نگاهی اجمالی به سلسله حکومتی گیلانی الاصل آل بویه

حکومت آل بویه ۳۲۰-۴۴۷ ه.ق برابر با ۹۳۰-۱۰۵۵ میلادی بر ایران و عراق بیش از ۱۲۰ سال به طول انجامید. در این مدت، حکمران واقعی و تصمیم گیرنده حقیقی، امرای آل بویه بودند و خلفای بغداد از خود چندان اختیاری نداشتند و بازیچه ای در دست آنان به حساب می آمدند. در طی این ۱۲۰ سال ۱۷ تن از این خاندان به سلطنت رسیدند. ابن خلدون می نویسد، آل بویه صاحب دولتی چنان عظیم شدند که اسلام بر سایر امتها بدان مباهان می کند. نام این سلسله از بویه، پدر سه برادری که آن را بنیان نهادند ماخوذ است. بویه در گیلان در گمنامی و تنگدستی، گذران زندگی می نمود. معاش او از طریق صید و فروش ماهی از سواحل گیلان و نیز هیزم کشی تامین می گردید. مورخان بر بینوا بودن خانواده آنان اتفاق نظر دارند. بویه به علت تنگدستی، هر سه فرزندش را در ارتش حکومت وقت مرداویچ وارد نمود. این سه فرزند، چنان لیاقتی از خود نشان دادند که به سمت سرداری و فرماندهی لشگر منصوب گردیده و سرانجام از اطاعت مرداویچ، سرپیچی کرده و ادعای استقلال نمودند. این سه پسر، پس از تحمل سختیها و مشقات فراوان به پیشرفت خارق العاده ای نائل شده و به گفته ابن ابی الحدید، چنان سلطنتی تشکیل دادند که در شکوه و عظمت، ضرب المثل بود. سلطنت آل بویه، مخصوصا در زمان عضدالدوله پسر احمدبن بویه به اوج قدرت رسید و از آن پس روی به انحطاط نهاد. [۱]

 

پیدایش دولت آل بویه راهیچکس پیش بینی نمی کرد و حتی تصور جزئی از عظمت آن را نیز نمی نمود، لیکن دولت مزبور بر عالم چیره شد و مردم جهان را مقهور خود کرد و بر مقام خلافت استیلا یافت. پادشاهان آل بویه خلفا را عزل و نصب کردند و وزرا را به کار واداشتند و از کار برکنار نمودند و بدین سان کلیه امور بلاد عجم و عراق را زیر فرمان خود درآوردند و رجال دولت، متفقا از ایشان اطاعت کردند. جالب این است که آن همه عظمت پس از تنگدستی و بینوایی و خواری و نیازمندی و دست و پنجه نرم کردن با رنج و ستم نصیب آنان شد زیرا جد ایشان، ابوشجاع بویه و پدرجد او جملگی، مانند سایر رعایای فقیر در بلاد دیلم به سر می بردند و بویه، خود به شغل ماهیگیری می پرداخت. از این رو بود که معزالدوله احمدبن بویه پس از تصرف بلاد، همواره به نعمت خداوند، معترف بود و می گفت: من در آغاز زندگی، هیزم می چیدم و روی سر نهاده می بردم. [۲]

 

علی بن بویه عمادالدوله پسر بزرگ ابوشجاع بویه، نخستین پادشاه از سلسله آل بویه است که در ابتدا در زمان پادشاهی مرداویچ از سرداران سپاه وی بود و به فرماندهی کرخ از توابع خوزستان منصوب گردید و پس از درگذشت مرداویچ، علی عمادلدوله با همکاری سپاهیان دیلمی و دو برادرش، شهرهای اصفهان و شیراز و خوزستان را به تصرف خود درآورده و حکومت مقتدری را تشکیل داد. علی بن بویه، پس از آن به بغداد یورش برد و خلیفه عباسی، المستکفی بالله را مطیع خود ساخت. خلافت بغداد که پیشرفتهای برادران بویه را به چشم خود دیده بود از روی ناچاری و بر اثر مشاوره برخی از وزرای خود از جمله ابن مقله، با آنان از در سازش درآمد و لقب ویِژه ای برای آنان فرستاد که علی را عمادلدوله حسن را رکن الدوله و احمد را معزالدوله نامید. علی بن بویه در مجموع، مدت شانزده سال و شش ماه پادشاهی نمود و در سال ۳۳۸ هجری در شهر شیراز درگذشت.

 

سلسله آل بویه، نخستین سلسله ای بود که ایالت متروپولیس خلافت را عراق اشغال کرد و سلطه مستقیم بر خود خلافت پیدا نمود. آل بویه ایرانیان اهل گیلان بودند و تسلط آنها بر خلافت عباسی، اوج پیشرفت ایرانیان در قدرت سیاسی جهان اسلام در مقابل اعراب بود. سلطنت آل بویه، مخصوصا در زمان حکومت عضدالدوله پسر احمدبن بویه به اوج قدرت رسید و از آن پس روی به انحطاط نهاد.با وجود شیعه مذهب بودن آل بویه، آنان معمولا سیاست تسامح و مدارا با سایر مذاهب را درپیش گرفتند. به عنوان مثال، بزرگترین تکریم ها را درحق عبدالله بن خفیف شیخ کبیر، عالم بزرگ اهل سنت به جا می آوردند و یا اینکه برای اهل تصوف، خانقاه می ساختند. [۳] در شیراز عهد آل بویه، برخلاف سنت رایج آن زمان، غیرمسلمانان مانند زرتشتی ها مجبور نبودند که علامت مشخص کننده (زنار) به تن داشته باشند و یا در محله های خاصی زندگی کنند. هنگامیکه در سال ۳۶۹ هجری مصادف با ۹۸۰ میلادی، مسلمانان شیراز، علیه زرتشتیان به اغتشاش پرداختند عضدالدوله، لشگری را برای تنبیه اغتشاش کنندگان به شیراز فرستاد(همان) عضدالدوله، آشکارا اهل تسامح مذهبی بود و حتی وزیری مسیحی به نام نصربن هارون داشت که اجازه یافت کلیساها و دیرها را مرمت کند و صدقاتی برای نصرانیان قرار دهد.

 

از نظر علمی، فرهنگی و ادبی نیز مورخان، دوران آل بویه را عصر رنسانس فکری ایران دانسته اند. بزرگانی چون محمدبن زکریای رازی و ابوریحان بیرونی و ابن سینا در سایه حمایتهای آل بویه پرورش یافتند. ابن سینا در دوره علاءالدوله دیلمی، وزیر وی شد،  از نظر تشویق و تقویتی که معزالدوله احمدبن بویه از فن طبابت و از بیمارستانها به طور کلی می کرد ورود او را به بغداد باید آغاز عصر نوینی در علوم پزشکی دانست. همدان، اصفهان و ری در این دوره به مراکز بزرگ علمی و فرهنگی بدل شده و دارای کتابخانه های بزرگی بودند که شهرت فراوانی داشتند. به ویژه کتابخانه ری که به وسیله مجدالدوله دیلمی ساخته و در جریان حمله سلطان محمود غزنوی به ری و فتح آن و سقوط سلسله آل بویه سوزانده شد، شهرتی عالمگیر داشت. [۴]

 

گسترهٔ فرمانروایی بوییان:

 

http://caspiland.com/wp-content/uploads/Boyeh.jpg

 

[۱]- خسروی، محمدعلی. شیخ صدوق(ره)، چاپ اول ۱۳۷۰، ص۵۳
[۲]- ابن طقطقی(۶۶۰-۷۰۱ ه.ق) در کتاب الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه درباره دولت آل بویه
[۳]- Limbert, Johm. Shiraz in the age of Hafez: the glory of a medieval Persian city. University of Washington Press، ۲۰۰۴. p. 11. ISBN 0-295-98391-4, 9780295983912.
[۴]- سیریل الگود در کتاب تاریخ پزشکی ایران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *