گیلان باستان خاستگاه نخستین سومریان (بخش سوم)

کوه:  پافشاری سومریان به مقدس داشتن سرزمین های خاوری بوده است که به پندار آنان مردگان سومری به انجا باز می گشتند و در آن سرزمین زیست جاوید می یافتند. یکی از این سرزمین دیلمون بود که در کنار و نزدکی کوهی بنام ماشو جای داشت. [۳۳] [۳۴] نشانه هایی که از این کوه مطابق با متون مربوط به سومریان بدست می اید اینگونه است:

-ماشو کوهی است سر به آسمان کشیده که هر روز خورشید را در پس خود جای می دهد. [۳۵]

-این همان کوه است که بر آمدن و فروشدن خورشید را پاشداری میکند. [۳۶]

-از این کوه به نام دیوار آسمان و کوه نقره ای یا کوه پاک نقره ای نیز نام برده شده است. [۳۷]

-این کوه در اعتقاد سومریان از ارزش و اعتبار مذهبی بالایی برخوردار است. [۳۸]

-فراخنای میان دوتار که آن چنان ژرف است که گویی تا به اندرون جهان زیرین می رود. [۳۹]

– در دامنه آن راهی کشیده شده است که آغاز راه زیر حهان است. [۴۰]
 
هر چند کوهی که در بخش کوهستانی گیلان در ضرق رودخانه سپیدرود واقع شده است و مدنظر ماست به نام درفک نامیده میشود ولی قسمت های شمالی و جنوبی این کوه مکان هایی قرار دارد که نوز نام قدیمی این کوه یعنی ماشو را یدک میکشند، این اسامی عبارتند از ماشو میان در بخش جنوبی و مایی ماشو در بخش شمالی آن نام دارد .علت تغییر نام آن به دلیل قوم کوچکی به نام دربکی بوده است که نام خود را به این کوه دادند.  اما همینطور که اشاره شد ، هنوز نام اصلی و قدیمی این کوه ماشو در اطراف کوه به یادگاز مانده است. در اینجا ذکر این نکته ضروری بنظر می رسد ک واژه ماشو تنها واژه سومری به جا مانده در این ناحیه نیست بلکه در این منطقه هنوز به اسامی زیادی از واژه های سومری از جمله ارشکی ، دیلمون، لاگتاش، انمول ، لبابون و … بر می خوریم که در نقشه ارائه شده قابل مشاده است. بی شک طلوع و غروب خورشید در درفک همواره زیابیی خاصی به منطقه می بخشد.
 
میرابوالقاسمی مینویسد: «طلوع آفتاب در همه ارتفاعات دیگر مانند ترار و جواهر دشت و البرز و الموت دیدنی است اما برای من تماشای حرکت دسته جمعی کودکان و پایکوبی آنان در محلی که طلوع خورشید از آنجا به نحو بسیار با عظمتی دیده می شود، دل انگیزتر بوده است . غروب ماشو درفک برای زنان و مردان مسن و بیکار هنگام تماشا و گردش است.» بی شک کسانی که از نزدیک کوه  درفک را دیده اند تایید خواهند کرد که این کوه کاملا به شکل دیواری از زمین تا به آسمان کشیده شده است . الکساندر خودزکو به نقل از شرف الدین، مورخ عصر تیمورلنگ مینویسد: «وی درباره گیلانیان چنین به داوری می نشیند: طی قرن های متمادی امرای گیلان زمین ، پشتگرم به حصار کوهها و صعوبت عبور از باتلاقهای مه الود سرزمین خویش سر در خط دیارینهاده اند.» [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵]
 
مضافا در تاریخ دیده می شود که ساکنان اولیه جلگه ها مانند آشوریان که قرنها بعد از انقراض دولت سومریان به قدرت رسیدند با مواجهه با دیواره بلند البرز که در آن روزگار بیکنی یا کوه لاجورد نامیده می شود، گامان نمودند که به آخر دنیا رسیده اند. پاره ای از پژوهشگران براین باورند که اگر این کوه را همان کوه پاک نقره ای در مرز سرزمین های نیاکانی سومریان بدانیم] بدون شک و هرگونه دودلی باید آنرا در گیلان جسنجو کرد. بدون شک یکی از زیبائیهای کوه ماشو درفک رنگ نقره ای آن است که در روز های صاف آفتابی یکی از دیدنیهای منطقه به شمار می رود و ذکر نام کوه نقره ای یا کوه پا نقره ای بخاطر رنگ نقره ای آن ، مخصوصا دیواره شمالی آن، بوده است . شهرت درفک در سراسر گیلان(گیل و دیلم) به خاطر عظمت و موقعیت استثنایی ان می باشد. در گذشته مانند همه ارتفاعات این نواحی دارای ارزش و اعتبار مذهبی بود ، بعد ها روستاییان متشرع بسیاری از مناطق گیلان جهت قبله خود را به وسیله ان تعیین میکردند و هنوز در بخشی از آن کودکان خود می گویند موقع نماز باید رو به روی درفک ماند و یا هنوز بسیاری از مردم بومی این منطقه کوهستانی موقع قسم روبه ماشو درفک می نمایند و میگویند: «قسم به این سوی تجلی که یادگاری از همان اندیشه کهن سومری یعنی پرستش ایزد خورشید (اوتو) و خورشید پرستی گیلانیان در روزگاران کهن است که در متون تاریخی از آن یاد شده است. در دامنه این کوه راهی طولانی به دل زمین کشیده شده است که اغاز راهی است به زیرترین لایه های زمین که به علت مسیری بسیار خطرناک و تاریک و طولانی هنوز یکی از عجایب این کوه به شمار میرود.» [۴۶] [۴۷] [۴۸] [۴۹] [۵۰]
 

جنگل:  نام جنگل آمده در حماسه گیل گمش کشور جانداران است . در میان آن کوهی سربه آسمان کشیده شده است که پایگاه ایزدان آسمانی و همچنین آغاز راه جهان است و از ان رودها سرچشمه می گیردند. دره ای خواهی دیدچون آبراهی بزرگ و درمیانه دره، درخت بزرگخواهی دید که سر شاخه های آن سبزتر از سبزترین درختان انجیر است، کوه نام برده شده در اینجا همان ماشو یا درفک است که در دامنه آن راهی به زیر جهان یعنی لایه های سرزمین این منطقه وجود دارد و ما به طور خلاصه به آن پرداختیم. همچنین در دل این کوه، در انتهای غار (غار نوچا) آبی جریان دارد که باید آنرا سرچشمه رود یا چشمه هایی که در اطراف درفک قرار دارند دانست. رودخانه ای که در دره ای سرسبز جریان دارد همان (زلی کی) است، که دارای ابی بسیار صاف و گوارا است، قسمت دوم (کی) از نام این زودخانه به ما نشان می دهد که این واژه (زلی کی) یک واژه سومری است. زیرا (کی) در زبان سومری به معنای بانوی زمین، یا زمین درمعنای ساده واژه است.
درخت سدر یکی ازنشانه های بارز جنگل اسطوره ای در نزد سومریان است. نشانه هایی که از این درخت در متون مربوط به سومریان مخصوصا، حماسه گیل گمش بدست می اید، همانا دارای بوی خوش، استحکام، دارای صمغ و زیبایی خاص آنست که بکلی را از دیگر دیختان جدا میکند. از اسامی دیگر (درخت سدر) که در فرهنگ معین ضبط شده است: (درخت ارز، شربین که در گیلان زربین گیته می شو، درخت سلیمان و شجره الفطران است). [۵۱] [۵۲] [۵۳] [۵۴] [۵۵] [۵۶]
 
در چوب درخت سدر مقادیر زیادی صمغ وجود دارد که عطر بسیار خوشبویی دارد. بسیاری از مهرهای استوانه ای که در دامنه کوهستانی در جنگل های شمال گیلان و گورستان های قدیمی بدست آمده، همواره در آن شکل درخت سدر دیده می شود، که خود دلیلی محکم است بر پیوند جنگلهای این ناحیه با جنگل اسطوره ای سومریان در سرزمین نیاکانی که ذکر گردید، یکی دیگر از اسامی این درخت شجره القطران است. صنعت قطران گیری برای سومریان که دریانوردی ماهر بودند، در ساخت کشتی بسیار با اهمیت بوده است. درباره قطران گیری در گیلان باستان باید گفت که این صنعت کهن از از دوره باستان تا به امروز در منطقه کوهستانی گیلان وجود داشته است، متاسفانه کم کم می رود تا به دست فراموشی سپرده شود. [۵۷]
 

دریا:  اینکه سومریان از دید جغرافیایی، دریای مرزی را کجا می دانسته اند جای پرسش است. پاره ای از محققین می پندارند که این دریا می توان خلیج فارس، دریای خزر یا شاید هم دریای شمال روسیه باشد، به هر حال این جایگاه با دیلمون سرزمین سرچشمه رودها از دید سومریان یکسان بوده است. اگر دریای ذکر شده در منابع سومری را همان دریای کاسپین فرض نماییم. از جمله خصوصیاتی که برای این دریا از متون سومری می توان استنباط کرد همانا دریای مرزی، دریای باژرفای زیاد و امواجی خروشان و مرگ زا است. باید یاد آور شد که دریای کاسپین مخصوصا در بخش جنوبی دارای عمق بسیار زیاد است همچنین این دریا بعلت امواج بلند بعنوان یک دریای نا ارام معروف است. از طرفی دیگر این دریا را به عنوان دریای پسین و دریای مرزی نیز می شناسیم. پیگولوسکایا درباره شاپور اول می نویسد: «در همان سال اول پادشاهی با خوارزمیان و مادان کوه نشین به پیکار پرداخت و طی نبرد سخت آنان را درهم شکست. او از آنجا روانهشد تا گیلان وگرگان را که در کوههای دوردست و کرانه دریای پسین می زیستند، تابع گرداند.» او درباره موقعیت جغرافیایی سه منطقه نام برده شده در کناره دریای کاسپین می نویسد: «این همان است که در مآخذ سریانی به نام دریای پسین یا آخرین دریا امیده است. گیل گمش برای رسیدن به انسان جاودان ناگزیر به گذشتن از این دریاست که از دید همگی مردمان کهن سومری و سامی گیلانی و یونانی مرز شناخته شده ایت.» این گفته بیش از هر دلیل دیگری اعتقاد سومریان را درباره موقعیت جغرافیایی دریای مرزی به اثبات می رساند. [۶۰] [۶۱] [۶۲]
 
با توجه به مطالب ذکر شده بی شک می توانیم بگویی که مناطق گیلان، یعنی فاصله بین کوه درفک یا سرزمین ازراف، تا دریای همیشه کاسپی، بی گمان شبیه ترین مکان به سرزمین اسطوره ای و اولیه سومریان است. از دلایل و شواهد قابل اعتماد دیگر در اثبات پیوند سرزمین نیاکانی سومریان با منطقه گیلان بطور خلاصه به موارد دیگری اشاره می کردد، با این توضیح که در بخش از موارد نامبرده شده باستان شناسی، زبان شناسی، فرهنگ عامیانه و اسطوره شناسی تحقیقات مفصل و جداگانه ای انجام شده است.
 

زبان شناسی:  از نظر زبان شناسی واژگان بسیاری به صورت اسامی خاص در متون سومری دیده می شود که امروزه به اشکال مختلف باقی مانده است که شامل اسم، مکان، گیاه، کوه، حیوان و … می باشد. علاوه بر اسامی جغرافیایی که در همین مقاله ارائه شده است، بسیاری از واژه ها و کلمات دیگر با همان معنی و مفهوم مورد کاربرد در زبان سومری، توسط بومیان در منطقه کوهستانی گیلان به کار می رود که تعدادی از آنها برای نمونه در اینجا آورده می شود، به عنوان مثال: گیلوم، نانا، آلالو، لیل کی، اینانا، دوموس، اوتو و … [۶۳]
 

اسطوره شناسی:  از دید اسطوره شناسی، پهلوان اسطوره ای سومریان گیل گمش نامیده می شود، این وآژه را میتوان از دو جزء دانست:گیل  به معنی(مردی از قوم گیلک) و گمش به معنی (گاومیش) می باشد که از دیرباز تاکنون برای مردان پهلوان و پرزور گیلان زمین بوده است. همچنین سرزمین اسطوره ای دیلمون (بهشت سومریان) امروزه نام باستانی ترین منطقه از جهت دارا بودن تمدن بسیار دیرینه ولی نا شناخته منطقه گیلان است.

 

فرهنگ عامه:  در فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی و مقایسه افسانه ها و باورداشتهای مردم این سرزمین با آنچه از سومریان دردست است به موارد مشابهی برمی خوریم. برای نمونه، بسیاری از مردمان سرزمین گیلان افسانه ای را نقل می نمایند، که کاملا قابل مقایسه با دیدار گیل گمش با بانوی شهدساز، سیدوری، در حماسه گیل گمش است.

 

باستان شناسی:  از بعد باستان شناسی با بررسی بسیاری از یافته های باستان شناسی در ناحیه کاسپی و در بخش کوهستانی منطقه موردنظر ئلایل محکمی در پیوند این سرزمین با تمدن سومریان بدست آمده است، هرچند قسمت اعظم مناطق اصلی هنوز اط لحاظ باستان شناسی بکر و دست نخرده باقی مانده است. مثلا نقش مهرهای استوانه ای که در دامنه کوهستان های شمال در گورستان های کهن بدست امده، در ا« همواره شکل کوه،(درخت سد) و زورقی که روان ادمی را به سرزمین جاودانی می برد وجود دارد. همچنین پیدا شدن ایزدبانوی باروری یعنی (نانا) و ظروف سفالی که توش سومری دارند دلیلی دیگر براین گفته است.

 

 نویسنده درخشان هدایتی فر

 

[۳۳]-dilmunT بهشت سومریان، که به گفته‌ای در کنار دریای همیشه کاسپی یا کنار خلیج فارس قرار داشته است. نخستین گمان به راستی نزدیک‌تر است، زیرا آن را گاه ( سرزمین پکاه خورشید) و (چایگاه زیست جانوران) نیز خوانده اند. آفرینش از این جا آغاز می شود و محل زندگی زیوسودرا، تنها آدمیزادی که در دیلمون زیست جاودانه دارد نیز در همین سرزمین است. حسن صفوی، ۱۳۵۶، ص ۱۱۳٫ قابل ذکر است واژه دیلمون درست مطابق بالخوزبان مردم کوهستانی در گیلان در متون سومری ضبط شده است .
[۳۴]-mashuT واژه‌ای اکادیائی به معنای (دوگانه)، کوهساری که جایگاه فرو رفتن و بر آمدن خورشید است. حسن صفوی، ۱۳۵۶ ، ص ۱۱۵
[۳۵]-همان، ص ۱۱۵٫
[۳۶]-همان، ص ۱۸۳
[۳۷]-همان، ص ۷۸، ۸۵
[۳۸]-همان، ص ۷۷
[۳۹]-همان، ص ۱۸۳
[۴۰]-همان، ص ۷۷
[۴۱]-ر.ک: نقشه جغرافیایی ارائه شده در متن
[۴۲]-الکساندر خودزکو، ۱۳۵۴، ص ۴۰ و بعد
[۴۳]-ر.ک: نقشه جغرافیایی ارائه شده در متن
[۴۴]-سید محمد تقی میرابوالقاسمی، ۱۳۵۶، ص ۱۵۷
[۴۵]-الکساندر خودزکو، ص ۱۱
[۴۶]-جهانگیر سرتیپ‌پور، ص ۶۳
[۴۷]-همان، ۶۴
[۴۸]-حسن صفوی، ص ۷۸
[۴۹]-سید محمد میر ابوالقاسمی، ص ۱۵۹
[۵۰]-ر.ک: نقشه جغرافیایی
[۵۱]-حسن صفوی، ص ۷۷
[۵۲]-ن.ک: ساندرز،۱۳۷۶، ص ۳۷
[۵۳]-سید محمد تقی میر ابوالقاسمی،۱۳۵۶، ص ۱۵۹
[۵۴]-سهراب هادی، ص ۲۵۹
[۵۵]-از این درخت در برخی از متون با نام ( سرو آزاد) نیز یاد شده است.
[۵۶]-محمد معین، ص ۱۸۴۶ . برای مطالعه در این باره، ر.ک. به سید محمد فائق، ۱۳۷۴، ص ۱۲ و بعد
[۵۷]-حسن صفوی، ص ۴۵
[۵۸]-حسن صفوی، ص ۸۷ به بعد
[۵۹]-مسلم اینست برالواحی از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در سرزمین های (بین النهرین) کشف شده است (و نام سومری به آن داده اند) برخی واژه های مندرج است که هنوز در جنوب کاسپین(گیلان و غرب مازندران و قزوین) با مفهوم هفت‌هزار سال پیش متداول است. هم دراین الواح است که با ربع النوعی آشنا می شویم بام (نن کاس) که گویی ایزد مشتکر سومری ها و کاس هاست. زیرا نام خدای بومی کاس ها نیز ( کاس یا کاش یا کاشو ) بوده که به گفته گیرشمن ص ۴۵ کتاب ایران ( از آغاز اسلام تا اسلام)، ( قوم کاس بدون شک از آن ایزد نام گرفته است). جهانگیر سرتیپ‌پور،بی‌تا،ص۹۸
[۶۰]-عزیز طویلی، ص ۴۹
[۶۱]-پیگلوسکایا، ص ۲۲۷
[۶۲]حسن صفوی، ص ۸۷
[۶۳]-به تریتیب: Uta, Dumus, Inanna, Lilki, Allalu, Lil, Nanna,Gilum و…
[۶۴]-حسن صفوی،ص ۱۱
[۶۵]- جلال ستاری، ص ۳۵
[۶۶]- سومریان اعتقاد داشتند بسیاری از اسامی شهر های ساخته شده در بین النهرین قبلا در سرزمین های اولیه آنها بکار رفته است. ر.ک: پیر گریمال، ص ۲۷
[۶۷]-واژه گال در پسوند بسیاری از واژه های سومری به چشم میخورد. لازم به توضیح است که بومیان منطقه مورد بحث در گیلان نیز گالش (گال + ش) نامیده می شند.
[۶۸]-برای دقت عمل، واژه ها مطابق با نحوه زبان مردمان بومی گالش در منطقه کوهستانی گیلان تنظیم شده است.
[۶۹]-قس، یادداشت شماره ۲

5 دیدگاه در “گیلان باستان خاستگاه نخستین سومریان (بخش سوم)

  • آبان ۷, ۱۳۹۲ در۶:۳۱ ق.ظ
    پیوندیکتا

    آیا اون زمان که حماسه گیل گمش نوشته شد توسط سومریان حوزه ی جنوب کاسپی دریا نشانه ای از گیل یا گیلک هست؟
    در مورد باستانشناسی هم دلایل محکمی نیاوردید
    بدون سند است
    این ها از ضعف های یک مقاله ی تاریخیه که به راحتی میتونه کل مقاله رو زیر سؤال برده و اونو رد کنه

    پاسخ
    • اسفند ۲۱, ۱۳۹۵ در۱:۳۵ ب.ظ
      پیوندیکتا

      لغات مشترک زبانی زیادی وجود دارد که جای شکی باقی نمی گذارد.تشکر از نگارنده

  • آذر ۲۶, ۱۳۹۲ در۷:۰۵ ب.ظ
    پیوندیکتا

    این مقاله سعی شده تحقیق و بررسی رو تو همه ی موضوع ها انجام بده . به نظر من هم میتونست تو باستان شناسی خیلی دقیق تر باشه . ولی همانطور که مقاله هم نوشته شده . بین اثار سومری و آثار کاسپی در گیلان شباهت های زیادی وجود داره .

     

    از جمله مهمترین خط نوشته هایی که در مارلیک کشف گردید دو مهر استوانه ای است که روی آنها به خط میخی نقش شده است که ارتباط قابل توجهی با سرزمین میان رودان (بین النهرین) دارند چرا که علاوه بر شباهت خطوط آنها با خطوط الواح سومری نام دو تن از شاهان سرزمین های خاور میانه نیز در آنها حک شده است. این مهرها به باستان‌شناسان برای تشخیص خط و تاریخ مارلیکی‌ها بسیار کمک کرده اند. این مهر ها که حاوی نام دو شاه منوآ(Menuas) و آرگیشتی(Argistis) به خط میخی حک شده توسط پروفسور جرج کامرون استاد خطوط باستانی خاور میانه در دانشگاه میشیگان آمریکا مورد بررسی قرار گرفته و وی اظهار داشت که علائم مربوط به رب النوع های موجود بر روی این مهر ها و نوع خط آنها که کمی بعد به کلی منسوخ شده است ، نمی تواند اواخر هزاره ی دوم و اوایل هزاره ی اول پیش از میلاد جدیدتر باشد و به عبارت دیگر حد اقل برای پیش از اویل هزاره ی اول پیش از میلاد هستند.

     

    پیشنهاد میکنم این مقاله رو مطالعه کنی : http://www.siyahkal.com/home/modules.php?name=News&file=article-seo&sid=174-%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D9%85%D8%B1-%D9%87%D8%A7

    زبان انگلیسی : http://www.siyahkal.com/home/modules.php?name=News&file=article-seo&sid=183-guilans-first-peoples-and-the-Sumerians

    پاسخ
  • خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ در۳:۵۵ ب.ظ
    پیوندیکتا

    این مقاله کجا به چاپ رسیده؟ ممنون می شم اگر ارجاع رو بگید

    پاسخ
    • خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ در۹:۵۱ ب.ظ
      پیوندیکتا

      فکر نکنم این مقاله قبل از اینکه در سرزمین کاسپین منتشر بشه جای دیگه ای منتشر یا چاپ شده باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *