گیلان باستان خاستگاه نخستین سومریان (بخش دوم)

گروه اول: سوریه و لبنان و سواحل مدیترانه:  عده ای از محققین که منشا سومریان رااز سواحل دریای مدیترانه و سوریه و لبنان می دانند در برخی موارد دلایلی را برای ادعاشنان ارائه نموده اند، اما همواره این ادعا ها توسط محققین دیگر کاملا مردود دانسته شده است . قصه چنین است که سارکون یکبار به سرزمین های شما خاوری لشکر برد و با یاری ایزد خود به نام دهاگون توانست تا به کوه نقره ای و جنگل سدر که پایگاه نخستین ایزدان سومری بوده است را پیش برد، نشانههایی که ازاین تاخته داده می شود، با آنچه درباره کوههای آمانوس(در سوریه) و لبنان گفته شده همخوانی ندارد. همچنین شرح رفتار خومبه به چنان است که گویی اشاره به یک آتشفشان دارد ، خومبه به را غرشی است چنان چون سیلی از بند رها شود ، دهانش آتش ، دمش مرگ!
اما، اگر این نشانه ها حتی به اتشفشان هم اشاره داشته باشد نمی توان این آتشفشان را به آمانوس یا منطقه لبنان نسبت داد. [۱۷] [۱۸] [۱۹]
 

گروه دوم : جنوب و جنوب شرقی فلات ایران:  خاستگاه مردمان (کله پهن) سومری از نظر بدنی و زبان مورد کاربرد، از اسامی کاملا جدا هنوز مسائل حل ناشدنی تاریخ است. رخدادهایی موجب پیدایی این مردمان از ناحیه جنوب شرقی یا از طریق جنوب ایران و خلیج فارس شد و آشنایی این مردمان با کشتیرانی نظر دوم را بیشتر تایید میکند. [۲۰] توصیفاتی که از سرزمین نیاکانی سومریان در حمسه گیل گمش امده است و مقایسه آن با ناحیه جنوب شرقی بین النهرین یا جنوب ایران اختلافات فاحشی و زیادیبین آن دو سرزمین نشان می دهند. مثلا در حماسه گیل گمش از جنگلی یاد شده است که وجود چنین جنگلی در جنوب ایران و یا جنوب شرقی بین النهرین که قابل مقایسه با جنگل انبوه و اسطوره ای سومریان با رودخانه ها و جانداران بسیار باشد، بعید بنظر می رسد. در ثانی اکثر آثار مکشوفه که قابل مقایسه با تمدن سومریان است در قسمت جنوب دریای همیشه کاسپی یافت شده است ، نه در بخش جنوبی آن ، به عنوان مثال پیدا شدن آثار باستانی مربوط به دوره سفال در خارج از بین النهرین در جنوب کاسپین بوده است. [۲۱]
 

گروه سوم: جنوب دریای کاسپین(گیلان):  از دیدگاه بسیاری از دانشمندان و محققین ،بنظر می رسد،سومریها از مناطق کوهستانی شمال و شمال شرقی بین النهرین به منطقه دلتا کوچ کرده باشند. اساطیر سومری هم نشان می دهد که شرایط اقلیمی محل سکونت اولیه ایشان با شرایط موطن جدیدشان بسیار تفاوت داشته است.این مردمان از حیث «نژاد به هیچ یک از ملت های همسایه خود شباهت نداشتند ، تمدن و فرهنگ ایشان که کهن تر از همه فرهنگهای آسیا غربی است،شاید از هم می رود که نخست از شرق و شمال شرقی به آن سرزمین (بین النهرین) آمده باشند. [۲۲] [۲۳] امروزه یکی از منابعی که باعث این نتیجه گیری شد که سومریان از قسمت شرقی بین النهرین به این سرزمین وارد شده اند، کتاب مقدس است، در مدخل اسطوره آفرینش از تلاش فرزانگان بین النهرین و شرح نخستین خاستگاه سخن می رود،  پس به افتخار مردوخ  و پیروزی های او معبد وی به شکل زیگوراتی پلکانی برپا می شود و برج بابل در روایت عبری در سفر تکوین (۱۱: ۱ تا ۹) نیز یاد آور این ماجراست: «و تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود، واقع شد چون از شرق کوچ کردند، زمین همواری در شعار یافتند و در آن جا ماوا گزیده اند، و یکدیگر را گفتند بیایید خشت ها بسازیم و آنها را خوب بپزیم، ایشان را آجر به جای سنگ بود، وقیر به جای گچ، و بیایید شهری برای خود بنا نهیم و برجی را که سرش به اسمان برسد نامی برای خویشتن پیدا کنیم، مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم.»
 
با بسط و گسترش مطالعات درباره الواح کشف شده از جمله حماسه ارزشمند گیل گمش که نشانهای روشنی از سرزمین اولیه سومریان ارائه میکرد، نظریات و پیشنهاد های دقیق تری در مورد سرزمین نخستین سومریان ذکر گردید، از جمله اینکه تمام این افسانه ها پیرامون روابط غالبا تیره اوروک واراته می چرخد که کشور دوردستی بوده که هفت کوه آن را از سومر جدا می ساخته اند و شاید در گیلان قرار داشته اند. [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸]
 
حسن صفوی به نقل از ساموئل هنری هوک می گوید: «می توان اینگونه گفت نژاد سومریان با قوم های کهن (گیلان و کردستان) همانند باشند و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از مرز های سخت به سوی آبرفتهای زندگی بخش بین النهرین می کند.» همچنین وی آورده است: «هرچند تا کنون دریافتند زنجیره گمشده ای که فرهنگ باستانی قوم های بومی جنوب کاسپین را به فرهنگ سومر می پیوندد به سرانجام نرسیده است ولی بسیاری از ساخته ها و فراورده های که از گیلان باستان و کرمان بدست آمده گواه بر چنین پیوندی دارد.» از جمله نتیجه گیریهای دیگری که با اتناد به اثار باستانی کشف شده در جنوب کاسپین، که دلایل محکمی در پیوند این ناحیه با سرزمین اصلی سومریان بدست می داد صورت گرفت، توسط هنری فیلد ایراد گردید. جهانگیر سرتیپ پور به نقل از وی مینویسد : «امکان دارد که نژاد سومری در گیلان باستان و جنوب کاسپین سکونت داشته باشند.» [۲۹] [۳۰] [۳۱]
 
بررسی داستانهای مردمی (فولکور) در سده های میانه  در گیلان و پیش از آن در افسانه های گیلانی پیش از اسلام نشانه هایی از گیل گمش به دست می دهد، لیکن هیچ گونه پدیده ای از این پهلوان در داستانهای مدیترانه ای یا سامی دیده نمیشود و این شاید سببی است براینکه در جای نخست، سومری ها از گروههای کاسپی ،از خانواده آمارد ها بوده اند و از همین روی، اقوام بومی گیلان با گیل گیلگمش و پهلوانی های او شناسایی نیاکانی داشته اند. با توجه به نظرات و دیدگاهها درباره سرزمین اجدادی سومریان باید گفت که این حدس و گمانها و نشانه های پراکنده در مرحله نخست نشان دهنده آنست که فرض آنکه سومریان از قسمت جنوبی کاسپین کوچیده اند بعنوان یک احتمال قوی در اذهان محققین خطور کرده است و چون سررشته هایی که محققان و دانشمندان را به دلایل محکم برای اثبات این فرضیه برساند بسیار کم بوده، تا به امروز شناخت مسکن و موطن اولیه سومریان برهنگی پوشده مانده است. [۳۲]
 
در این بررسی به شناسایی نمونه هایی از این شواهد متقن که موطن نخستین و سرزمین اصلی سومریان را به جنوب دریای همیشه کاسپی و به طور خاص به گیلان پیوند می دهد خواهیم پرداخت. در متون مربوط به سومریان درباره سرزمین اجدادی و مقدس آنان آنچه در وهله نخست نظر هم محققی را بخود جلب میکند،همانا بیان یک ترکیب کوه و جنگل و دریاست. هرچند موارد نام برده شده بصورت تنها، نه به صورت یک ترکیب کامل، از جنگلهای آمانوس سوریه گریته تا فلات جنوبی ایران در حدس و گمان گفته شده و ما بدان اشاره کردیم. اما با اندکی دقت در ویژگیهای این مناطق خواهیم دید که فاقد جزئیات بیان شده در متون سومری می بانشد. به یقین می توان گفت که چنین ترکیبی در هیچ جا به اندازه جنوب دریای همیشه کاسپی یعنی گیــلان با دارا بودند جزئیات فراوان، ما را در شناسایی خاستگاه نخستین سومریان کمک و یاری نمی نماید. حال هر یک از سه نشانه یعنی کوه وجنگل و دریا را مطابق با متون سومری و انچه در سرزمین گیلان امروزی یافت می شود، مورد مقایسه و بررسی قرار میدهیم. از انجایی که قصد ما در این مقاله بیان یک پیود کلی بین سرزمین اصلی سومریان با گیلان امروزی است، بنابراین قسمت اعظم جزئیات را به مقالات آتی موکول می نماییم.
 

 نویسنده درخشان هدایتی فر

 
[۱۷]-حسن صفوی،۱۳۵۶، ص۴۴
[۱۸]-این اسم بصورت خوم بابا ، هوواوا و هوم بابا نیز ضبط شده است در حماسه گیل گمش او نگهبان جنگل سدر است که توسط گیل گمش وانکیدو  کشته شده.
[۱۹]-جان گری، ۱۳۷۸،ص ۶۹٫
[۲۰]-همان کتاب، ص۸٫
[۲۱]-برای توضیح بیشتر، ر.ک: حسین پیرنیا، ۱۳۷۳، ص ۴۳٫
[۲۲]-سامؤل هنری هوک، ۱۳۷۲، ص ۲۲٫
[۲۳]-پرویز ناتل خانلری، ۱۳۶۶، ص ۱۳۸ و بعد.
[۲۴]-مردوک یا مردوخ، خدای شهر، همچنین،ر.ک: اسامی جغرافیایی در صفحه ۱۰٫
[۲۵]-جان گری، ۱۳۷۸، ص ۵۱٫
[۲۶]- Uruk
[۲۷]- Aratte
[۲۸]-ژورژرو،۱۳۶۹، ص ۱۱۲٫
[۲۹]-حسن صفوی، ۱۳۵۶، ص ۳۷٫
[۳۰]-همان کتاب، ص ۱۰٫
[۳۱]-جهانگیر سرتیپ‌پور، بی تا، ص ۵۳٫
[۳۲]-حسن صفوی،۱۳۵۶، ص ۹۶٫

7 دیدگاه در “گیلان باستان خاستگاه نخستین سومریان (بخش دوم)

  • آبان ۷, ۱۳۹۲ در۶:۳۴ ق.ظ
    پیوندیکتا

    من هم دوس دارم که تاریخ حقیقی قوم خودم رو بدونم
    اما نمیشه تاریخی که دوس داریم و دوست داشتیم اینگونه باشه روایت کرد
    در کل من با این مقاله نمیتونم به خودم ۱۰۰% بقبولونم که موطن اصلی سومریان جنوب کاسپی دریا بوده
    به امید مدارک مسندل تر

    پاسخ
  • آذر ۲۶, ۱۳۹۲ در۶:۴۵ ب.ظ
    پیوندیکتا

    جدا از این مقاله نظریه چند تا از باستان شناس های دیگه رو میزارم که (کاس) بودن قوم سومری رو تایید میکنه . خیلی از باستان شناس ها در مورد این نظریه صحبت کردند و باز هم خیلی باید روی این نظریه تحقیق و بحث انجام بشه .

     


     

    –فیلد زپتری ، دانشمند باستان شناس ، خط سومری را که در ابتدا تصویری بوده دارای گذشته هفت هزار ساله معرفی کرده و معتقد است این خط از سرزمین های سواحل شرقی مدیترانه بوسیله بازرگانان از راه دریا به مصر رسیده و مورد تقلید قرار گرفته است و مبدا تاریخ تمدن سومری ها را باید تا پیش از عصر مفرغ حتی عهد سفال و عهد حجر پیش برد که آثار سومری مربوط به آن اعصار هنوز در جلگه بین النهرین بدست نیامده است و این امر دلیلی بدست محققان داده است که برای بدست آوردن آثار سومری پیش از عهد مس و مفرغ ، در مناطقی خارج از جلگه بین النهرین جستوجو کنند ، که با جستجوهای انجام شده مجسمه ها و جمجمه ها و تصاویری در شمال ایران ، در بلوچستان و در دره سند یافتند که متعلق به عصر مفرغ و مشابه جمجمه ها و مجسمه های کشف شده در شهرستان سومری «اورو و کیش (سومری ها شهرهای باشکوهی چون اور، اوروک، نیپور، کیش، لاگاش، اریدو و غیره بنا نهادند) » بوده است و چنین نتیجه گرفتند که تمدن سومری در شمال و جنوب ایران پخش بوده است.

     

    — ساموئل کریمر (سومر شناس معتبر که بسیاری از لوح های سومریان را ترجمه نموده است)، کاسان، ساکن کرانه دریای کاسان بین هزاره پنجم تا چهارم پیش از زایچه مسیح در نخستین مهاجرت خود ازکرانه‌های دریای کاسان (دریای گیلان) به سرزمین میان رودان (بین النهرین) مهاجرت کرده‌اند و همزمان با تمدن کهن سومری هم ارز تمدن مصرباستان نخستین نهاد تمدّن را درجامعه کل بشری بنیانگزاری کردند. به گفته زنده یاد جلیل ضیاء پور ، رئیس فقید موزه مردم شناسی ایران ، ساموئل کریمر ، در بررسی نظریات و عقاید متفاوت ، حین تعیین قدمت تاریخ سومری بسیار محتاط و سخت گیر است.

     

    –در این رابطه ، کریمر با تمام سخت گیری خود در کتاب «الواح سومری» (که در آن بسیاری از الواح سومری را ترجمه کرده) می نویسد: “به نظر سومریان، خدایان بر فراز کوهستان زمین و آسمان، آنجا که خورشید می دمد، اقامت داشتند. علاوه بر نتایج مطالعات تطبیقی اسطوره ها، مطالعات مردم شناسی معاصر درباره آیین ها و مراسم نیز نشان می دهد که صورت نمایشی اسطوره کهن مرگ و باز زنده شدن خدای گیاهی در مناطق گوناگون ایران استمرار یافته است. از جمله، رسم های میر نوروزی، کوسه گردی، پیر بابو ( گیلان ) و مانند اینها. در صورتی که از این گونه رسم ها، در سرزمین های آن سوی میان رودان ( بین النهرین ) نشانه ای در دست نیست.”

     

    –کریمر در این کتاب می‌نویسد: “در هیچ ‌یک از منظومه‌های سومری اشاره‌ای صریح به تاریخ مهاجرت آنان به سوی بین‌النهرین نیست ، و احتمال می‌رود که سومریان از آنسوی قفقاز و دریای کاسپین به نواحی غربی ایران سرازیر شده باشند. کریمر پس از اشاره به اینکه دوره‌ی پیش از سومریان با زراعت در دهات آغاز شده است، می‌نویسد: نظر رایج کنونی بر این است که تمدن مزبور را مهاجرانی از جنوب غربی ایران همراه خود به جنوب بین‌النهرین آورده بوده‌اند.

     

    –رکن الدین همایون فرخ پژوهشگر ایرانیِ حوزه ایران‌شناسی در این باره می گوید: «حضور کاس سی ها (کانتو ـ کاشی) در سرزمین ایران و تشکیل دولت کاس سی و رفتن آنها به میان دو رود و بابل و سپس به مصر و تشکیل حکومت در مصر به هزاره ی چهارم پیش از میلاد مربوط می شود. »

     

    –و یا علی‌پاشا صالح، در کتاب «حقوق تاریخی» سومریان را از تبار قفقازی (که اکثر دانشمندان خاستگاه قوم کاس را نیز این مناطق می دانند و در ادامه نتایج آزمایشات ژنتیکی در این زمینه ارائه خواهد شد) می داند.

     

    –ویل دورانت مورخ، باستان شناس و زبان شناس نیز در این باره معتقد است که سومریان شاید از آسیای میانه یا قفقاز یا ارمنیه برخاسته به جنوب بین النهرین، همراه دو رود دجله و فرات آمده آند.

     

    –و فریتز هومل سومر شناس آلمانی معتقد است که شاخه ای از اجداد باستانی اقوام قفقازی حدود ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد از وطن خود واقع در اسیای مرکزی حرکت کرده و به آسیای مقدم امده سومرها را پدید آورده اند.

     

    –و در جای دیگر می گوید: تموز و ایشتر ( صورت های بابلی دو موزی و اینانای سومری ) بارها زیر پیکره صنوبر نر و ماده تصویر می شوند . می دانیم در دلتای دجله –فرات ، درخت صنوبر وجود ندارد، و این درخت بومی ناحیه های کوهستانی است. این نواحی خاستگاه اصلی سومرها بوده است. به علاوه باید به این واقعیت توجه داشت که زیگورات های عظیم، مشخصه معماری معبدهای سومری است و عقیده بر این است که رو به همان جهت خاستگاه اصلی ساخته شده اند.

     

    –عزیز طویلی به نقل ا زمورخ نامی کایوس پلینوس یاد آور می شود که در تمام مناطق واقع در جنوب دریای کاسپیان جایگاه کاسپی ها به خوبی مشخص گردیده .لذا کاس با پسوند پی به نام کاسپی و با پسوند سی به نام کاس سی از قدیمی ترین اقوام ما قبل آریایی بوده اند که در سراسر ساحل دریای شمال ایران زندگی می کرده اند .هنوز هم در شمال ایران کلمه کاس در لهجه گیلکی متداول است مانند «کاس چوم» یعنی چشم آبی «کاس ماره» یعنی مادر چشم زاغ «کاس کولی» یعنی ماهی چشم زاغ کوچک وبالاخره «کاس آقا» مرد چشم زاغ .می توان نتیجه گرفت که کاس ها به دو تیره ساحلی و کوهستانی تقسیم می شوند جلگه نشینان ساحلی را کاس ساحلی و دسته دیگر را کاس کوهستانی و یا کاس سی می گفتند که تا کوه های زاگرس رخنه کرده و به جلگه های بین النهرین ویا مزوپوتام راه یافته اند شاخه ای از کاسهای کوهستانی در مناطق دیگر ایران به ویژه لرستان وبخشی از کردستان اقامت کردند .

     

    –ساموئل هوک در کتاب «تاریخ اوسانه در خاورمیانه» نیز ریشه نژادی سومریان را با ساکنین قدیم قفقاز، کاس ها (کاسپی ها و کاس سی ها) و ایلامیان یکی می داند.

     

    –هنری فیلد در کتاب «مردم شناسی ایران» سکونت نخستین سومر ها را در شرق قفقاز و جنوب دریای کاسپین می یابد.

     

    سر پرسی سایکس ، خاور شناس انگلیسی ، در کتاب «تاریخ ایران» می‌نویسد: “در نوشته‌ها ، آنان را سیاه‌سران ضبط کرده‌اند ، و سرزمین اصلی آنها کوهستانی بوده ، زیرا خدایانشان را در حالتی که روی کوهی ایستاده‌اند نمایش داده‌اند ، و نیز از مساکن و اماکن اولیه‌شان ( که چوبی بوده ) برمی‌آید که سرزمین مزبور جنگلی و بیشه‌ای بوده است.”

     

    –باستان شناسان دیگری به نام هرتسفله و سر آرتور کیث در بررسی صنایع ایران متذکر می گردند که کلمه کاسپیان نام مردم فلات ایران زمین قبل از ورود آریایی ها می باشد و اضافه مینماید که کاسپی ها در اوائل هزاره چهارم وپنجم قبل از میلاد به کار کشاورزی اشتغال داشته و دانش کشاورزی از قلمرو کاسپیان به سرزمین های دیگر تا حوالی رودها ی سیحون وجیحون و از سوی دیگر به دجله وفرات سرایت کرده است . و باز هرتسفله در نوشته های دیگر خود تاکید کرد که اقوام ایلامی ،لولوبی و گوتی ونیز اورارتو که در حوالی کوه های زاگرس زندگی می کرده اند ازیک گروه نـژادی و زبانی به نام کاس پی و یا کاس سی می باشند .

     

    –در نوشته های حمورابی آمده است که کاسی ها یا کالیت ها و یا به قول اروپایی ها کاشوها بابل را گرفتند و حدود ۶۰۰سال در آنجا سلطنت کردند واینها اساساً در لرستان سکونت داشتند و تشکیل طوایف لر کوچک را داده اند .استرابن مورخ نامی در کتاب خود می نویسد که اهالی زاگرس که عمدتاً از کوه های لرستان سرازیر گشته اند مهاجرانی هستند که از جانب دریای کاسپیان آمده وبه آنها کوسیها و یا کوسیان می گفتند واضافه می نماید که راه حرکت کاس سی ها که دریایی داشتند به نا م های کیسی سی یا کوشائیو و کاش شو از طرف کرمانشاهان ولرستان به بخش های غربی کوه های زاگرس رخنه نمودند .

    پاسخ
  • آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در۵:۱۷ ق.ظ
    پیوندیکتا

    حالا این شد یه مقاله ی خوب و با منبع
    حالا کاری به منابعش ندارم
    مرسی
    ولی از سومر باستان رسیدی به موطن کاس ها و حکومتشون رو بابل 🙂
    دمأ گرم ادأش

    پاسخ
  • اسفند ۱۹, ۱۳۹۳ در۱۰:۳۶ ق.ظ
    پیوندیکتا

    از شبکه استان ای ی مستند نشون دادن که با دلیل تاریخی از روی کتیبه ها که بدست اومده بود نشون میداد منطقه دیل مون گیلان خاستگاه سومری ها بود

    پاسخ
  • مهر ۲, ۱۳۹۵ در۵:۵۶ ب.ظ
    پیوندیکتا

    دورستان گرامی بادرود
    جایی خواندم که دکتر باستانی پاریزی کفته بود که ما باید یک شرلوک هلمز شویم و دوباره تاریخ و سرگذشت خودمان رابازگشایی و کشف کنیم. آنچه دوستان فرنگی برای ما نوشته اند گویا بسیار نادرست بوده است. پژوهش ریشه سومریان و سرزمین گیلان بسیار گیرا و میخکوب کننده بود. دریغم آمد درباره بخشی دیگر از فرهنگ کهن ما که به میانرودان نسبت داده اند سخنی نگویم و آن، سرچشمه و خاستگاه نیایشگاه های بزرگ و پلکانی که زیگورات نامیده شده ، نه در میانرودان که در سرزمین ایرانزمین بوده است. با کاوش های جیرفت و کاوش های تازه تپه سیلک کاشان ، زیگورات سازی از ایران به دیگر جاها رفته است.
    avidsharifian@yahoo.com

    پاسخ
    • مهر ۱۳, ۱۳۹۵ در۱۰:۴۶ ق.ظ
      پیوندیکتا

      مرحوم پاریزی درست گفتن.
      ما باید خودمون دست به کار تحقیق راجع به تاریخ و فرهنگمون باشیم اونم با ذهنی منتقد. نه اینکه هرچی راجع به خودمون پیدا کردیم با افتخار بیانش کنیم.
      منصفانه و منتقدانه دست به تحقیق بزنیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *