جور مواقع گونن «فرضیه». بازین اگه فرضیه آزمایش و تجربه و سند و مدرک همره اثبات ببؤ بنه نظریه.

    پاسخ
  • آذر ۱۹, ۱۳۹۲ در۶:۱۹ ب.ظ
    پیوندیکتا

    حالا که این بحث پیش آمده خواستم به عرضتان برسانم که در منطقه رحیم آباد و اشکور به شنا کردن می گن جانشیر …. ” جانشیر پولورو روخانه مین ”
    پیروز باشید

    پاسخ
    • اسفند ۲۸, ۱۳۹۳ در۹:۴۴ ب.ظ
      پیوندیکتا

      راستش تو مازندران هم به شنا میگن «هولی» (huli) یا «ئولی» (‘uli) که احتمال میدم از «ئو + لِه» ریشه می‌گیره که همون «دراز کشیدن در آب» معنی بده.

  • آذر ۲۰, ۱۳۹۲ در۴:۵۷ ق.ظ
    پیوندیکتا

    در پاسخ به ورگ:
    نوکرم برأر. دوروساتم
    تجربه نأرم کی 🙂

    پاسخ
  • آذر ۲۱, ۱۳۹۲ در۱۱:۱۲ ق.ظ
    پیوندیکتا

    حانشیر یا جون شیر یا حان شورا هر سه در گیلکی معادل سینه او و سینه آب است

    پاسخ
  • آذر ۲۳, ۱۳۹۲ در۶:۰۹ ق.ظ
    پیوندیکتا

    فرشید عزیز ممنونم
    من که نگفتم همه جا از سینه اؤ استفاده میشه
    من گفتم شنا از سینه اؤ گرفته شده
    با تشکر

    پاسخ
    • دی ۲, ۱۳۹۲ در۱۱:۵۵ ق.ظ
      پیوندیکتا

      مطلبی را که نوشتم اصلاح میکنم:
      در گیلکی جانه شیر ،جونه شیر و جان شورا معادل “آب تنی” است اما سینه او و سینه آب معادل شنا است. مثلا میگویند: مو سگ سینه او کادرم اما نمیشود گفت :مو سگ جونه شیر کادرم
      در باره اینکه شنا میتواند تغییر یافته کلمه سینه او باشد نمی توانم اظهار نظری بکنم
      اما امکان تبدیل صامت شین یه سین و مصوت او به ای و بالعکس وجود دارد

  • آذر ۲۴, ۱۳۹۲ در۱۰:۵۲ ق.ظ
    پیوندیکتا

    فرضیه قشنگی بو، به swim هم نزدیکا بوستیم!

    پاسخ
  • آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در۵:۴۹ ق.ظ
    پیوندیکتا

    چطور به Sٌٌٌwim نزدیک شدیم؟
    میشه بازش کنین مطلبو؟

    پاسخ
  • دی ۱۲, ۱۳۹۲ در۹:۱۹ ق.ظ
    پیوندیکتا

    این چنین نگاهی به واژه ها از نظر من خوبه. گرچه راه های درستی برای ریشه شناسی واژه ها وجود داره، اما هر اندیشه ای/نظری می تونه برای خودش مهم باشه و شاید آغاز یک راه.
    در باره ی فرض شما که سال ها پیش در ذهن من هم پیش اومده بود باید بگم که ، چه در اوستا چه در سانسکریت و در ایرلندی کهن،لاتین،تخاری،هند و اورپایی نخست و زبان های ایرانی میانه و دیگر زیان ها ی ایرانی نو…واژه ی شنا به صورت جدا گانه نیامده. یعنی sna یا na کوچک ترین شکل این واژه هستند.
    پرسشی که در ذهن من پیش میاد اینه که آیا واژه ی سینه در گیلکی استفاده میشده؟برای چنین ترکیباتی؟ . آیا نمونه دیگه ای میتونیم بیاریم؟
    مشکل دیگه اینه که متاسفانه سندی کهن از زبان گیلکی فعلا! در دست رس نیست. پس یا باید نمونه از خود گیلکی و زبان های دیگه(حتی غیر هم خانواده) آورد یا به کهن ترین سند ها توجه کرد.
    در پایان باز هم میگم که خود من در کارهای واژگانیم از فرض های این چنینی استفاده می کنم. اما در کنارش روش هایی که زبان شناسی میگه رو باید! در نظر گرفت.

    پاسخ
  • دی ۱۴, ۱۳۹۲ در۷:۲۲ ق.ظ
    پیوندیکتا

    ممنونم جناب Z.O
    بنده متخصص زبانشناسی نیستم
    از قضا این فرض رو مطرح کردم تا اگه هم غلط باشه کسی منو از اشتباه در بیاره
    واژه ی سینه، به همان معنای سینه به کار میره (مثل: مو تره خوشک سینه بوزورگاتم) اما در ترکیباتی انچنان رو نمیدونم والله
    خود من گویشور درجه یک گیلکی نیستم و تمام سعی من تنها یادگیری صحیح زبان مادریمه

    بازهم ممنونم

    پاسخ
  • اردیبهشت ۲, ۱۳۹۳ در۱:۴۶ ب.ظ
    پیوندیکتا

    با سلام در مورد فرضیه ریشه یابی کلمه شنا مطلب شما دوست گرامی را بسیار قابل تامل و در خور توجه دانستم . اما لازم دیدم که مطلبی هم به به این نظریه اضافه کنم. در گویش های جنوب ایران نظیر بختیاری، و گویشهای دزفولی و شوشتری که از یک خانواده هم میباشند از لفظ “شنو” یا “سنو” که مورد دومی بیشتر در گویش شوشتری و بختیاری و البته در زبان لری هم استفاده میشه که بسیار به کاربرد این کلمه در زبان گیلکی شما نزدیک هست. پس نتیجه گیری در مورد خاستگاه اصلی واژه شنا به همین آسانی ها نیست و نمیتوان به سادگی آن را متعلق به زبان گیلکی یا زبان دیگری دانست مگر اینکه سند تاریخی و بر اساس تقدم زمانی برای اثبات آن یافت شود

    پاسخ
    • اردیبهشت ۳, ۱۳۹۳ در۴:۰۲ ق.ظ
      پیوندیکتا

      ممنونم وحید جان

      جان کلامت حقه

      درست می فرمایی

    • اردیبهشت ۶, ۱۳۹۳ در۱۲:۴۰ ب.ظ
      پیوندیکتا

      وحید عزیز

      واژه های زیادی بین زبان گیلکی و لری مشابه هم هست که به نظرم این ها همه نشانه هایی از گذشته دور گیلان و لرستان و قوم بزرگ کاس(پی-سی) هست.

      همونطور که میدونید کاس ها از قفقاز و جنوب دریای همیشه کاسپین به فلات ایران و کاشان و لرستان مهاجرت کردند …

  • تیر ۲۹, ۱۳۹۳ در۳:۳۸ ب.ظ
    پیوندیکتا

    جناب دامون! لطفاً آن عبارت گیلان خاستگاه نخستین سومریان را حذف کنید! به پیر به پیغمبر، این گونه مطالب موجب لنگش در حرکت شما خواهد شد؛ در ضمن اگر به جای گیلان به گیلکان و نواحی گیلک نشین بپردازید بهتر نیست؟ این را هم بدانید که در زبان گیلکی طرف ما به شنا می گویند: «حَسنو» یا «حَسِنو» به قول شاعر: …چِچِلا کُنده حَسِنو بهارِ نشونه هسته.

    پاسخ
    • تیر ۳۰, ۱۳۹۳ در۴:۱۱ ق.ظ
      پیوندیکتا

      سلام لالو جان

      سعی ما همینه که تمام نواحی گیلک نشین بپردازیم و واسه همین هم Adem (تپور سابق که حتم می شناسیش)رو به جمعمون اضافه کردیم که به گویش مازندرانی تسلط و به مناطق شرقی آشنایی و دسترسی بیشتر و بهتری داره. راجب اون نکته هم با هم خصوصی ایشالله حرف می زنیم

      یا حق

    • تیر ۳۰, ۱۳۹۳ در۴:۱۵ ق.ظ
      پیوندیکتا

      حسنو هم شباهتی به سینؤی ما داره

      البته نمی دونم حسنو درسته هسنو 🙂

    • مرداد ۲۴, ۱۳۹۳ در۱:۴۷ ب.ظ
      پیوندیکتا

      جنابان Z.O و وحید و بقی هدوستان نکات ارجمندی را پیش کشیده اند . واژه سنسکریت snA) sna) به معنای آبتنی و شنا، ریشه واژه ی گیلکی «سَـنـو» و یا «حَسنو» است . هر دو واژه اخیر در گیلکی به معنای آبتنی و شنا است . مشابه زبان سنسکریت و زبان های اروپاییدر گیلکی ، توالی دو یا چند حرف بی صدادر بعضی واژه هاهنوز معمول است . مثلاً واژه های گیلکی ورسکـ و تریکـ (سنگ تریکـ ؛تگرگ )از واضح ترین نمونه ها هستند .در تلفظ صحیح این واژه ها، فرض وجوب حرف صدادار، بین دو بی صدای متوالی،نادرست است .
      در امروزی کردن واژه ها ودر فرهنگ نویسی واژه های گیلکی ،متاسفانه نیم فتحه و یا نیم کسره نیز باب شده است . این به نظر درست نیست .در مورد واژه گیلکی «سَـنـو» به معنای آبتنی و شنا، می بینیم که فتحه را، امروز به کار می برند . در اصل اینگونه نبود و بی صدا های( س) و( ن) ،چسبیده به هم تلفظ می شدند .
      یک نشانه از قدمت کاربرد sna در مازندران واژه « ازنی » است، . چشمه ای شاخص که در کنارش روستایی با همین نام بنا شده است .سنسکریت sneya از ریشه سنسکریت sna است، به معنای آبتنی کردن و یا توسل به آب تنی است .حرف بی صدای (س )و (ز) در سنسکریت از نک زبان و شبیه به هم ادا می شوند،به اصطلاح سوتی( sibilant ) اند .
      قدر شناس زحمات دامون عزیز و دوستانش هستیم . امید که در تلاش ارجمندشان، توجه به تاریخ و جستجوی علمی سرچشمه های فرهنگی شرط اول باشد .

    • مرداد ۲۵, ۱۳۹۳ در۳:۴۰ ق.ظ
      پیوندیکتا

      با تشکر از لطف بیکران استاد کولاییان

      امیدوارم باز هم ما را مستفیض بفرمائید

  • اردیبهشت ۵, ۱۳۹۵ در۹:۳۸ ق.ظ
    پیوندیکتا

    سلام . درزبان کهن ایل بختیاری نیز شنو تلفظ میشود

    پاسخ
  • تیر ۱۸, ۱۳۹۵ در۱:۲۱ ق.ظ
    پیوندیکتا

    خواهشمندم در م سلحشور شمال ایران زمین همواره همانند دفاع سرزمینهایشان در مقابل تازی ها،تاتار ها ،وایکینگها متحد باقی بمانند،داستان عرب کشی و تارومار نمودن وایکینگ‌ها توسط اتحاد شما غیورمردان برای ما مردمان آیران داخلی همانند افسانه است، خواهشمندم بدون تعصبات قومی مردمان خطه ی تالش،گیلان،تبرستان،گرگان، راه اتحاد را پیش بگیرید،شما از مردمان چهار ملتی سوئیس بمراتب همانندتر هستید،و بمراتب از کردها بهم شبیهترید،

    من ساکن تهران با اصالتی آذری هستم،اما از یکپارچه بودن شما احساس غرور میکنم و بحث های قومیتی که گاها بین شما پیش میآید ،شمارا در نظر ما ضعیف جلوه میدهد،

    گوزنها و پلنگهای خطه ی شما بزرگترین در نوع خود هستند،،گراز ها جنگلهای شما قدرتمندترین در نوع خود هستند،جنگلهای شما در بینظیر و از نظر پوشش گیاهی یکسانند،درختان شما نه تبری هسند نه تالشی، یک ملت گویشهای متفاوتید،قدر هم را بدانید، اتحاد شما ،شمارا در نظر ما و جهان مقتدر تر جلوه میدهد

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *